eitaa logo
آوان'
129 دنبال‌کننده
119 عکس
15 ویدیو
0 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
کلی طبیب ِمشهور اومدن ولی هیچکدوم نتونستن‌ بفهمن که رابعه‌ چرا به این حال افتاده .
رابعه یک‌ دایه‌ای‌ داشت که خیلیی مهربون و خوش زبون بود . از اونایی که با زبونشون‌ مارو از لونه میکِشن‌ بیرون.
دایه‌یِ رابعه کم‌کم تونست‌ دلِ رابعه رو نرم کنه و از زیر زبونش عشقی که به بکتاش داشت رو بِکِشه بیرون .
دایه‌ هم پیشنهاد داد که بره و به بکتاش بگه که رابعه عاشقش شده .
ورقی برای رابعه آورد . و رابعه شروع کرد به نوشتنِ شعر برایِ بکتاش . زیرِ نامه هم نقاشیِ چهره‌یِ خودشو کشید.
بعد هم نامه رو داد به دایه تا ببره برای ِبکتاش . بلکه‌ یکم‌ حالِ رابعه بهتر بشه و بکتاش بفهمه‌ که رابعه عاشق ماشقش شده .
دایه‌ هم یواشکی‌ رفت و نامه رو داد به بکتاش .
بکتاش نامه رو باز کرد و شروع کرد به خوندنِ شعر . از شعر خیلی خوشش اومده‌ بود . وقتی به پایین ِنامه رسید نقاشیِ یه یه دخترِ خوشگل رو دید .
رابعه انقدر زیبا بود که بکتاش با دیدنِ همون نقاشی‌ ِ چهره‌یِ رابعه ، یک دل نه صد دل عاشق ِ رابعه شد.
برید جیش کنید یه چیزی بخورید . پتو و بالش بیارید بیاید . سین کمه اعصابم‌ خورد میشه انگار دارم با خودم صحبت میکنم .
خب دیگه بسه بیاید