گرمای ِتنت ، پخته کند خامی من را
بیتجربهام ، میوهی کالم ، بغلمکن
_
وای خدا چه شعر قشنگی =))
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد، حوا ک لب گشود، غزل اختراع شد.
در چشم های خسته ی مردی نگاه کرد..
نزدیک ظهر بود، بغل اختراع شد*.
آهی کشیدُ آهِ دلش رفتُ رفتُ رفت..
تا حاله ای ب دور زحل اختراع شد .
_
صدای آقای عسگری تو سرم اومد =)
بزار ببینم فیلمشو دارم تو گالرییی
چه خبر یار؟! شنیدم که گرفتار شدی ؛
دل سپردی و برای دگری یار شدی ..!
بعدِ دل کندنت از من دلت آرام گرفت ؟!
خوب شد زندگیات ؟! یا که بدهکار شدی؟
_
ای خدا ناز ، من خیلی ممنونتم واسه این
شعر قشنگ((((=
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو..
_
یادم باشه آهنگ اینم بفرستم براتون=)))
وای خیلی قشنگه
تو را جانم صدا کردم ولیکن برتر از جانی/مگر جان بی تو میماند در این تندیس انسانی؟!
_
ای خدا تصدقت ممنون واسه شعر قشنگت
آوان'
شما میدونید "ماست طعم یخچال میده" یعنی چی؟
شمام میدونین نون مزه فیریزر میده ینی چی