پادشاه روم فرصت رو غنیمت میشماره
و میگه با یه تیر دو نشون میزنم ..
اول یه دختری به اسم [ مریم ] داشت که
اون رو به عقد خسرو در میاره ..
بعد عروسی
یه لشکر میده به دامادش خسرو
میگه برو حکومت رو از بهرام پس بگیر
و دخترمو خوشبخت کن .
شاید فکر کنید که خسرو حالا دیگه به
مریم بسنده میکنه و از هیزبازیاش
دست برمیداره ..
ولی باید بگم سخت در اشتباهید ..
دیگه داریم به قسمتهایی میرسیم که
فرهاد بخت برگشته وارد داستان میشه ..
ولی خب واقعا چشمام نمیکشه ..
پس ؟ شب بخیر به پر قوهایِ نازم 💚.
در انتظار قصه از زبون شهرزاد قصه گوی قشنگم ^^
_
شهرزاد قصه گو؟((((((((((((((=
وای وای چقدر از این خوشم اومد.
ماچ پرتابی مرتابی بهت نازززز .
ای به دیدهیِ منت خانومی چشم
داستانم میگم ..
زندوکیلی/آوان.Ali Zand Vakili - Karevaan (128).mp3
زمان:
حجم:
4.7M
صوتی مغموم و عزیز ..
آوان'
روح نواز*
راستش بچهها این برام پر از خاطرهست..
پارسال این موقعها اتفاقای بدی پشت
سر هم افتاده بودن و من داشتم کم
میاوردم ..
تنها چیزی که از دستم برمیومد این بود
که تکیه بدم به دیوار ِتوی حیاط و به
ماه خیره بشم و این صوترو گوش بدم .
راستش اون روزها حتی فکرشم نمیکردم
که دوام بیارم ..
دوام آوردم ..
حالا هر بار که اینو گوش میدم تمام
اون شبا و فکرایی که از سرم میگذشت
و حال هوای خونه برام تداعی میشه ...
با این حال هنوزم دوسش دارم و با هر
بار گوش دادنش روحم به پرواز درمیاد
پس شمام دوسش داشته باشید .