یک _ قراره با یه دخترِ خوشگل و خوش زبون آشنا بشی که این در آینده مونس و
همدت میشه..
از همهیِ دخترا هم سَر تره .
چهارم _ یه نوازنده پیدا میکنی که به
شدت تو کارش وارد و هنرمند تشریف
داره.
این نوازنده اسمش [باربَد]ِ و خلاصه که آره .
ما شانس نداریم مُرده بیاد تو خوابمون
نه تنها چیزی بهمون نمیده
دستمونو میگیره با خودش میبره.
میگذره و میگذره ..
خسرو با یه فردی آشنا میشه به اسمِ
[شاپور ] که هنرمندِ خوبی بوده..
خسرو از شاپور خوشش میاد و کم کم
شاپور میشه رفیق جینگش .
تا همینجا بمونه .
بقیهش واسه بعد .
چشمهام واقعا یاری نمیکنن.
شبتون خیلی بخیر باشه 💚.
شعرهایِ انگلیسی و عربی رو که میخونم
تازههه میفهمم که شعرهایِ خودمون
چقدر قشنگ و پر از احساسن.