هدایت شده از یهجایی بین ستارهها.
امتحان دوم ادبیاته و یک روز و نیم وقت داریم فقط
بعد یه طوری دارم زندگی میکنم انگار حافظ شیرازی ای، چیزی ام
هدایت شده از کلکسیـون واژههای مُـرده.
اتفاقا ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه نیست، هرچیزی به وقتش قشنگه. از وقتش که بگذره دیگه بودن و نبودنش فرقی نداره، درواقع از وقتش که بگذره دیگه مهم نیست.
_اِچ.