پسر یه زمانی نه اجاره خونه میدادیم نو پول غذا تهش ام صاحب خونه یه پولی تو جیبمون میذاشت میگفت مراقب باش پسرم.
حیرت انگیزه.
بازارچه کریسمسی زدن تو تهران، غرفههاش یکی درمیون ذرت مکزیکی و آش رشتهایه، یکیشونم از کرمانشاه کاک آورده داره میفروشه :))))
هیچوقت سرما نمی خوری مگه اینکه روز قبلش با مامانت سر لباس کم پوشیدن
بحث کرده باشی .
نمیدونم دلم برای تو تنگ شده یا اون بخش از خودم که برای همیشه پیش تو جا موند و دیگه هم برنگشت.