eitaa logo
آوان'
172 دنبال‌کننده
333 عکس
56 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
آفرین دقیقا یه راست میره اونجا میمونه .
یه کلاغ چهل‌ کلاغ میشه و خبر میرسه به گوش خسرو که شیرین اومده مدائن .
خسرو دلش میلرزه .
شاید بگید آخی اینم عاشق بوده و فلان باید بگم سخت در اشتباهید خسرو دلش برای همه بندری میزد .
شیطون میاد در گوش خسرو میگه بابا چه عیبی داره خیلیا دو تا زن دارن توام ۲ تا داشته باش . چی میشه مگه؟
اما خسرو مثل چی از زن و پدر زنش‌ میترسید برای همین نمیتونست‌ بگه میخوام شیرین‌رو بیارم تو کاخ خودم .
مریم‌ هم دو دستی‌ محکم شوهرش‌رو چسبیده بود که مبادا دست از پا خطا کنه .
توی این هیری ویری عزرائیل میاد و دست بهرام‌ رو میزاره تو دست خودش و با خودش میبره.
خبر میرسه به خسرو . خیلی خوشحال میشه و اون شب یه جشن مشتی میگیرن .
همینطور که خسرو مِی‌ می‌خورده و به آواز گوش می‌داده یهو از خود بی‌خود میشه .
میوفته‌ به دست و پای مریم که آقا جای شیرین‌ خیلی بده بزار بیارمش تو کاخ خودمون قول مردونه‌ میدم که اصلا باهاش کاری نداشته باشم .
بهش میگه بابا من عذاب وجدان دارم این دختر بخاطر من حکومتش‌ رو ول کرده اومده بین مردم بدنام شده مردم بد نگاهش‌ میکنن ..