"مخفیگاه نویسندهٔ مرده"
آدم ها فراموش میکنند که من در تمام طول عمرم تنها دوبار شاعر شدم:
یکی برای دیدن تو
و دومی برای ندیدنت
اگر مرگی نبود زیستن هیچ معنایی نداشت و زندگی صرفا یک واژه ی بی معنی و مبهمی بود که نه هیچ حس و احساسی داشت و بدون هیچ هیجانی و هیچ چیز تازه وجود نداشت و همه چیز تکراری و پر از هیچ و هیچ و هیچ.
زندگی مدیون مرگ است هرچند مرگ او را به پایان می رساند و تمامش میکند، اما اگر همین مرگ نبود زندگی ای وجود نداشت.
"مخفیگاه نویسندهٔ مرده"
اگر جامعهای که در آن زندگی میکنید بیمار است. لزومی ندارد اجتماعی باشید.
-مصطفى طلوعى
هدایت شده از کتابخانهی بی کتاب؟
من یه مشکلاتی رو تو زندگیم حل کردم که بعداً فهمیدم بقیه اینارو مامان باباشون حل میکنن.