من از تو میمردم ،
اما تو زندگانی من بودی.
تو با من میرفتی ، تو در من میخواندی ،
وقتی که من خیابانها را
بیهیچ مقصدی میپیمودم.
تو با من میرفتی ، تو در من میخواندی.
-فروغ فرخزاد
از رنجی خستهام که از آن من نیست
بر خاکی نشستهام که از آن من نیست
با نامی زیستهام که از آن من نیست
از دردی گریستهام که از آن من نیست
از لذتی جانگرفتهام که از آن من نیست
به مرگی جان میسپارم که از آن من نیست.
-احمد شاملو