وقتی یادت میوفته با اون همه خوبیای که در حقش کردی باز ولت کرد رفت:
🤍●@Atomospher
آدمها کتاب نیستن که واسشون نشونه بذاری، بعد بری و وقتی برگشتی هنوز سر همون صفحه باشن. آدمها میرن و هیچ تعهدی درقبال بلاتکلیفی شما ندارن.
خیلی ریلکس داری زیر دوش شامپو رو میریزی کف دستت، یهو یه کامیون غم میاد صاف میشینه وسط قلبت.
تولد فامیلمونه میخوام بهش شورتک با طرح باب اسفنجی کادو بدم تا بفهمه تو شیش سالگی به پارچ و لیوان نیاز نداشتم
به نظرم جمعه از 12ظهر به بعد دیگه نیازی نداره ادامه پیدا کنه تا همونجاش کافیه
شما که غریبه نیستید من الان دردم اینه که حالا کوووو تا دوباره از یکی خوشم بیاد
از اونی که میگفت برات ماشین ظرف شویی میگیرم نمیزارم دستای خوشگلت خراب بشه چخبر؟
دوست داشتن آدمها یعنی خواستن اونها به همون شکلی که واقعاً هستن، تیره، زیبا، زخمی، ادامه دهنده، شکسته.
خانواده ایرانی داشتن اینجوریه که تو داری دانشگاهتو تموم میکنی اما هنوز میگن: حالا یه تحقیق بکن ببین نمیتونی بری پزشکی؟
|