📄در آنسو، در یورشی تمامعیار، آیتاللهنماهای حوزه و برخی بیخاصیتهای دانشگاه و محکومین پروندههای فرهنگی و اقتصادی دولت اسبق، بهپیشقراولی اصحاب رسانه، بهصف شدند برای حُقنۀ این دروغ بزرگ که «جامعه از حجاب گذر کرده» و میراث زهرای اطهر قابلیت اجرا در جامعه اسلامی ندارد!
در اینسو اصحاب تفکر و رسانه، در تشخیص اولویت این مهم، اتفاق نظر ندارند و هنوز جبههای واحد و یکصدا برای دفاع از حقِ اجرای شریعت و حفظ عفاف جامعه نساختهاند.
https://virasty.com/Amahmoudian/1733591992291991920
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📄این رقص و پایکوبی، ثمرۀ یک نبرد شناختی رسانهای است.
رسانههای صهیونی در دو دهۀ اخیر توانستند مغز ملّت سوریه را تصرّف کنند. حالا این مردم گمراه، اینطور ناتوان از دیدن سرنوشت لیبی و مصر در چند قدمی خود، سرزمینشان را دودستی به کسانی تقدیم کردهاند که با چشمان خود شاهد قتلعام بیش از سیصدهزار غیرنظامی به دست آنان بودند.
سِحر زوال حافظه تاریخی مردم سوریه، نتیجۀ رهاسازی سامریِ تلگرام و اینستاگرام در آن دیار است. همان نسخهای که دولت وفاق برای سرزمین ما پیچیده است.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄قوه قضائیه سنگ را بسته و سگ را رها کرده!!
احکام دستگاه قضا هم هیمنۀ این دستگاه را بهبازی گرفته و هم اسباب خندۀ معاندین و هرزگان شده.
زنجیره این وقایع یادآور خاطرات تلخی است:
. حکم اعدام توماج صالحی یکباره به آزادی تبدیل میشود؛
. هیچ خبری از ورود قضایی به بیحیایی بیسابقه در دانشگاه آزاد نیست؛
. حکم فحاشی به مقدسات و برهنگی مکررِ یک هرزه، آنقدر حقارتبار است که در صفحه مجازیاش آن را بهسخره میگیرد؛
. در خاک وطن، خوانندۀ زن برهنه بیهراس کنسرتی با عوامل حرفهای(!) برگزار میکند و پخش زنده میگذارد!
. وقیحانهتر اینکه معاون وزیر(!) با آسودگی، این فاجعه را لایک میکند!!
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄رفع فیلترینگ نشان داد راهبرد فرهنگی دولت در فضای مجازی، هزینه کردن از ذخیرۀ «اقتدار فرهنگی» ملت، بهجای قانونپذیر کردن سکوهای غربی است. آیندۀ این رویکرد فرهنگی، قطعاً فروغلطیدن به چاه «دریوزگی فرهنگی» است.
رهاسازی واتساپ، که اسناد غیرقابل انکاری در همراهی آن با اسرائیل وجود دارد، مصداق «مخاطرۀ امنیت ملی» و چراغ سبز به «تکرار اغتشاشات» است.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/310
🔻پرسه در اندرونی نوجوانان معتکف
🖋آزاده محمودیان
امسال نیز توفیق همراه شد و در خدمت دانشآموزان دبیرستانی معتکف بودم. با ذکاوت و برنامهریزی خوبی که مسئولین بسیج دانشآموزی منطقه دو داشتند، جمعیت، نسبت به سال گذشته حدود دو برابر شده بود و خبر از ایجاد گرایش و اشتیاق به دین در نوجوانان، در صورت طی طریق درست میداد.
مثل همیشه، مطالبی که آماده کرده بودم را در لابهلای دغدغههای دختران پانزده تا هجدهساله جا دادم و مجلس از حالت سخنرانی به گفتگویی صمیمی بدل شد. اکنون مهمترین یافتههایم از این جلسۀ پرانرژی را در کنار آنچه از گفتگوهای پیشین با والدین، دستگیرم شده قرار میدهم و با شما به اشتراک میگذارم. این موارد میتواند نقبی به لایههای عمیق فکری و آسیبهای جدی این رده سنی در دو بخش رفتاری و تحصیلی، قلمداد شود:
📎 آسیبهای رفتاری:
۱. چگونگی کنترل هیجانات و بروز احساسات پرتکرارترین سؤال دختران نوجوان بود. بچهها از شدت احساسی بودن خود و اینکه نمیدانند چطور باید خشم، ناراحتی، محبت، نگرانی، دلخوری و... خود نسبت به دیگران را نشان دهند، احساس مشکل میکردند.
۲. تقریباً همه نوجوانها از شدت تأثیری که در وجوه مختلف از دوستان خود میگیرند بیاطلاع بودند. در مواردی از وضعیت تحصیلی گرفته تا پوشش و گویش نوجوان بهدلیل همنشینی با یک دوست، دستخوش تغییر شده و خود و والدین از ریشه این تأثیر بیخبرند.
۳. متأسفانه اغلب والدین از مشکلات روحی و نیازهای روانی فرزندان خبر ندارند؛ و حتی در برابر پذیرش آن مقاومت میکنند. برخی مراجعاتم نشان میدهد دانشآموزانی در مدارس بسیار مذهبی درگیر خطرناکترین مشکلات اخلاقی شدهاند و والدین به اعتبار نام مدرسه، حتی تخیل چنین مشکلاتی را برای فرزند خود ندارند. آنان به اعتبار مذهبی بودن مدرسه، از ارتباط دقیق و عمیق با فرزند خود در منزل غافلند.
۴. بچههای خانوادههای مذهبی از اظهار وجوه مذهبی خود -مانند حجاب یا نماز- در مدرسه احساس خجالت میکنند. اولیای مدارس غالباً همّی برای حل این مشکل ندارند؛ و در خانواده نیز خودباوری کافی القا نمیشود.
۵. نوجوانان غالباً به چرایی انتخابها و فعالیتهای خود فکر نمیکنند. در ذهن آنان و والدین کلاسهای زبان و هنر و ورزش و... برای اهداف خرد طراحی شدهاند و از تأثیر آن در شکلگیری شخصیت فرد، غفلت میشود.
📎 آسیبهای تحصیلی:
۱. اغلب بچهها هیچ تصویر دقیقی از آینده ندارند. بچههای پایه نهم و دهم از سازوکار رسیدن به رشته تحصیلی درست یا بیخبرند، یا یکسره آن را به والدین سپردهاند، یا دربارۀ تواناییهای ذهنی خود دچار توهم هستند.
۲. همچنین آنها از مرحله بعد از انتخاب رشته، مدرسه و فرصتهای شغلی و تحصیلی مترتب بر آن، تصوری بسیار محدود و ناواضح دارند.
۳. والدین بچهها هم اغلب شناخت درستی از توانایی فرزند خود ندارند. و اساساً از اینکه هر رشته تحصیلی در دانشگاه چه آیندهای را برای فرد رقم خواهد زد بیخبرند.
سخن بیش از اینهاست؛ اما هرچه پیش میروم، بیشتر خسارات جدی ناشی از گسیختگی نظام تربیتی کشور از معیارهای اصیل انقلاب اسلامی و بهویژه فقدان مربیان پرورشی زبده را احساس میکنم. اکنون که امیدی به اصلاح نظام آموزشی و تربیتی توسط دولت نیست، فعال شدن بسیج دانشآموزی میتواند تاحدی آسیبهای رفتاری ناشی از این ازهمگسیختگی را جبران نماید؛ و اندکی از بیپناهی و سردرگمی نوجوانان کشور را فروکاهد.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔹پرسه در اندرونی نوجوانان معتکف
را در شماره ۵۷۴ هفتهنامه نُهدی بخوانید.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/313
📄وقتی برجام شکست خورد، برخی خودیها گفتند «رهبری باید مانع مذاکره با آمریکا و این خسارت محض میشد» و اینک که مانع تکرار آن تجربۀ پرضرر شدند، لیبرالها میگویند ایشان سد رفع تحریمهاست!
در این میان، رسانههای پرلکنت جبهۀ انقلاب نتوانستند روایت جذابی از مشکلات کشور که حاصل بیکفایتیِ ائتلاف تکنوکراتها و لیبرالهاست را برای افکار عمومی بیافرینند.
https://virasty.com/Amahmoudian/1739031584053350179
📄وقتی «عناصر درونی»، مسئول جهتدهی اغتشاشات میشوند، حضور هوشمندانۀ رسانه ملی گرهگشاست.
اکنون که اظهارات «سرپرست دانشگاه تهران» پرده از سناریوی ایجاد فتنه برداشته، مداخلۀ بههنگام و فعال و مهندسیشدۀ رسانه ملی ضروری است. نه تریبونی برای سردستههای اغتشاش شود؛ نه با تأخیر و انفعال به میدان بیاید.
https://virasty.com/Amahmoudian/1739596425271095852
🔻عزم نهادهای رسمی بر مرگ حجاب!
🖋آزاده محمودیان
۱. از ابتدای اغتشاشات ۱۴۰۱ و هجوم به حجاب، نهادهای رسمی کشور، یکصدا خواندند که فقط «کار فرهنگی» چارۀ کار است؛ و شروع کردند به کار فرهنگی شبانهروزی. آری! نیک که بنگری، درمییابی که در این مدتِ قریببه دوسال، اقدامات فرهنگی قدرتمندی توسط نهادهای رسمی، علیه حجاب صورت گرفته است. چهاینکه شواهد نشان میدهد از ابتدا نیز در میان سران دستگاههای مسئول، این اراده و خواست نبود که به این چالش تحمیلی، به چشم یک ناهنجاری خسارتزای اجتماعی، و حرام شرعی و سیاسی نگریسته شود. هرچه گروه هنجارشکن، وقیحتر و عریضتر میشد، تأکید مسئولان بر کار فرهنگی جدیتر. در میدان عمل نیز ایشان از هر اقدام فرهنگی در حفظ آرامش روانی هنجارشکنان فروگذار نکردند. تنها مزاحم بیعفتی و مرد میدان مبارزه با بیحجابی، نیروی انتظامی بود، که آن را با دستور مستقیم مجبور به سکوت کردند.
۲. درخشانترین کارنامه در اقدامات فرهنگی علیه حجاب، مربوط به شورایعالی انقلاب فرهنگی بهعنوان مسئول اصلی ساماندهی به جدیترین چالش فرهنگی کشور بود، که بهحق با بیعملی و بیهمتی و بیموضعیِ خود، بهترین خدمت را به بسط بیعفتی در جامعه کرد. البته نمیتوان از سخنان دبیر این شورا علیه حجاب چشم فروبست؛ آنگاهی که بهجای ارائۀ گزارش از تصمیمات و برنامههای شورا، در سخنانی علیه حجاب، به گشت ارشاد، انگ بیحاصلی زد و تنها ابزارهای باقیمانده برای تلنگر به هنجارشکنان را قلعوقمع کرد و ممانعت از تخریبِ امینت روانی جامعه را به حکمت و فلسفه حواله داد. فراتر از آن، وقتی بود که ایشان بهجای همراهی با نمایندگان انقلابی و مؤمن مجلس، بدون مطالعۀ متن مصوبۀ جدید مجلس برای سامان دادن این وضع، علیه آن در رسانه ملی سخن گفت و مهر تأییدی زد بر فرط بیعملی و ناآگاهی خود، بعنوان نمایندۀ شورا.
۳. اما سوزناکترین اقدامات فرهنگی علیه حجاب متعلّق به دستگاه قضاست. این دستگاه سلسله اقدامات بیبدیلی در تقویت و تشویق هنجارشکنان دارد. از یک سو، احکام این دستگاه، چنان بیگانه از بازدارندگی است، که هنجارشکنان آواز میخوانند و میرقصند و برهنه میشوند و به مقدسات فحاشی میکنند، سپس شرح برخورد قضایی با خود را با تمسخر استوری میکنند و به ریش دستگاه قضاییِ مملکت و دغدغهمندان حجاب میخندند. از سوی دیگر، چنان در واکنشهایشان تأخیری و بیربط و غیرحرفهای و خالی از ظرافتند که پیش افکار عمومی بدهکار میشوند. نمونهاش واکنش به رفتار مفتضحِ دو سالمند در صحنه جشنواره فجر؛ که با یک تذکر رسانهای بههنگام، میتوانست نمایشی از رأفت همراه با حساسیت دستگاه، نسبت به شئونات و عرف باشد، اما تبدیل شد به برگ برندهای در دست خطاکاران. البته چهبسا هیچیک از این اقدامات، به اندازۀ ضعف دستگاه قضا در اطلاعرسانی درباره اقدامات مفیدش در این عرصه، محرک بسترهای آسیبزا نبوده باشد.
۴. رئیس دولت هم که به امید کسب رأی هنجارشکنان، شعار لغو برخورد با آنان را داده بود، آشکارا در مقابل قانون ایستاد و گفت که آن را اجرا نمیکند. مسئول فرهنگیاش برهنگی یک زن رقاصه در شهر مقدس قم را تأیید میکند و آنچنان برخورد با او خردمندانه است که او در گامبعدیاش، فردی باسابقۀ حمایت از جنبش فواحش را که تصاویر دختر مکشفهاش را نیز حراج کرده، بهعنوان معاون خود دعوت میکند و آب از آب تکان نمیخورد. بسته اقدامات فرهنگی دولت علیه حجاب هر روز کامل و کاملتر میشود. همین بس که برهنگی در لائیکترین ممالک دنیا جریمههای سنگین دارد؛ اما هر روز در گوشهای از امالقری شیعه، زنی پیش چشم پیر و جوان و کودک، لخت مادرزاد میشود و با بهانه دیوانگی، هیچ برخوردی با او نمیشود و افکار عمومی در شوک و ابهام میمانند.
۵. باید دانست که ارادۀ پیوست مقولۀ حجاب به امنیت سیاسی حکومت، عامدانه و برنامهریزیشده و در جهت القای حس قفلشدگی برای نظام بود و این چرخۀ خطرناکی است که به حجاب اکتفا نخواهد کرد. اما اکنون، روسریهایی که بعد از دو سال هنوز دور گردن یا درون کیفها هستند، نشان میدهند حل این مشکل با ترکیبی از تذکّر پلیسی، بازدارندگیِ قضایی و حمایت از آمران و ناهیان، بهعنوان بازوی فرهنگی ممکن بود و هست. آنچه امروز راهگشای این گرۀ کور است، مطالبۀ نخبگانیایست که پیوست مردمی و رسانهای بیاید. نه چند گعدۀ کوچک از کف میدان که با روایت ناقص و بعضاً اشتباه از کمیّت دغدغهمندان حجاب، به اصل مسئله، آسیب جبرانناپذیری وارد نماید. باید حلقههای میانی وارد میدان مطالبهگری شوند و همزمان، خیل وسیع مطالبه عمومی را جهتدهی کرده و به منصه ظهور برسانند، و هم با استفاده از آن مسئولین را وادار به توجه عملی به این مطالبات نمایند.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄اسکار، جایزۀ بهترین پویانمایی کوتاه را به «در سایۀ سرو» از ایران داد.
شهید سید مرتضی آوینی:
... غرب نیز این جایزه را بیهوده به کسی نمیدهد. آنها ممکن است منت گذارند و جوایز را به جهانسومیها هم اعطا کنند، اما شرط نخستین آن وابستگی به تفکر غربی است.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻گذشتۀ فرسوده، اکنونِ در احتضار
(تحلیلی بر پویانماییِ در سایۀ سرو)
🖋آزاده محمودیان
«در سایۀ سرو» در مقابل آثار ایرانیای که پیش از این برندۀ جایزۀ اسکار شده بودند، تفاوتهای برجستهای در محتوا دارد. اثری بیمهابا که در ارائۀ کجروایتی ششدانگ از جامعۀ ایرانی، گوی سبقت را از رقبا ربوده است. قصه، قصۀ اکنون ایران و مردم و حکومت آن است.
در نگاه اول، این تنها یک نمایش ضد جنگ است، اما عمیقتر که بنگری، در سایۀ سرو، اثری ضد نظام جمهوری اسلامی و در پی القای وجود شکاف بین حکومت و ملت است.
روابط پدر و دختری که دو نسل متفاوت ایران را نمایندگی میکنند، در همجواری دریای جنوب، زخمیِ جنگی است که پیشتر، سلامت روان پدر را ربوده و رابطۀ پدر و فرزندیاش را تاروتیره ساخته؛ اگرچه محبتی عمیق بین آن دو هست، اما زخمِ اعصاب پدر که سلامتش را بر روی عرشۀ لنج خود و هنگام دفاع در برابر حمله دشمنان از دست داده، عمیقتر از آن است که دیگر حتی محبت نیز امیدِ درمان باشد. نسل گذشته در این اثر، با آن ریش بلند و سیگارهای پیدرپیاش، جنگزده و خشونتگرا و ناکارآمد است؛ میخواهد اما نمیتواند. و نسل جدید، صلحاندیش، مهربان، زندگیگرا و ناامید از تغییر اوضاع، چمدانش بسته و آماده مهاجرت است. گسست نسلی و فقدان زبان مشترک و نبود اندک امیدی به احیای زندگی، حکایت ارتباط این پدر و دختر است.
اما لنج که اکنون زهواردررفته و شکسته و نیمهغریق است، در این روایت، نماد حکومت ایران و آرمانها و غایات آن است. اگرچه روزی زیبا، و با بادبانهای برافراشته بوده، اما امروز حتی نمیتواند قاب عکسِ زمانِ شکوهش را بر دیوارش نگه دارد.
اما اتفاق این روایت کجاست؟ آنجا که درست در لحظهای که توان دخترک طاق شده و بار مهاجرت و ترک پدر بسته، نهنگی در خشکی ساحل روبروی آنان گیر میافتد. پدر و دختر تمام تلاش خود را برای بازگرداندن نهنگ به دریا میکنند، اما زور آنها به نجات نهنگ عظیمالجثه نمیرسد. نهنگ این روایت، نماد جامعۀ ایران و تلاش آنان برای آزادی و زندگی است؛ و دریا نماد جامعۀ جهانی است. از نگاه این روایت، مردم ایران برای نجات خویش چارهای جز بازگشت به دامان جامعه جهانی ندارند، و عذاب اکنونِ آنان نیز ثمرۀ همین دورافتادگی است. دخترک(نماینده دختران و زنان ایران) سعی میکند بدن نهنگ (آزادی و زندگی) را مرطوب و زنده نگه دارد، و اینجاست که پارچههای رنگارنگ روی بدن نهنگ، بهطور عجیبی همان روسریها و شالهای برسر چوب نهادۀ سالهای اخیر را یادآور میشود.
اما مرد بیمار که همچون لنج، از دوران توانایی و شکوهش بسیار دور افتاده، در سرانجامِ داستان، همان لنجی را که یادآور غرور و عظمتش میدانست برای نجات نهنگ غرق میکند. روایت، آشکارا این امر را به مخاطب القا میکند که باید میان لنج(گذشته آرمانی) و نهنگ(زندگی و آزادی) یکی را انتخاب کرد. پس مرد در آخرین گام حیاتش، دمنهنگ را به لنج میبندد، و بهجان لنج میافتد، آن را در هم میشکند و در صحنهای که غایت روایت را تصویر میکند، همینطور که لنج فرومیرود، نهنگ به دل دریا باز میگردد و نجات مییابد.
داستان آیندۀ مردم ایران و حکومت آن از حنجره این روایت ناصواب همان شعار بیفرجامِ براندازی حکومت، برای نجات ملت است. این روایت بهطور بدیهی متأثر از اغتشاشات ۱۴۰۱ است، که تاکنون در قالبهای گوناگون روایت شده؛ و اکنون در جامۀ انیمیشن، در اسکار برجسته گشتهاست. اعلان مواضع دو سازندۀ این انیمیشن پیرامون وضعیت ایران، چه در مراسم اسکار و چه در مصاحبه با یورونیوز، مؤید این خوانش از اثر آنهاست.
عجیب آنکه یک نهاد رسمیِ فرهنگی، تهیهکننده این تولید ضدفرهنگی است! باید پرسید آیا کانون پرورش فکری کودکان میدانسته بیتالمال را هزینۀ چه محصولی کرده؛ یا چنین نهاد حساسی از فهم اقلّی نمادها در تولیدات هنری بیبهره است؟! که اینچنین فضا را برای سوءاستفاده از فضای امن هنری کشور، فراهم آورده است. مسئولین فرهنگی باید به یاد بسپارند که «... غرب نیز این جایزه را بیهوده به کسی نمیدهد. آنها ممکن است منت گذارند و جوایز را به جهانسومیها هم اعطا کنند، اما شرط نخستین آن وابستگی به تفکر غربی است».
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄قدرت رسانهای منابر و هیئتها و مراسم دینی، در برچیدن بساط بیحجابی، مغفول مانده است.
باید مجالس رمضانی، مجالس اجتماع اعتراضی بشوند؛ چه صاحبان منابر، چه حاضران پای منابر. یکی باید غیورانه بخروشد و دیگری باید حمایت خود را فریاد بزند. این مجالس میتوانند به نیروی پیشران حجاب تبدیل بشوند.
#نمازجمعه
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian