آوان'
گریههایِ مامانِ ماکان عمیقا وجودمو میشکنه . ببخشید که من هنوز زندهام .
ماکان حتی مزاری نداره که آسیه و سیروس برن بشینن اونجا و دلشون خوش باشه :))))))))
ماکانی که تیکه تیکه شد .
خاکستر شد .
و هیچ چیزی ازش باقی نموند .
هیچی باقی نموند به جز یه پلیور آبی و یه لنگ کفش .
پیوی شمام پر از کساییه که نمیخوان مزاحم بشن فقط میخوان چند لحظه وقتتونو بگیرن و اکانت قشنگتونو تو چنلشون ببینن؟