📄وقتی «عناصر درونی»، مسئول جهتدهی اغتشاشات میشوند، حضور هوشمندانۀ رسانه ملی گرهگشاست.
اکنون که اظهارات «سرپرست دانشگاه تهران» پرده از سناریوی ایجاد فتنه برداشته، مداخلۀ بههنگام و فعال و مهندسیشدۀ رسانه ملی ضروری است. نه تریبونی برای سردستههای اغتشاش شود؛ نه با تأخیر و انفعال به میدان بیاید.
https://virasty.com/Amahmoudian/1739596425271095852
🔻عزم نهادهای رسمی بر مرگ حجاب!
🖋آزاده محمودیان
۱. از ابتدای اغتشاشات ۱۴۰۱ و هجوم به حجاب، نهادهای رسمی کشور، یکصدا خواندند که فقط «کار فرهنگی» چارۀ کار است؛ و شروع کردند به کار فرهنگی شبانهروزی. آری! نیک که بنگری، درمییابی که در این مدتِ قریببه دوسال، اقدامات فرهنگی قدرتمندی توسط نهادهای رسمی، علیه حجاب صورت گرفته است. چهاینکه شواهد نشان میدهد از ابتدا نیز در میان سران دستگاههای مسئول، این اراده و خواست نبود که به این چالش تحمیلی، به چشم یک ناهنجاری خسارتزای اجتماعی، و حرام شرعی و سیاسی نگریسته شود. هرچه گروه هنجارشکن، وقیحتر و عریضتر میشد، تأکید مسئولان بر کار فرهنگی جدیتر. در میدان عمل نیز ایشان از هر اقدام فرهنگی در حفظ آرامش روانی هنجارشکنان فروگذار نکردند. تنها مزاحم بیعفتی و مرد میدان مبارزه با بیحجابی، نیروی انتظامی بود، که آن را با دستور مستقیم مجبور به سکوت کردند.
۲. درخشانترین کارنامه در اقدامات فرهنگی علیه حجاب، مربوط به شورایعالی انقلاب فرهنگی بهعنوان مسئول اصلی ساماندهی به جدیترین چالش فرهنگی کشور بود، که بهحق با بیعملی و بیهمتی و بیموضعیِ خود، بهترین خدمت را به بسط بیعفتی در جامعه کرد. البته نمیتوان از سخنان دبیر این شورا علیه حجاب چشم فروبست؛ آنگاهی که بهجای ارائۀ گزارش از تصمیمات و برنامههای شورا، در سخنانی علیه حجاب، به گشت ارشاد، انگ بیحاصلی زد و تنها ابزارهای باقیمانده برای تلنگر به هنجارشکنان را قلعوقمع کرد و ممانعت از تخریبِ امینت روانی جامعه را به حکمت و فلسفه حواله داد. فراتر از آن، وقتی بود که ایشان بهجای همراهی با نمایندگان انقلابی و مؤمن مجلس، بدون مطالعۀ متن مصوبۀ جدید مجلس برای سامان دادن این وضع، علیه آن در رسانه ملی سخن گفت و مهر تأییدی زد بر فرط بیعملی و ناآگاهی خود، بعنوان نمایندۀ شورا.
۳. اما سوزناکترین اقدامات فرهنگی علیه حجاب متعلّق به دستگاه قضاست. این دستگاه سلسله اقدامات بیبدیلی در تقویت و تشویق هنجارشکنان دارد. از یک سو، احکام این دستگاه، چنان بیگانه از بازدارندگی است، که هنجارشکنان آواز میخوانند و میرقصند و برهنه میشوند و به مقدسات فحاشی میکنند، سپس شرح برخورد قضایی با خود را با تمسخر استوری میکنند و به ریش دستگاه قضاییِ مملکت و دغدغهمندان حجاب میخندند. از سوی دیگر، چنان در واکنشهایشان تأخیری و بیربط و غیرحرفهای و خالی از ظرافتند که پیش افکار عمومی بدهکار میشوند. نمونهاش واکنش به رفتار مفتضحِ دو سالمند در صحنه جشنواره فجر؛ که با یک تذکر رسانهای بههنگام، میتوانست نمایشی از رأفت همراه با حساسیت دستگاه، نسبت به شئونات و عرف باشد، اما تبدیل شد به برگ برندهای در دست خطاکاران. البته چهبسا هیچیک از این اقدامات، به اندازۀ ضعف دستگاه قضا در اطلاعرسانی درباره اقدامات مفیدش در این عرصه، محرک بسترهای آسیبزا نبوده باشد.
۴. رئیس دولت هم که به امید کسب رأی هنجارشکنان، شعار لغو برخورد با آنان را داده بود، آشکارا در مقابل قانون ایستاد و گفت که آن را اجرا نمیکند. مسئول فرهنگیاش برهنگی یک زن رقاصه در شهر مقدس قم را تأیید میکند و آنچنان برخورد با او خردمندانه است که او در گامبعدیاش، فردی باسابقۀ حمایت از جنبش فواحش را که تصاویر دختر مکشفهاش را نیز حراج کرده، بهعنوان معاون خود دعوت میکند و آب از آب تکان نمیخورد. بسته اقدامات فرهنگی دولت علیه حجاب هر روز کامل و کاملتر میشود. همین بس که برهنگی در لائیکترین ممالک دنیا جریمههای سنگین دارد؛ اما هر روز در گوشهای از امالقری شیعه، زنی پیش چشم پیر و جوان و کودک، لخت مادرزاد میشود و با بهانه دیوانگی، هیچ برخوردی با او نمیشود و افکار عمومی در شوک و ابهام میمانند.
۵. باید دانست که ارادۀ پیوست مقولۀ حجاب به امنیت سیاسی حکومت، عامدانه و برنامهریزیشده و در جهت القای حس قفلشدگی برای نظام بود و این چرخۀ خطرناکی است که به حجاب اکتفا نخواهد کرد. اما اکنون، روسریهایی که بعد از دو سال هنوز دور گردن یا درون کیفها هستند، نشان میدهند حل این مشکل با ترکیبی از تذکّر پلیسی، بازدارندگیِ قضایی و حمایت از آمران و ناهیان، بهعنوان بازوی فرهنگی ممکن بود و هست. آنچه امروز راهگشای این گرۀ کور است، مطالبۀ نخبگانیایست که پیوست مردمی و رسانهای بیاید. نه چند گعدۀ کوچک از کف میدان که با روایت ناقص و بعضاً اشتباه از کمیّت دغدغهمندان حجاب، به اصل مسئله، آسیب جبرانناپذیری وارد نماید. باید حلقههای میانی وارد میدان مطالبهگری شوند و همزمان، خیل وسیع مطالبه عمومی را جهتدهی کرده و به منصه ظهور برسانند، و هم با استفاده از آن مسئولین را وادار به توجه عملی به این مطالبات نمایند.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄اسکار، جایزۀ بهترین پویانمایی کوتاه را به «در سایۀ سرو» از ایران داد.
شهید سید مرتضی آوینی:
... غرب نیز این جایزه را بیهوده به کسی نمیدهد. آنها ممکن است منت گذارند و جوایز را به جهانسومیها هم اعطا کنند، اما شرط نخستین آن وابستگی به تفکر غربی است.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻گذشتۀ فرسوده، اکنونِ در احتضار
(تحلیلی بر پویانماییِ در سایۀ سرو)
🖋آزاده محمودیان
«در سایۀ سرو» در مقابل آثار ایرانیای که پیش از این برندۀ جایزۀ اسکار شده بودند، تفاوتهای برجستهای در محتوا دارد. اثری بیمهابا که در ارائۀ کجروایتی ششدانگ از جامعۀ ایرانی، گوی سبقت را از رقبا ربوده است. قصه، قصۀ اکنون ایران و مردم و حکومت آن است.
در نگاه اول، این تنها یک نمایش ضد جنگ است، اما عمیقتر که بنگری، در سایۀ سرو، اثری ضد نظام جمهوری اسلامی و در پی القای وجود شکاف بین حکومت و ملت است.
روابط پدر و دختری که دو نسل متفاوت ایران را نمایندگی میکنند، در همجواری دریای جنوب، زخمیِ جنگی است که پیشتر، سلامت روان پدر را ربوده و رابطۀ پدر و فرزندیاش را تاروتیره ساخته؛ اگرچه محبتی عمیق بین آن دو هست، اما زخمِ اعصاب پدر که سلامتش را بر روی عرشۀ لنج خود و هنگام دفاع در برابر حمله دشمنان از دست داده، عمیقتر از آن است که دیگر حتی محبت نیز امیدِ درمان باشد. نسل گذشته در این اثر، با آن ریش بلند و سیگارهای پیدرپیاش، جنگزده و خشونتگرا و ناکارآمد است؛ میخواهد اما نمیتواند. و نسل جدید، صلحاندیش، مهربان، زندگیگرا و ناامید از تغییر اوضاع، چمدانش بسته و آماده مهاجرت است. گسست نسلی و فقدان زبان مشترک و نبود اندک امیدی به احیای زندگی، حکایت ارتباط این پدر و دختر است.
اما لنج که اکنون زهواردررفته و شکسته و نیمهغریق است، در این روایت، نماد حکومت ایران و آرمانها و غایات آن است. اگرچه روزی زیبا، و با بادبانهای برافراشته بوده، اما امروز حتی نمیتواند قاب عکسِ زمانِ شکوهش را بر دیوارش نگه دارد.
اما اتفاق این روایت کجاست؟ آنجا که درست در لحظهای که توان دخترک طاق شده و بار مهاجرت و ترک پدر بسته، نهنگی در خشکی ساحل روبروی آنان گیر میافتد. پدر و دختر تمام تلاش خود را برای بازگرداندن نهنگ به دریا میکنند، اما زور آنها به نجات نهنگ عظیمالجثه نمیرسد. نهنگ این روایت، نماد جامعۀ ایران و تلاش آنان برای آزادی و زندگی است؛ و دریا نماد جامعۀ جهانی است. از نگاه این روایت، مردم ایران برای نجات خویش چارهای جز بازگشت به دامان جامعه جهانی ندارند، و عذاب اکنونِ آنان نیز ثمرۀ همین دورافتادگی است. دخترک(نماینده دختران و زنان ایران) سعی میکند بدن نهنگ (آزادی و زندگی) را مرطوب و زنده نگه دارد، و اینجاست که پارچههای رنگارنگ روی بدن نهنگ، بهطور عجیبی همان روسریها و شالهای برسر چوب نهادۀ سالهای اخیر را یادآور میشود.
اما مرد بیمار که همچون لنج، از دوران توانایی و شکوهش بسیار دور افتاده، در سرانجامِ داستان، همان لنجی را که یادآور غرور و عظمتش میدانست برای نجات نهنگ غرق میکند. روایت، آشکارا این امر را به مخاطب القا میکند که باید میان لنج(گذشته آرمانی) و نهنگ(زندگی و آزادی) یکی را انتخاب کرد. پس مرد در آخرین گام حیاتش، دمنهنگ را به لنج میبندد، و بهجان لنج میافتد، آن را در هم میشکند و در صحنهای که غایت روایت را تصویر میکند، همینطور که لنج فرومیرود، نهنگ به دل دریا باز میگردد و نجات مییابد.
داستان آیندۀ مردم ایران و حکومت آن از حنجره این روایت ناصواب همان شعار بیفرجامِ براندازی حکومت، برای نجات ملت است. این روایت بهطور بدیهی متأثر از اغتشاشات ۱۴۰۱ است، که تاکنون در قالبهای گوناگون روایت شده؛ و اکنون در جامۀ انیمیشن، در اسکار برجسته گشتهاست. اعلان مواضع دو سازندۀ این انیمیشن پیرامون وضعیت ایران، چه در مراسم اسکار و چه در مصاحبه با یورونیوز، مؤید این خوانش از اثر آنهاست.
عجیب آنکه یک نهاد رسمیِ فرهنگی، تهیهکننده این تولید ضدفرهنگی است! باید پرسید آیا کانون پرورش فکری کودکان میدانسته بیتالمال را هزینۀ چه محصولی کرده؛ یا چنین نهاد حساسی از فهم اقلّی نمادها در تولیدات هنری بیبهره است؟! که اینچنین فضا را برای سوءاستفاده از فضای امن هنری کشور، فراهم آورده است. مسئولین فرهنگی باید به یاد بسپارند که «... غرب نیز این جایزه را بیهوده به کسی نمیدهد. آنها ممکن است منت گذارند و جوایز را به جهانسومیها هم اعطا کنند، اما شرط نخستین آن وابستگی به تفکر غربی است».
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄قدرت رسانهای منابر و هیئتها و مراسم دینی، در برچیدن بساط بیحجابی، مغفول مانده است.
باید مجالس رمضانی، مجالس اجتماع اعتراضی بشوند؛ چه صاحبان منابر، چه حاضران پای منابر. یکی باید غیورانه بخروشد و دیگری باید حمایت خود را فریاد بزند. این مجالس میتوانند به نیروی پیشران حجاب تبدیل بشوند.
#نمازجمعه
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
📄دولت وفاق، دولت چرخشهای فرهنگی است؛ که در آن، گروه حداقلیِ مکشفهها «مردم» محسوب میشوند، و دولت، «بیقانونی و بیعفتی» آنها را به رسمیت میشناسد؛ اما جماعت حداکثری که یا بیحجابی را برنمیتابند، یا در برابر آن کنش اجتماعی دارند، «نامردم» و «تندرو» هستند.
،،،،،،،،،
دوران وفاق، دوران جولانِ «اقلّیت اباحهگر»، و سانسور و اختناق «اکثریتِ مطالبهگر» است.
#دولتترمیدور
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻مبارزان بیجبهه
نگاهی آسیبشناسانه به جریان انقلابی
🖋 آزاده محمودیان
جامعه ایران در سالهای اخیر از دو واقعۀ فرهنگی، ضربات جبرانناپذیری را دریافت کرده است. این وقایع در حالی محقق شده که در هر دو، رهبر انقلاب حساسیت بینظیری را نشان دادند و مردم نیز با رهبر خود همنوا و همراستا بودند. در چنین شرایطی این سوال مهم مطرح است که چرا با وجود این همنوایی و پیروی و حتی تلاش حلقههای میانی، همچنان نهتنها مشکل لاینحل مانده، بلکه جامعه با سیل خسارات پایانناپذیر مواجه است.
۱. با وجود تکرار و تأکید بیسابقۀ رهبری بر جلوگیری از ول ماندن فضای مجازی و ضرورت حکمرانی بر آن، چنان این فضا رهاست که اینستاگرام و تلگرام بدون هیچ مانعی مروج محتوای ضد نظام و ضد دین هستند و تا مغز استخوان، در جامعه رسوخ کردهاند. خطر جنگ ترکیبی، در بیخگوشمان، سوریه را منهدم کرد و دست و چشمان هزاران لبنانی را گرفت، اما در اینجا واتساپ آزاد شد و وعده آزادسازی پلکانی سایر پلتفرمهای صهیونی داده شد. تفکر و شعور مردم را بههیچ گرفتند و بهجای محدود کردن پهنای باند، دم از رانت فروش فیلترشکن زدند. دبیر شورایعالی فضای مجازی، بعنوان نماینده شورا در تریبون رسانه ملی، در برابر سادهترین اشکالات به رفع فیلتر بیپاسخ، واماند و آبازآب تکان نخورد. نخبگان نوشتند و هشدار دادند و گروهها بازنشر کردند؛ اما فریاد نخبگان و مردم بهجایی نرسید. اکنون، در شرایطی قرار داریم که شقیترین افراد، خوراک فکری فاسد برای جامعه ما میسازند و ما نمیتوانیم جلوی نشر میلیونی آن را در دبستانها و دبیرستانهای خود بگیریم. در مسئله حکمرانی فضای مجازی، با وجود همداستانی امام و امت و نخبگان، فریادها بیاثر بود.
۲. در سوی دیگر میدان، با وجود عبارات صریح و بیسابقۀ رهبری در لزوم دخالت حکومت، و تعیین حدود شرعی و سیاسیِ بیحجابی، بیش از دو سالونیم است که حجاب از دست رفته و بیتردید در تابستان امسال ملت شاهد مفهوم واقعی برهنگی خواهد بود. کار از تأیید و حمایت از گروههای تذکر لسانی، به تخریب متحصنین روبروی مجلس رسید. نه عزمی در حمایت از قانون وجود دارد، نه حرکات مفید و منطقی و عالمانه در بدنۀ مردمی مطالبهگر. مدیریتِ توان و غیرت و اخلاص ذیقیمت مردمی بهدست غیرمتخصصین هیجانزده، حرکتهای تنشزایی بههمراه داشت که موجب سخره و سواستفادۀ مخالفان قانون و حکم الهی شد و عرصه را برای خوانشهای اشعریگونه از امنیت ملی باز کرد. در این عرصه نیز نخبگان صاحبفن، مکرر در مکرر نوشتند و گفتند، و ترکیب امام و امت حاضر بود؛ اما فریادها به جایی نرسید و همچنان مسئولین از پاسخ و اقدام بهراحتی و بیهزینه فرار میکنند.
۳. رصد دقیق آنچه تاکنون در این دو عرصه رخ داده، نشان میدهد، در طول زنجیرۀ موجود در شکلگیری حرکتهای موثر فرهنگی، یعنی رهبر، مردم و حلقات میانی، یک نقص راهبردی در حلقه سوم، یعنی حلقههای میانی و نخبگان وجود داشته است. اگر چه نخبگان انقلابی نسبتبه جبهۀ مقابل و نیز جماعت محافظهکار در اقلیت قرار دارند، اما مواضع قدرتمند، حکیمانه و پرمخاطبی داشتهاند. اما آنچه مانع رسیدن این مواضع به غایات خود شده را میتوان در دو دسته، مورد توجه قرار داد. اول آنکه، این صاحبان اندیشه و جبههپردازان مردمی، دارای یک جبهۀ منسجم و اتاق فکر واحد و مقرّ تصمیمسازی نیستند. در واقع پس از آقای مصباح، جبهه انقلاب به یک ناجبهۀ ناپایدار و متزلزل تبدیل شده که نمیتواند نیروهای انقلابی را چه در سطح نخبگانی و چه در سطح مردمی بسیج و همصدا کند. دوم آنکه، خود این نخبگان، تعریف و تصویر دقیقی از اتصال به بدنۀ مردمی ندارند و در تفسیر اندیشههای خود و ارائۀ ترجمه میدانیِ قابل فهم و اجرا، دچار ضعف هستند.
۴. اگرچه به یقین میتوان گفت در حال حاضر کسی به وزانت آقای مصباح که جمع بین صلاحیتهای علمی، معرفتی، سیاسی و فقهی باشد، در این جبهه وجود ندارد، اما تشکیل مجمعی از عقلا و اهل معرفت و صاحبان تجربه و دانش و تخصص میتواند این وضعیت نابسامان را که موجب تاختوتاز باطل، و بیثمر ماندن تلاشهای حق، و خصوصاً اشتباهات محاسباتی و خوانشهای ناصواب از کلام رهبری و در نهایت لغزش از مسیر درست شده، سامان بخشد. این امر از هر اقدامی واجبتر و ضروریتر مینماید. چهاینکه، تجربه اخیر نشان میدهد تا این مهم، محقق نشود، تلاشها بیثمر میماند. باید گروهی قابل اعتنا و اعتماد تشکیل شود، تا امکان رسیدن به وحدت آرا و رویهها حاصل آید. چه بهتر که بزرگان معرفتی چون آیات عظام یزدانپناه، وفسی، مؤیدی، شجاعی و... پیشقدم و بانی تشکیل چنین جبههای شوند. از ایدئولوگهای فرهنگی و علمای راهبردی شناختهشده، بعنوان هسته مرکزی مدد بگیرند، برای شناسایی متخصصین صاحب دانش و اخلاص؛ و به سرعت ناجبهۀ انقلاب را به صورت جبههای منسجم سروصورت بخشند.
@Najvayeqalam_Mahmoudian
🔖 ممنوعکردن رسانۀ ملی در پیگیری بحث حجاب، نهتنها از تنشها نکاسته، بلکه بر بسترهای ایجاد تنش افزوده است.
در هجوم خردهروایتهای فضای ولِ مجازی، ورود صریح و بیلکنت و هوشمندانۀ صداوسیما به چالش اخیر حجاب، و روشن کردن ابعاد پنهان آن، ضروری است.
https://virasty.com/Amahmoudian/1743318111088539082
🔖اگر بهجای ابلاغیه قوه قضاییه، چندین دعوتبهمناظره از سوی اندیشکدههای انقلابی برای #مهرآیین صادر میشد، آیا نامهها و نالههای او اینقدر بازتاب رسانهای پیدا میکرد؟!
چرا مراکز علمی و پژوهشی انقلابی، و در رأس آن شورایعالی انقلاب فرهنگی، برای مواجهات حوزۀ اندیشه، خاموش و بیتدبیرند؟!
https://virasty.com/Amahmoudian/1743939558238719033
یادداشتهای آزاده محمودیان
🔖اگر بهجای ابلاغیه قوه قضاییه، چندین دعوتبهمناظره از سوی اندیشکدههای انقلابی برای #مهرآیین صادر
📌پینوشت:
در سالیان اخیر شاذگوییها و نامهپراکنیهایی همچون اظهارات مهرآیین بیسابقه نبوده است؛ که عمده مواجهه با آن، در سانسور داخلی و موجسواری گسترده مخالفان نظام، خلاصه شده است. اما فراتر از نوع مواجهه، این قبیل اظهارات کارکرد اصلی خود را در دل ناآرامیها و شعارپردازیهای اغتشاشگران، نشان دادهاند. بهگونهای که یکباره، گوش جامعه با شعارهای ساختارشکنانه و هتاکیهایی آشنا میشود که مصدر و ریشۀ آن در همین نامهها و اظهارات شبهروشنفکرانی بوده، که شخص رهبر انقلاب را مخاطب قرار دادهاند. پس مواجهۀ صحیح با این قبیل اقدامات را میتوان نوعی «پیشگیری راهبردی» از دستکاری افکار عمومی در عمق فتنهها، قلمداد کرد.
اما مراکز علمیپژوهشیِ انقلابی و در رأس آن شورایعالی انقلاب فرهنگی تا کنون هیچ طرح و تدبیری برای چنین مواجهاتی نداشتهاند یا لااقل تدبیرهایشان فاقد هرگونه بروز و ظهور و اثری بوده است. این بیتدبیریها اغلب تحت خاماندیشیهایی توجیه میشود. برجستهترین این توجیهات آن است که اینگونه شاذگوییها علیه ارکان نظام، تهی از استدلال قوی است و پرداختن به آن، تنها موجب تقویت رسانهای آن میشود، لذا باید در برابر آن سکوت کرد. اهالی این تفکر غافلند از اینکه به چالش کشیدن ارکان نظام، با تمرکز بر شخص رهبری، چنانچه بدون پاسخ مستدل باقی بماند، بهمرور موجب تسرّی شبهه، از بدنۀ نخبگانی به بدنۀ عمومی جامعه خواهد شد و بر ادراک و شناخت جامعه اثر خواهد گذاشت، اثری که چهبسا اقدام و عمل را در پی داشته باشد. درحالیکه فضای دانشی و کرسیهای آزاداندیشی که مکرراً مورد تأکید رهبر انقلاب قرار داشته، اساساً برای طرح و رفع همین شبهات است. تصمیمسازان حوزه فرهنگ و اجتماع از این واقعیت در غفلتند که گرهای که در زمان و مکان خودش گشوده نشود، لاجرم به پارگی ریسمان خواهد انجامید.
البته در میان اندیشمندان انقلابی، همواره معدودی بودهاند که هم نحوۀ صحیح مواجهه را شناختهاند، هم از چشمۀ جوشان حکمت ناب اسلامی و انقلابی پربهرهاند و فارغ از هیاهوهای منفعتطلبانه، استدلال قدرتمند انقلاب را بهرخ میکشند و بذر یقین به حق بودن انقلاب را بر دلها میپاشند.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/331
🔖 امام جامعه، مذاکره با آمریکا را مصداق بیعقلی، بیعزّتی و بیشرفی خواند.
اما دولت، با برنامۀ قبلی و از طریق «فشارسازی اقتصادی»، این سمّ مهلک را به تن رنجور جامعه تحمیل کرد.
گرگهای بالاندیدۀ اصلاحات، گوی سبقت را در سیاستپردازی از انقلابیها ربودند تا خسارتمحض دیگری بیافرینند.
#تکرارخسارتمحض
https://virasty.com/Amahmoudian/1744131583275511778