به مامانم میگم هیشکی دوسم نداره،اونم میگه خب توام کسی رو دوست نداشته باش.
تا حالا انقدر خوب قانع نشده بودم:))
یه سلامی هم بکنم خدمت اون دوستی که بهش گفتم کتابتو بده سوالات رو رونویسی کنم گفت امتحان داریم و نمیدم میخام بخونم؛
از آینده مون مطلع نیستیم و گذشته مون رو هم نمیتونیم تغییر بدیم؛پس تا میتونیم باید از همین دقیقه ها و لحظه هامون استفاده کنیم؛تا ده سال دیگه هی داستان تعریف نکنیم و حسرت این لحظه هارو نخوریم.