eitaa logo
آوان'
172 دنبال‌کننده
332 عکس
56 ویدیو
5 فایل
اگر روزی یقین‌ کردی جهان جایِ کمی دارد چو من سر در گریبان کن، گریبان عالمی دارد . ‌_ آوان ؟ طنینِ آغاز ، آغازِ گشت‌و‌گذار لابه‌لای‌ِ خاطراتی‌ عجین با دلواپسی‌ . -
مشاهده در ایتا
دانلود
اما خسرو مثل چی از زن و پدر زنش‌ میترسید برای همین نمیتونست‌ بگه میخوام شیرین‌رو بیارم تو کاخ خودم .
مریم‌ هم دو دستی‌ محکم شوهرش‌رو چسبیده بود که مبادا دست از پا خطا کنه .
توی این هیری ویری عزرائیل میاد و دست بهرام‌ رو میزاره تو دست خودش و با خودش میبره.
خبر میرسه به خسرو . خیلی خوشحال میشه و اون شب یه جشن مشتی میگیرن .
همینطور که خسرو مِی‌ می‌خورده و به آواز گوش می‌داده یهو از خود بی‌خود میشه .
میوفته‌ به دست و پای مریم که آقا جای شیرین‌ خیلی بده بزار بیارمش تو کاخ خودمون قول مردونه‌ میدم که اصلا باهاش کاری نداشته باشم .
بهش میگه بابا من عذاب وجدان دارم این دختر بخاطر من حکومتش‌ رو ول کرده اومده بین مردم بدنام شده مردم بد نگاهش‌ میکنن ..
مریم هم که زندگیش‌ رو دو دستی‌ چسبیده بود به خسرو میگه که به درک اگه این دختر پاش به کاخ ما باز بشه خودم‌ رو میکشم‌ .
خسرو هم که میترسه سریع عذر‌خواهی میکنه و میگه نه دیگه دور شیرین‌ رو خط میکشم .
مریم هم باور میکنه و عذر‌خواهیش‌ رو قبول میکنه ای مریم ساده لوح باید روش خط می‌کشید نه دورش .
خسرو شاپور رو صدا میزنه و یواشکی بهش میگه که برو شیرین رو بدون اینکه کسی بفهمه‌ بردار بیار کاخ من .
شاپور پا میشه میره به کاخ شیرین و بهش میگه که خسرو گفت با من بیای بریم به کاخش‌ ولی یواشکی که مریم با خبر نشه .