eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
261 دنبال‌کننده
207 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻لنزها بر فراز موشک‌ها 🖋 آزاده محمودیان ۱. «بیش از آن‌چه موشک و پهپاد و هواپیما و ابزار‌های جنگی و مانند این‌ها تأثیر بگذارند در عقب راندن دشمن، رسانه‌ها هستند که دل‌ها و ذهن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهند. جنگ، جنگ رسانه‌ای است و هر کس رسانۀ قوی‌تر داشته باشد، در اهدافی که دارد، موفّق‌تر خواهد بود»(بیانات ۷فروردین۱۴۰۳). در عصر روایت و روایت‌زدگی، بی‌تردید یکی از کارویژه‌های رسانۀ انقلابیِ پیشرو، ارائۀ روایتی دست‌اول، حرفه‌ای، جامع و صادقانه از وقایع است. آن‌هم در هنگامه‌ای که کثرت کج‌روایت‌های داخلی و خارجی در پی انحراف افکار عمومی‌ در ابعاد جهانی‌ هستند. اقناع‌سازی به مدد انبوه متراکم و گسترده و چندبعدی روایت‌های درست، بدان‌گونه که زاویه‌ای تاریک در ذهن مخاطب باقی نگذارد، فرصت فضاسازی را از کج‌روایت‌ها صلب می‌کند و سپری می‌شود برای حفاظت از ذهن مخاطب در برابر جنگ روانی و شلیک دروغ‌پردازی‌ها. اهتمام به ارائۀ اولین روایت و نیز روایت دست‌اول از مهمترین عوامل دراختیار گرفتن ذهن مخاطب است. این مهم که روایت رسانۀ رسمی ما در مقام دفاع باشد یا در مقام آگاهی‌بخشی، به‌تنهایی نیمی از راه را در تصرف ذهن مخاطب رفته است. موضع اثر و نفوذ اولین روایت آنچنان برتر است که رسانه را به‌جای قرار گرفتن در حالت دفاع، در مقام نفوذ قرار می‌دهد. همچنین روایت دست‌اول به‌دلیل همان دست‌اول بودن، مخاطب وفادار می‌سازد. احساس مخاطب از اینکه روایت، مستقیم از سوی راوی به او رسیده یا با چند دست واسطه، در میزان پذیرش و حس اطمینان او عمیقاً مؤثر است. ۲. هم‌زمان با عملیات وعدۀ صادق-۲ شاهد پوششی نسبتاً حرفه‌ای از رسانۀ ملی بودیم. انتقادات پس از وعده صادق-۱ کارگر افتاد و رسانۀ ملی در جایگاه واقعی خود توانست به صورت مطلوبی آنچه را که وظیفۀ اصلی رسانه پیشرو است را در میدان محقق کند. مردم این‌بار عملیات را در لحظه و از شبکه‌ای داخلی مشاهده کردند و واکنش‌ کف میدان مردم منطقه را به‌همراه تحلیل‌های به‌موقع تحلیلگران در ابعاد متنوع رصد کردند. این‌بار مردم ایران مجبور به انتظار برای روایت‌پردازی‌های رسانه‌های دیگری نبودند. این روایت‌پردازی دست‌اول و جامع موفق به موج‌آفرینی در میدان شد. ۳. فردا نیز عرصه‌ای مهم برای رسانه‌های رسمی ایران است، و این بار با مخاطبانی جهانی. زیرا موضوع در خاک ایران واقع می‌شود و جهان چشم به تصاویری خواهد دوخت که از رسانه‌های ایرانی صادر خواهد شد. فردا فرصتی است برای تولید روایتی که می‌تواند در نبرد شناختی تحمیل‌شده از سوی دشمن مؤثرتر از موشک‌ها عمل کند. تحقق این مهم نیازمند ترکیبی حرفه‌ای از فن‌آوری و روایت‌پردازی است. در دنیای امروز، کیفیت تصویرها سازندۀ ذهنیت مخاطب‌هاست. دوربین‌ها و زوایای تصاویر ارسالی‌شان در حکم «صنع رهایی‌بخش» افکار عمومی از هجوم پرتلفات روایت‌های تصویری دشمنی است؛ که لااقل تا امروز در این عرصه دست برتر را داشته است. باید از بهترین‌ ابزارها برای ساخت بهترین تصویرها بهره جست. قدرت تصویر را نباید دست‌کم گرفت. نمی‌توان از این واقعیت غفلت کرد که با وجود تجربیات متعدد جمهوری اسلامی از تجمعات میلیونی مردم، گاهی تصاویر مخابره شده از تجمعات مردمی در میادین یمن بسیار باشکوه‌تر از تمام تصاویر رسانه‌ای ماست. ۴. اما باید پرسید این تصاویر بر اساس کدام سناریو پرداخته و منتقل می‌شود. پاسخ دقیق به این سؤال است که تصاویر را معنی می‌بخشد. برای رسیدن به این پاسخ‌ها باید تک‌تک کج‌روایت‌های دیگری را در واقعه پرابهت فردا شناخت. وفاداری خلل‌ناپذیر اقشار گوناگون مردم به انقلاب، هم‌نوایی دقیق دستگاه‌ها،وحدت امت اسلامی و جایگاه ایران به‌عنوان پدر معنویِ مقاومت در دل آزادگان جهان -و نه فقط جهان اسلام- و... از دال‌های مرکزی است که فردا باید با روایت‌های رسانه‌های ایران به جهان مخابره گردد. همچنین در این میان، رسانه‌های رسمی نباید از قدرت عظیم خرده‌روایت‌های مردمی غافل شوند. هریک از گوشی‌های همراه، فردا اسلحه‌ای است در دست مردم ایران که می‌تواند فضای رسانه‌های مجازی، به‌ویژه سکوهای پرطرفدار اسرائیلی را به‌دست گرفته و دشمن را در محاصرۀ ۳۶۰درجه‌ای قرار دهد؛ و اینچنین صنع عدو را سبب خیر سازند. این‌ روایت‌ها چنانچه با پیوند تخصص و هنر همراه گردد، چه‌بسا کشور را از حرکت پهپادها و موشک‌ها بی‌نیاز گرداند. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄 هریک از گوشی‌های همراه، فردا اسلحه‌ای است در دست مردم ایران که می‌تواند فضای رسانه‌های مجازی، به‌ویژه سکوهای پرطرفدار اسرائیلی را به‌دست گرفته و دشمن را در محاصرۀ ۳۶۰درجه‌ای قرار دهد. حمایت ملت از انقلاب و ولایت را به تصویر بکشید و به‌جهان مخابره کنید.
📄رسانه در متن جنگ‌های نظامی رسانه همچنان در حال پیشروی از جهت علیّت و تعیین‌کنندگی در زندگی انسان است. پیش از این‌ها رسانه‌ بستری بود برای فشارهای فکری و تأمین بسترهای روانی نسبت به جنگ؛ اما اکنون دیگر در متن جنگ‌های نظامی نشسته است. امپراطوری رسانه‌ها امروز همۀ ساحات زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و حتی از جهت امنیتی و نظامی نیز خود یک چالش بسیار جدی قلمداد می‌شوند. رسانه دیگر فقط رسانه نیست؛ همه‌چیز به رسانه گره خورده است، حتی جنگ. نه اینکه برای کامیابی، لازم باشد رسانه ضمیمۀ جنگ شود، بلکه عملیات تروریستی پیجر‌ها در لبنان نشان داد اساساً رسانه خود به‌ابزار مستقیم کشتار تبدیل شده است. 〰〰〰〰 🖇در شرایط حساس فعلی که استفاده عمومی از سکوهای بیگانه می‌تواند چالش‌های جبران‌ناپذیری برای امنیت ملی کشور در پی داشته باشد، شورای‌عالی فضای مجازی، در حال بررسی رفع فیلترینگ سکوهای صهیونیستی است! بر این اساس ضروری است چند سؤال از رئیس‌جمهور که ریاست شورای‌عالی فضای مجازی و شورای‌عالی امنیت ملی را برعهده دارد، بپرسیم: ۱. آیا پسر شهید هنیه احتمال ردیابی پدرش از طریق واتساپ را تأیید نکرد؟ ۲. آیا اسرائیل در جریان انفجار پیجرها، ترور را به میدان عمومی نکشاند؟ ۳. آیا احتمال دارد از طریق پیام‌رسان‌های صهیونیستی، دیوایس‌های مختلف در دست مردم ایران، تبدیل به عاملی برای انواع عملیات تروریستی در سطح عمومی شود؟ یک هشدار جدی: حتی اگر احتمال عملیات تروریستی سایبری وجود دارد، ضروری است رئیس‌جمهور به‌عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی، برای حفظ جان شهروندان ایرانی، به‌جای همراهی با هجمۀ پوپولیستیِ ضدفیلترینگِ اصلاح‌طلبان، سریعاً استفاده‌ از پیام‌رسان‌های صهیونیستی را ممنوع کند. 🖋آزاده محمودیان https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻ستیز روشن‌فکرانه با نظم حکمرانی 🖋آزاده محمودیان ۱. چند روز اخیر حملات اصلاح‌طلبان علیه حکمرانیِ فضای مجازی شدت گرفته است. از بی‌اثری فیلترینگ و استفاده فراگیر از فیلترشکن گرفته تا ضربات اقتصادی و علمی(!) فیلترینگ، داد سخن می‌دهند. در انتها هم نتیجه می‌گیرند که پس چاره فقط برداشتن فیلتر است. این جماعت منقادِ منفعل به‌جای مطالعه و جستجوی راه‌کارهای نوین اعتلای حکمرانی در فضای مجازی تمام سعی خود را برای پاک‌کردن صورت مسئله به کار بسته‌اند. ایشان همان‌هایی هستند که از فرط وادادگی و خمودگی در برابر دشمن، هنوز طرفدار این هستند که نفت را به‌دلیل بدبویی باید به انگلیس داد! این‌ها در کودکی هم اگر دفتر مشق‌شان تمام می‌شد به فکر ترک تحصیل می‌افتادند. ۲. دنیای امروز دوران نبردهای ترکیبی است. آرایش جنگی و جبهه‌های این نبرد و ابزارهای آن بر کسی پوشیده نیست. در حالی‌که در این نبرد حق علیه باطل، جبهه غرب، با تمام توان، ابزارهای جنگی سخت و نرم خود را به کار بسته، عده‌ای در داخل، یا واقعاً سوادِ فهم جایگاه رسانه را ندارند یا چنین فهم و تصمیماتِ تابع آن را به‌ضرر منافع خود می‌دانند. این‌ها، در برابر منازعۀ جهانی موجود در حکمرانی فضای مجازی روزۀ سکوت گرفته‌اند. به‌بهانۀ ضرورت آزادی جریان اطلاعات و اینکه نمی‌توان در جهان امروز در مقابل این آزادی ایستاد، اندک حصارهای سست مقابله با نفوذ دشمن را هم برنمی‌تابند. باید از ایشان پرسید در جهان اطلاعاتِ آزاد، هند چطور توئیتر(ایکس) را وادار به تبعیت از قوانین خود نمود؛ یا چرا آمریکای آزاد از هراس ورود افکار کمونیستی، تیک‌تاک را تعطیل کرد. ایشان بی‌سوادی و بی‌اطلاعی خود از جهان را زیر انگ‌زنی به طرفداران حکمرانی فضای مجازی و نشخوار واژۀ آزادی پنهان می‌کنند. ۳. در دولت‌های ما که اراده و توان قانون‌پذیرکردن پیام‌رسان‌های غربی وجود ندارد، یکی از اساسی‌ترین راه‌کارهای کوتاه‌کردن دست این ادوات جنگیِ دشمن، کاهش حداکثری پهنای باند است. راه‌کار بعدی که به مذاق مخالفان فیلترشکن‌فروشی باید خوش بیاید، پیگیری امنیتی فروشندگان و استفاده‌کنندگان از فیلترشکن است‌. ارسال یک پیامکِ تذکر- مثل پیامک‌های میلیونی‌ای که در زمان تبلیغات انتخاباتی ارسال می‌شد- جمع کثیری از کاربران را از استفاده از فیلترشکن دور خواهد کرد. راهکارهای متعددی در حل این مسئله وجود دارد که سابقۀ موفق خود را پیش از این در چین و روسیه و برزیل و هند و... به اثبات رسانده‌اند. اما دولت‌های ما، همواره به‌دلیل بیم کاهش محبوبیت و در هراسِ از دست‌دادن فرداهایی که شاید هرگز نرسد، چشم بر چنین راه‌حل‌هایی بسته‌اند. البته پروندۀ حامیان بازتاب صدای دشمن از طریق رسانه‌ها را باید جداگانه بررسی کرد. ۴. جالب این‌که با آمدن دولت جدید، چهره‌هایی دوباره فرصت ابراز وجود پیدا کرده‌اند که به‌دلیل محکومیت‌های قطعی، خیانت‌ها یا توهین‌هایی که به ملت کرده بودند در چند سال اخیر در لاک انزوا خزیده بودند. این شکست‌خوردگان سیاسی در دولت قبلی حتی در قالب اپوزیسیون هم توان عرض اندام نداشتند؛ اما امروز با توهّم اینکه مردم گذشته را فراموش کرده‌اند، درباره رفع فیلترینگ نسخه‌های صدمن‌یک‌غاز می‌پیچند. حال‌آنکه نه تخصص چنین اظهاراتی را دارند، نه عقبۀ موفق سیاسی آن را. برای سنجش میزان اثربخشی چنین نسخه‌هایی کافی است از مردم پرسید با شنیدن نام برخی چهره‌های سیاسی مخالف فیلترینگ، یاد چه‌ حوادث و خاطرات تلخی در دو دهۀ اخیر می‌افتند. ۵. آقای پزشکیان باید بداند که اندک امید ایجاد شده در دل مردم، به دلیل حمایت رهبر انقلاب از وی بوده‌است. مجلس و قوۀ قضائیه نیز در جریان رأی اعتماد و آزادی محکومان اغتشاش، نهایت همکاری را با او داشته‌اند. این دولت به‌عنوان حداقلی‌ترین دولت پس از انقلاب باید توجه ویژه‌ای به آن قریب ۷۵درصدی که به او رأی نداده‌اند داشته باشد و بداند سکوت موقّت مردم در برابر مواردی چون کشف حجاب و حکمرانی ضعیف فضای مجازی، تنها به‌دلیل امیدی است که به تصمیمات آتی او بسته‌اند. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔰 «واکاوی ابعاد مسئله اطلاع‌رسانی در کشور و ارائه راهکارهای سیاستی برای افزایش اعتماد و مرجعیت رسانه‌ای» +لینک دانلود در سایت مرکز پژوهش‌های مجلس ✍ آزاده محمودیان 🔻چکیده: 🔹تصحیح و تنظیم گردش اطلاعات با تمرکز بر افزایش مرجعیت رسانه‌ای یک کلان مسئله‌ای حیاتی است. یافتن پاسخی متقن، قابل اعتماد و کاربردی برای این مسئله که «بهره‌مندی از گردش اطلاعات برای تحقق اعتماد و مرجعیت رسانه‌ای، چه بایسته‌هایی دارد؟»، پیش از هر اقدامی نیازمند ادراک دقیق مفاهیمی مانند: جنگ شناختی، روایت و روایت‌پردازی، نظام هنجاری رسانه‌ای، مصرف رسانه‌ای و رقابت رسانه‌ای است. مقصود از ادراک دقیق، آن است که علاوه بر شناسایی هریک از این ریزدانش‌ها، تطبیق و تناسب آنها با ویژگی‌های منحصربه‌فرد جامعه ایرانی و نظام انقلابی آن ضرورتی است که غفلت از آن مانع وصول ما به هدف مطلوب و دستیابی به نسخه‌ای کارآمد در حل معضل مذکور می‌شود. این پژوهش، گزارشی از اولویت‌های کلان تنظیم‌گری گردش اطلاعات و شناسایی نقاط آسیب‌زا در تحقق مرجعیت رسانه‌ای، حاصل از رصد جامعه ایران است. ازجمله آسیب‌های شناسایی‌شده در این زمینه، فقدان مواردی چون: الزامات اجرایی در قوانین موجود؛ فضای رقابتی برای رسانه‌های رسمی و غیررسمی؛ سازوکار دقیق نظارتی؛ اطلاعات آمایشی قابل اعتماد و روزآمد؛ قوانین الزام‌آور برای فعالیت رسانه‌های غیرایرانی در داخل است. لینک دریافت گزارش: 🔗 https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1816254 🌐 گروه‌‌رسانه‌‌وفضای‌مجازی‌ مرکز پژوهش‌های‌‌ مجلس‌ شورای اسلامی (ble.ir/join/9z5ay3GhWV)
🔻حجاب در چالۀ لکنت زبانی 🖋آزاده محمودیان ۱. روایت تلخی است که در میان حلقه‌های زنجیرۀ بلندبالای متولیان امر حجاب، تنها نیروی انتظامی بود که در جایگاه خود و بر اساس وظیفۀ قانونی‌اش، یعنی مواجهه با متخلفان، عمل می‌کرد، که آنهم با دستور مستقیم رئیس‌جمهور جدید فلج شد. اینکه قوای سه‌گانه در قبال انجام این مسئولیت خطیر خود به سکوت محض رسیده‌اند بخشی از این داستان تلخ است؛ اما بخش تلخ‌تر، بی‌عملی‌ها و انفعال‌ها، یا اقدامات پرشائبۀ نهادهای موظفِ غیروابسته به قوای سه‌گانه است. یکی از این اقدامات پرشائبه انتخاب عنوان طرح «کلینیک ترک بی‌حجابی» است که در ابتدایی‌ترین بازخوردها احساسی مرکب از تحقیر و تفکیک جامعه را به مخاطب خود القا می‌کند. ۲. عجیب که در ستاد امربه‌معروف و جبهۀ انقلاب افرادی مجرب و دلسوز، خود را خرج عنوان ناسنجیده این طرح کردند. سخن با این دوستان بزرگوار آن‌ است: در شرایط کنونی، این امر که اجرای یک طرح یا افراد ضمیمۀ آن، حق‌الزحمه نگرفته‌اند و کار جهادی کرده‌اند هیچ اهمیتی نزد افکار عمومی ندارد. این حرف به‌معنای نادیده‌گرفتن ارزش کار جهادی نیست؛ بلکه فضای فکری در اکنونِ جامعۀ ایران می‌طلبد که بگویید یک طرح با بهره‌گیری از اندیشۀ این اساتید برجستۀ نام‌آشنا و آن پژوهشگران زبده، که در این دوسال میان مردم و رسانه‌ها حضور داشته‌اند و نیز با استفاده از تجربۀ فلان نیروهای میدانی دست‌به‌گریبان با این ناهنجاری، طراحی و آزموده شده و حال، از آن در رسانه پرده‌برداری می‌شود. در چنین شرایطی نیمی از مسیر را در همراه کردن افکارعمومی و مصون‌سازی آن در مقابل متعرضان طی کرده‌اید؛ حتی اگر بگویید ‌مبلغ کلانی هم برای رسیدن به این عقل جمعی هزینه شده. دوستان حقیقتاً در این طرح، شیپور را از سر گشاد آن نواختند و زمینه را برای ناله‌های گوش‌خراش فراهم کردند. ۳. در دوسال اخیر به‌عنوان مشاور کوچکی در کنار گروه‌های تذکر لسانی بودم و از حساسیت هر اقدامی در این حوزه مطلع هستم. همچنین این نوشتار برآیند گفتگو و‌ همفکری با همین دوستان است. به‌یقین امری با این حساسیت را باید به‌دست راه‌پیمودگانی سپرد که کار فرهنگی و روان‌شناسی را از هم تمیز دهند. محتوای طرح اگرچه مثبت است اما چنین طرح‌هایی در تمام مراحل، از انتخاب عنوان تا اجرا و بازخوردگیری، نیازمند بهره بردن از عقل جمعی است. اظهار بی‌نیازی از نظر صاحبان نظر و تجربه، اولین گام فروپاشی در اذهان مردم است. بدِ واقعه آنکه بی‌اطلاعی از عرصۀ رسانه موجب شده تا تمسخر طرح توسط شبکه‌های بیگانه را مدال افتخار بدانند و تغافل کنند از فرصت تک‌تازی‌ای که ترکیب مشمئزکننده کلینیک و ترک برای زخم‌خوردگان ازعبارت متعالی «حرام سیاسی و شرعی» ساخته است. همین بس که به سایت‌های داخلی مملو از نظر روانشناسان رجوع کنید و ببینید چطور این طرح ابزاری شد برای تقلیل این واجب اجتماعی در حد یک انتخاب شخصی مرتبط با سبک زندگیِ. این نام، تنها ملعبه‌ای شد برای پنجه‌کشیدن به روی حجاب؛ و خودسر جلوه‌دادن فعالان این عرصه. مضاف بر اینکه اگرچه پرداختن به این گروه مخاطبان- یعنی افراد مایل به حجاب که در اجرای آن مشکلاتی دارند- نیز مهم است اما واقعیت‌سنجی میدان نشان می‌دهد گروه مخاطبی که نیازمند کار فوری و حیاتی است مکشفه‌هایی هستند که بی‌هیچ مانعی در حال دستکاری میزان حیا و عفاف جامعه‌اند. ۴. اما ریشه چنین وقایعی را باید در جای دیگری یافت. وقتی مسئولان عالی‌ترین نهاد فرهنگی کشور از کف و سوت مخالفان گشت‌ارشاد ذوق‌زده شوند و تز کاربرد عقل و حکمت صادر کنند؛ وقتی دستان این بالانشینانِ دور از میدان، پس از دوسال، خالی از هرگونه نسخه‌ای، الگویی، دستورالعملی برای تلخ‌ترین حادثه فرهنگی کشور است؛ وقتی در این مدت طولانی پس از فتنه، سازمان تبلیغات، این نهاد صددرصد موظف در این امر، هنوز یک تولید علمیِ فاخرِ قابل‌استفاده را در دست نیروهای کف میدان ننهاده‌ است؛ و... . ۵. سخن پایانی آنکه امر فرهنگی حجاب بی‌تردید نیازمند حضور مردم است و حضور مردم نه در قالب کلینیک، بلکه در نزدیک‌ترین و آشناترین مکان‌ها محقق می‌شود. اینکه تاکنون هیچ بهره‌ای از ظرفیت مساجد و دانشگاه‌ها و مدارس و پایگاه‌های بسیج برای ایجاد بستری برای همراهی مردم و گفتگو و ذهن‌پروری نشده جای بسی تعجب است. استفاده از پتانسیل مکان‌های امن که در افکار عمومی همواره در جایگاه پناهگاه ثبت شده‌اند و نیز ساماندهی به گروه‌های مخلص توسط اساتید متخصص و معتبر، فضا و فرصت کار را فراهم خواهد کرد. اگر هم متولیان امر حجاب همچنان بر انفعال یا روش‌های بی‌بازده و بعضاً آسیب‌زای خود اصرار دارند چاره آن است که جریان خودجوش و مردمی فرهنگی با بهره‌گرفتن از چنین نیروهایی، برای احیای ارزش‌های انقلاب وارد میدان شود. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
هدایت شده از مجله خردورزی
🔻زندان اذهان ‼️رابطۀ انسان، آینده و علوم‌شناختی ▫️جنگ شناختی سابقه‌ای به دیرینگی نبردهای تمدنی در طول تاریخ دارد و حتی چه‌بسا به عمر ارتباطات بشر که همواره بشری که بهرۀ بیشتری از شناخت و کیاست داشته، توانسته با غلبه بر ادراکات دیگران معادلات طبیعی را برهم زده و وزنۀ ارتباط را به یک سو نامتوازن کند. ▫️از این حقیقت نباید غفلت داشت که خواستگاه این تکنولوژی‌ها همان «دیگریِ» حاکمیت جمهوری اسلامی است که پس از ناامیدشدن از ایجاد خدشه در استقلال جغرافیایی ایران، چشم امید به استحالۀ فرهنگی انقلاب از مجرای هژمونی رسانه‌ای دوخته است. سلطه‌ای که بی‌تردید مهم‌ترین و کارگرترین سلاح آن، تکنولوژی‌های رسانه‌ای هستند. ▫️سازوکار رسیدن به مصونیتی نسبی در برابر هجوم شناختی و خنثی‌سازی سوگیری‌های شناختی ناشی از آن، احیای مرجعیت رسانه‌ای ازدست‌رفته، از طریق مهندسی معکوسِ آنچه بر سر مرجعیت رسانه‌های رسمی در فضای مجازی و شبکه‌های معاند آمده، می‌باشد. 📝آزاده محمودیان، دانشجوی دکتری ارتباطات دانشگاه تهران ➕ جهت خرید شماره ششم خردورزی با ارسال رایگان، به ادمین پیام دهید: @ErfanKhalilifar 📍مجله خردورزی: @kheradvarzi_com
🔰 «مرجعیت رسانه‌ای در خوانش متفکران متأخّر غربی و اندیشمندان انقلاب اسلامی» + لینک دانلود در سایت مرکز پژوهش‌های مجلس ✍️ آزاده محمودیان 🔻چکیده: 🔹مفهوم مرجعیت رسانه‌ای در جهان معاصر دستخوش تغییر شده و تکثر رسانه‌ها اعم از حرفه‌ای‌ و غیرحرفه‌ای امکان اقتدار(اتوریته) را برای یک رسانه خاص از بین برده است. بااین حال صاحبان رسانه برای کسب حداکثر بهره‌مندی، راهکارهایی را به‌کار می‌بندند. در نگاه جهانی، رویکردهای متأخر رایج، پیرامون مرجعیت رسانه‌ای را می‌توان در سه رویکرد مبتنی بر بازار (اقتصاد، تجارت و سرمایه)، مبتنی بر سیاست و مبتنی بر فرهنگ طبقه‌بندی کرد. اگرچه این سه رویکرد از یکدیگر منفک و گسیخته نیستند، اما هریک راهبردهایی برای کسب قدرت بیشتر دارند که به آنها در این پژوهش پرداخته می‌شود. از سوی دیگر از نگاه اندیشمندان انقلاب اسلامی مرجعیت رسانه‌ای تعریف و شرایطی متفاوت از رویکردهای جهانی دارد. از این دیدگاه، ویژگی‌هایی به‌عنوان نقاط مرکزی برای تحقق رسانه تراز جمهوری اسلامی و رسیدن به مرجعیت رسانه‌ای، در نظر است که عبارتند از: توجه به هویت و هویت‌سازی، مرزبندی و استقلال فرهنگی، فعال کردن قدرت جریان‌سازی و ذائقه‌سازی و نیز بازتعریف مفهوم جذابیت در تولیدات رسانه‌ای. 📲 لینک دریافت گزارش: 🔗 https://rc.majlis.ir/fa/report/show/1821400
🔻بلای فرهنگ‌سوزِ نهادهای فرهنگ‌ساز 🖋 آزاده محمودیان ۱. من در این یادداشت در مقام آموزگاری که سالهاست با نسل نوجوان سروکار و تعامل چهره‌به‌چهره داشته و با مشکلات آنان دست‌وپنجه‌ نرم کرده، دست‌به‌قلم شدم. به هر بهانه‌ای با دختران دبیرستانی در مناطق مختلف گفتگو کردم و از زیروبم نگرانی‌هایشان مطلع شدم. چندسالی نیز در جایگاه مدرس دوره‌های ضمن‌خدمت مربیان پرورشی دبیرستا‌ن‌های تهران، پای درد و دل آنان نشسته‌ام و به گزارش‌های‌شان از واقعیات جاری در کف مدارس گوش سپرده‌ام و گذار از مرحلۀ «تابو» به «روایت‌های روزمره» در انحرافات اخلاقی جدی در دبیرستان‌های ام‌ّالقری شیعه را به‌چشم دیده‌ام. از فراگیر شدن مؤلفه‌های فرهنگی فرنگی، از موسیقی کی‌پاپ گرفته تا مستهجن‌ترین محتوای انیمه‌ها را که دسترسی به‌آنها برای دانش‌آموزان بسیار ساده شده، خبر دارم و آثار آن را در بی‌پناهی نوجوانانی که بخشی از سلامت روانی و اخلاقی و حتی جسمی خود را از دست‌داده‌اند، به‌چشم دیده‌ام. این وضعیت اسفبار فرهنگیِ یکی از دستوری‌ترین بخش‌ها در نظام فرهنگی جامعه است که ساده‌تر از سایر بخش‌ها می‌تواند تا حد بسیاری از طریق طراحی ساختار فرهنگی، اصلاح شود. ۲. در چنین شرایطی جای بسی حیرت است که دبیر عالی‌ترین نهاد فرهنگی کشور در سخنرانی اخیر خود معدل عملکرد این نهاد را قابل قبول می‌خواند! حتی یک نفر از اعضای آن، نیشتر نقادی را به عملکرد این شورا نمی‌کشد و نکته تأسف‌برانگیزتر آنکه در به‌روی نقدها می‌بندند و عرصه را بر اهل نقادی سخت و تنگ‌ می‌کنند. این درحالی است که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، یکی از کم‌سابقه‌ترین نقدها را هم بر عملکرد کلی و هم بر سیرۀ اعضای شورا وارد کردند و دلخوری و نارضایتی خویش را علنی ساختند. توقع بود آقایان خود را ملامت کنند و ولو اندکی درگیر واقعیات میدان بشوند تا بلکه بتوانند کاستی‌های خسارت‌بارشان را جبران کنند. اما همچنان در همایش‌ها و جلساتی -که می‌تواند منشأ خیر برای جامعه شیعه باشد- از عملکرد قبل و بعد یکدیگر تقدیر و تشکر و چکیدۀ تولیدات علمی نارسا و غیرمیدانی خود را تکرارِ صدباره می‌کنند. باید از این آقایان پرسید آیا اطلاعی از آمار گرایش به همجنس، در دبیرستان‌های دخترانه دارید؟! از آمار ارتکاب به خودکشی در این رده سنی چطور؟ آیا پژوهشی درباره علل افزایش گرایش به ادبیات جنسی در محاورات نوجوانان کرده‌اید؟ آیا از میزان تأثیر کاهش سن ازدواج، در سلامت روانی و جسمی نوجوانان باخبرید و گامی برای قبح‌زدایی از آن برداشته‌اید؟ تجربه نشان می‌دهد که پاسخ آقایان به این قبیل سؤال‌ها همیشه مثبت است! پس با وجود اشراف بر کف میدان، چطور به‌خود نمرۀ قبولی می‌دهند؟ چرا هیچ‌یک از اعضا از بلای فرهنگ‌سوز عافیت‌طلبی نمی‌گریزد و جامۀ تعارف و بُرخوردن در لایۀ قدرت را نمی‌درَد و لااقل از وجود درد سخن نمی‌گوید؟ ۳. روایت تلخِ ناکارآمدی نهادهای فرهنگی غیردولتی به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی ختم نمی‌شود. در اوج اغتشاشات ۱۴۰۱ پژوهشی پیرامون گروه‌های انقلابی فعال در فضای مجازی انجام دادم و به‌واسطه آن با مسئولین برخی از به‌نام‌ترین و پرمخاطب‌ترینِ این گروه‌ها در استان‌های مختلف کشور به گفتگو نشستم. گروه‌هایی که زمان قابل توجهی را در مدارس و در مواجهه با دانش‌آموزان سپری می‌کردند. بی‌استثنا از بزرگترین معضلات این گروه‌ها موازی‌کاری، نداشتن محتوای فرهنگی قابل اعتماد و ارزشمند، و فقدان تعامل کارآمد میان گروه‌ها و استان‌ها بود. کنار هم قرار دادن تمام این معضلات مرا به نام «سازمان تبلیغات اسلامی» می‌رساند که کاستی‌های غیرقابل اغماضش سهم عمده‌ای در سردرگمی گروه‌های فعال فرهنگی در زمان فتنه‌ها داشته و همچنان دارد. سازمان تبلیغات به‌عنوان یکی از میدانی‌ترین نهادهای فرهنگی کشور مسئول زمینه‌سازی فعالیت تشکیلاتی نیروهای مؤمن، و هدایت و پشتیبانی و آموزش آنهاست. اما در ماجرای اغتشاشات اخیر و در جریان ادامه‌دار حجاب، جامعه شاهد بود که سردرگمی این نهاد به بدنه فعالان میدان سرریز شد و دست گروه‌های خودجوش مردمی از محتوای فاخر و برنامه‌های آزمون‌پس‌داده خالی ماند. به‌طور مثال با وجود نشر آثاری از سوی این سازمان پیرامون حجاب، هنوز یک اثر که بتواند نیاز فعالان این عرصه را در محتوا و اقدامات میدانی از گفتگو تا استدلال و اجرا پر کند، و ذهن آنان را تجهیز کند، تولید نشده. چنین اثری باید از سوی نخبگانِ مسلط بر میدانِ عمل و نظر نضج یافته باشد و سازمان نشان داده در اتصال بدنه نخبگانی به بدنۀ میدانی، دارای ضعف‌های فرصت‌سوز است. اندک برنامه‌ریزی تخصصی در این عرصه، می‌توانست لااقل فضای بی‌بدیل مدارس را به‌ تریبونی رایگان و پربازده برای کار فرهنگی مبدل سازد. و آنچه در میان این نهادهای پرتعارف و کم‌بازده از همه مظلوم‌تر است همان «کار فرهنگی» است. @Najvayeqalam_Mahmoudian