این شمالیا چقد چایی میخورن؛ بدبختم کردن چند روزه، دم به دقیقه میبینم یه لیوان چایی گذاشتن جلوم و زشتم هست نخورم.
بسه دیگه،
میخوام یه صفحه بسازم از یه آدم معمولی؛ آدمی که گاهی حوصله آشپزی نداره،فقط مهمونیها آرایش میکنه،گاهی ساعتها میخوابه به سقف خیره میشه و چند ساله که ورزش نکرده.
بالاش مینویسم "ما بیش از آنکه به داستان آدمهای بازنده و برنده نیاز داشتهباشیم،به داستان آدمهای معمولی نیازمندیم"
یه کارمند متولد ۷۸ داریم. من واقعا حس میکنم دخترمه. امروز بهش نارنگی دادم، گفت: مرسی دکتر خودتون بخورین. گفتم: بخور تو سن رشدی. حس کردم ناراحت شد.
صبح همون روزی که دیدی جورابت سوراخ شده ولی با خودت گفتی ولش کن کفشمو که قرار نیست دربیارم:
🤍●@Atomospher
به نظرم جذاب ترین آدما ایناییان که بعد ازینکه باهات بیرون بودن بهت تکست میدن که فقط بگن چقد بهشون خوشگذشته
شماهم دست خطتون با توجه به مود و خودکاری که دستتونه، فرق میکنه یا فقط من اینجوریم؟
پشت در بودم داشتم شال سرم میکردم به مریض گفتم یه لحظه صبر کنید داخل نیاین
یهو درو باز کرد بیاد داخل تق خورد به من و باز نشد
بعد فشااار فشااار که درو باز کنه بیاد داخل هی من میگفتم اقااا نیا تووو
هی اون فشاااار میاورد به در واقعا چتونه
هرچقدر لازمه بهش برگرد، بهش پیام بده
تا بالاخره ازش چیزی ببینی که از چشمت بیوفته و دیگه دلت براش تنگ نشه