چهار سال پیش ترمینال همدان بودم یه اقایی بغل دستم نشسته بود گفت اتوبوسم نیم ساعت دیگه حرکت میکنه یه چُرت کوچولو میزنم بیست دقیقه بعد بیدارم کن،
الان یادم اومد
امروز شرکتی که داخلش مشغول بودیم بین پرسنلش قرعهکشی کرد،اشتباه نکنید جایزه نمیدادن اسم هرکس درمیومد بیکار میشد :)
امروز من اولین بار تو یک قرعه کشی برنده شدم :)) !!!!!
ای کودک بلندپرواز و کنجکاو که آرزو داشتی تو بهترین دانشگاهها درس بخونی و دانشمند بشی، کجایی که ببینی تو گرفتن مدرک لیسانس دانشگاه آزاد هم موندی.
دیشب به دوستم میگم سر صدا نکن گربم خوابه، میگه کنکور که نداره فردا، بیدار میشه بازی میکنه دیگه :))))
واقعا لذتی که تو ملاقات با انسانهای جدید و خوب بعد از قطع ارتباط با عوضیها هست، تو هیچی نیست.
گاهی توی حالت میل به معاشرت صفر میشم. گالری خلوت میکنم. اکانتتکونی میکنم. ریمو، بلاک، سکوت، پاسخهای کوتاه. انگار آدمزده میشم. فقط مناسبم برای کنج خلوتم و دوری از آدمها.
این مهاجرت هم آدمیزاد رو دراماتیک میکنه امروز چای دارچینیرو گذاشتمرو میز، گریه کردم چون یاد بابا افتادم.
این پسر آلمانیه میگه چرا درس میخونی بخواب. داداش من پاسپورتم مشکل داره مجبورم ادامه تحصیل بدم.
به نظرم جذاب ترین سن آدم، ۳۰ سالگیه. نه اون بچگی و حماقت ۲۰ رو داری، نه پیر شدی و هنوز خیییلی جوونی. کلی هم تجربه داری و به بلوغ رسیدی. خودتم تا حدی جمع و جور کردی و میدونی چی میخوای. حتی از لحاظ ظاهری هم اوج جا افتادگی و زیبایی در ۳۰ سالگیه. من خیلی دوست دارم زودتر ۳۰ سالم بشه🥹
دهه ۲۰ سالگی اینجوریه که داری فارغ التحصیل میشی،نمیدونی بری چیکار کنی،از این مصاحبه به اون مصاحبه،از این شرکت به اون شرکت،تهشم میگی کاش یه دلقک اینستایی بودم.