من قبل از اینکه وارد آکادمیا بشم چهار پنج سال کف بازار بودم عزیزای دلم، این پسر بازاریای که اکثرا توصیف میکنن فیت مناسبی واسه دختراییه که میخوان بشینن خونه و بچهداری کنن. یهذره بخواید بلندپروازی کنید «پسر بازاری» چنان بالتون رو میچینه که فکرش رو هم نمیتونید بکنید =)))
عزیزم پیج ۱۰۰ نفره ای که با ۹۵ نفرش داستان داشتی که دیگه private محسوب نمیشه.
ساعت ۵ یهو هوا تاریک میشه ماه درمیاد. ادم نمیدونه باید بخوابه، شام بخوره، زوزه بکشه؟
ببخشید:))) من تو دانشجویی یه وام ده تومنی گرفتم قسط اولشو اومدم بدم، فکر کردم یک و صد دارم پرداخت میکنم ۱۱ تومن وام و سودشو واریز کردم :)))))))
من واقعاً بنده چیزای کوچیکم. غذای مورد علاقهام رو جلوی فیلم خوب بخورم. قهوه عصرم رو برم تو بالکن بخورم. رو میز مرتب شده کار کنم. حموم کرده و کرم زده و تر تمیز رو روتختی تازه شسته شده بخوابم. حتی بنده پادردیم که باهاش میرم تو تختخواب چون نشونه یه روز خوب بوده.
تجربهی زیسته اکثر ما اینجوری بوده که خانواده بهمون سخت گرفته، مدرسه و دانشگاه هم همینطور، جامعه هم کم نذاشته؛ و در نهایت، ما تبدیل به آدمی شدیم که اگه عاملی برای سختگیری هم وجود نداشته باشه، خودمون این کار رو بهخوبی در حق خودمون انجام میدیم.
تروخدا به نقاشی که تو جزوه ام کشیدم توجه کنید😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
🤍●@Atomospher
ما چیکار میتونیم برات بکنیم مهشاد جان؟ بریم به بابات خبر بدیم که آیفون خریدی
🤍●@Atomospher
آقایی راننده داره با بچهش تلفنی صحبت میکنه، بچه گفت دستش زخم شده، اینم داره بش قول میده زود میره خونه انقد دستشو بوس میکنه که خوب شه.
🤍●@Atomospher
از اون خونههایی که "جون مادرتون بذارید من برم توش زندگی کنم" :))
🤍●@Atomospher