لیبرا، وقتی وارد یه جمع میشی، حالوهوای فضا عوض میشه و تو همچنان وانمود میکنی متوجهش نیستی. متوجهش باش.
کنسر، اونا فکر میکنن شکنندهای، اما تو از چیزهایی عبور کردی که خودشون ازش فرار کردن.
کنسر و کپریکورن، برای همدیگه همون آرامش و تکیهگاهی هستین که هر دو قسم خورده بودین بهش نیازی ندارین.
سجتریس، آره، با اون اسکورپیو قرار بذار. بذار جمنای توی دود و دمِ افکار خودش بمونه!