وقتی تحصیل کرده هستید
که بتوانید
تقریبا هر حرفی را بشنوید
بدون آنکه عصبانی شوید
یا اعتماد به نفستان را
از دست بدهید ...
وینستون چرچیل
@Axe_zirkhakii
تیم اکتشاف قطب جنوب کاپیتان اسکات، ۱۹۱۰
به چکمهها و پوتینها نگاه کنید، بیش از یک قرن پیش و با وجود تمام کمبودهای تکنولوژیک، انقدر باکیفیت بودن. بعد هموطن من فکر میکنه تحریمها برداشته بشن شرکتهای غربی تکنولوژی رو انتقال بدن به ایران، ما هم میشیم کشور صنعتی!
این دقت به جزییات و جدی گرفتن کیفیت، یک فرهنگه، که نمیشه پول داد و واردش کرد. باید بخشی از زندگیت باشه.
@Axe_zirkhakii
📷 زنان قیماقی (سرشیر فروش) که قبل از طلوع آفتاب، پیاده به همه محلههای شهر سر میزدند و با بانگ قیماقی، قیماقی شهر را بیدار می کردند.
⏳ اهواز ۱۳۲۵ ؛ نزدیک پل سفید
@Axe_zirkhakii
📷 عکسی از زنده یاد استاد شهریار در کنار فرزندانش هادی،مریم و شهرزاد
@Axe_zirkhakii
عکسی دیده نشده از اصغر قاتل، نخستین قاتل زنجیره ای شناخته شده درایران همراه باسینی بامیه ای که با آن کودکان رافریب میداد.
@Axe_zirkhakii
💠 عادت کرده ایم که فقط حال حاضر افراد موفق را به تنگ نظری و حسادت بنشینیم
🔹 در حالی که اغلب گذشته ای مملو از اراده و تلاش داشته اند
@Axe_zirkhakii
هر پرهیزکاری" گذشته ای دارد
و هر گناه کاری" آینده ای
پس قضاوت نکن
میدانم اگر قضاوت نادرستی
در مورد کسی بکنم،
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا
در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند
در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگریم
محتاط باشیم، در سرزنش"
و
قضاوت کردن دیگران "
وقتی نه از دیروز اوخبر داریم،
نه از فردای خودمان
📚 شیاطین
داستايوفسكى
@Axe_zirkhakii
امروز شنیدم وَبا در مشهد مقدّس روزی هفتاد هشتاد نفر را تلف میکند. ده روز دیگر یقین در اردو خواهد بود. ممکن بود با مبلغ کمی مخارج قرانتین (قرنطینه) بگذارند شاید این مرض به جای دیگر سرایت نکند؛ اما کی حکم بکند و کی بشنود. انالله و انا الیه راجعون»
اعتماد السلطنه، ۱۸۹۲ میلادی
@Axe_zirkhakii
از فرمایشات ناصرالدین شاه قاجار:
"نوکرهای من و مردم این مملکت باید
جز از ایران و عوالم خودشان از جایی
خبر نداشته باشند و بالمثل اگر اسم
پاریس یا بروکسل نزد آنها برده شود
ندانند این دو خوردنی است یا پوشیدنی"
#امین_الدوله
@Axe_zirkhakii
⁉️ چرا اصفهانی جماعت خسیسه !؟!
▫️ اصفهانی ها سالیان سال برای مسافران در کاروانسراهای اطراف شهرشون بدستور حاکم شهر آذوقه می گذاشتند و همیشه مسافرانیکه از این شهر میگذشتند بصورت رایگان از این امکانات استفاده میکردند و
این به شکل یک عادت و رسم ثابت در آمده بود تا اینکه اصفهان دچار خشکسالی و قحطی شد
و مردم دیگر نتوانستند آذوقه رایگان به کاروانسراها بفرستد و حاکم شهر هم دستور لغو این قانون را داد و همین شد که بعد از این مسافران بد عادت و ناسپاس دم از خساست اصفهانیها زدند و این لطف آنان را بعنوان یک وظیفه و حق قانونی برای خود می دانستند و مردم مهمان نواز این شهر را انساهای خسیس معرفی کردند.
نیکی چو از حد بگذرد
نادان خیال بد کند
@Axe_zirkhakii