eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
262 دنبال‌کننده
208 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻مبارزان بی‌جبهه نگاهی آسیب‌شناسانه به جریان انقلابی 🖋 آزاده محمودیان جامعه ایران در سال‌های اخیر از دو واقعۀ فرهنگی، ضربات جبران‌ناپذیری را دریافت کرده است. این وقایع در حالی محقق شده‌ که در هر دو، رهبر انقلاب حساسیت بی‌نظیری را نشان دادند و مردم نیز با رهبر خود همنوا و همراستا بودند. در چنین شرایطی این سوال مهم مطرح است که چرا با وجود این همنوایی و پیروی و‌ حتی تلاش حلقه‌های میانی، همچنان نه‌تنها مشکل لاینحل مانده، بلکه جامعه با سیل خسارات پایان‌ناپذیر مواجه است. ۱. با وجود تکرار و تأکید بی‌سابقۀ رهبری بر جلوگیری از ول‌ ماندن فضای مجازی و ضرورت حکمرانی بر آن، چنان این فضا رهاست که اینستاگرام و تلگرام بدون هیچ مانعی مروج محتوای ضد نظام و ضد دین هستند و تا مغز استخوان، در جامعه رسوخ کرده‌اند. خطر جنگ ترکیبی، در بیخ‌گوش‌مان، سوریه را منهدم کرد و دست و چشمان هزاران لبنانی‌ را گرفت، اما در اینجا واتساپ آزاد شد و وعده آزادسازی پلکانی سایر پلتفرم‌های صهیونی داده شد. تفکر و شعور مردم را به‌هیچ گرفتند و به‌جای محدود کردن پهنای باند، دم از رانت فروش فیلترشکن زدند. دبیر شورای‌عالی فضای مجازی، بعنوان نماینده شورا در تریبون رسانه ملی، در برابر ساده‌ترین اشکالات به رفع فیلتر بی‌پاسخ، واماند و آب‌ازآب تکان نخورد. نخبگان نوشتند و هشدار دادند و گروه‌ها بازنشر کردند؛ اما فریاد نخبگان و مردم به‌جایی نرسید. اکنون، در شرایطی قرار داریم که شقی‌ترین افراد، خوراک فکری فاسد برای جامعه ما می‌سازند و ما نمی‌توانیم جلوی نشر میلیونی آن را در دبستان‌ها و دبیرستان‌های خود بگیریم. در مسئله حکمرانی فضای مجازی، با وجود همداستانی امام و امت و نخبگان، فریادها بی‌اثر بود. ۲. در سوی دیگر میدان، با وجود عبارات صریح و بی‌سابقۀ رهبری در لزوم دخالت حکومت، و تعیین حدود شرعی و سیاسیِ بی‌حجابی، بیش از دو سال‌ونیم است که حجاب از دست رفته و بی‌تردید در تابستان امسال ملت شاهد مفهوم واقعی برهنگی خواهد بود. کار از تأیید و‌ حمایت از گروه‌های تذکر لسانی، به تخریب متحصنین روبروی مجلس رسید. نه عزمی در حمایت از قانون وجود دارد، نه حرکات مفید و منطقی و عالمانه در بدنۀ مردمی مطالبه‌گر. مدیریتِ توان و غیرت و اخلاص ذی‌قیمت مردمی به‌دست غیرمتخصصین هیجان‌زده، حرکت‌های تنش‌زایی به‌همراه داشت که موجب سخره و سواستفادۀ مخالفان قانون و حکم الهی شد و عرصه را برای خوانش‌های اشعری‌گونه از امنیت ملی باز کرد. در این عرصه نیز نخبگان صاحب‌فن، مکرر در مکرر نوشتند و گفتند، و ترکیب امام و امت حاضر بود؛ اما فریادها به جایی نرسید و همچنان مسئولین از پاسخ و اقدام به‌راحتی و بی‌هزینه فرار می‌کنند. ۳. رصد دقیق آنچه تاکنون در این دو عرصه رخ داده، نشان می‌دهد، در طول زنجیرۀ موجود در شکل‌گیری حرکت‌های موثر فرهنگی، یعنی رهبر، مردم و حلقات میانی، یک نقص راهبردی در حلقه سوم، یعنی حلقه‌های میانی و نخبگان وجود داشته است. اگر چه نخبگان انقلابی نسبت‌به جبهۀ مقابل و نیز جماعت محافظه‌کار در اقلیت قرار دارند، اما مواضع قدرتمند، حکیمانه و پرمخاطبی داشته‌اند. اما آنچه مانع رسیدن این مواضع به غایات خود شده را می‌توان در دو دسته، مورد توجه قرار داد. اول آنکه، این صاحبان اندیشه و جبهه‌پردازان مردمی، دارای یک جبهۀ منسجم و اتاق فکر واحد و مقرّ تصمیم‌سازی نیستند. در واقع پس از آقای مصباح، جبهه انقلاب به یک ناجبهۀ ناپایدار و متزلزل تبدیل شده که نمی‌تواند نیروهای انقلابی را چه در سطح نخبگانی و چه در سطح مردمی بسیج و هم‌صدا کند. دوم آنکه، خود این نخبگان، تعریف و تصویر دقیقی از اتصال به بدنۀ مردمی ندارند و در تفسیر اندیشه‌های خود و ارائۀ ترجمه میدانیِ قابل فهم و اجرا، دچار ضعف هستند. ۴. اگرچه به یقین می‌توان گفت در حال حاضر کسی به وزانت آقای مصباح که جمع بین صلاحیت‌های علمی، معرفتی، سیاسی و فقهی باشد، در این جبهه وجود ندارد، اما تشکیل مجمعی از عقلا و اهل معرفت و صاحبان تجربه و دانش و تخصص می‌تواند این وضعیت نابسامان را که موجب تاخت‌وتاز باطل، و بی‌ثمر ماندن تلاش‌های حق، و خصوصاً اشتباهات محاسباتی و خوانش‌های ناصواب از کلام رهبری و در نهایت لغزش از مسیر درست شده، سامان بخشد. این امر از هر اقدامی واجب‌تر و ضروری‌تر می‌نماید. چه‌‌اینکه، تجربه اخیر نشان می‌دهد تا این مهم، محقق نشود، تلاش‌ها بی‌ثمر می‌ماند. باید گروهی قابل اعتنا و اعتماد تشکیل شود، تا امکان رسیدن به وحدت آرا و رویه‌ها حاصل آید. چه بهتر که بزرگان معرفتی چون آیات عظام یزدان‌پناه، وفسی، مؤیدی، شجاعی و... پیش‌قدم و بانی تشکیل چنین جبهه‌‌ای شوند. از ایدئولوگ‌های فرهنگی و علمای راهبردی شناخته‌شده، بعنوان هسته مرکزی مدد بگیرند، برای شناسایی متخصصین صاحب دانش و اخلاص؛ و‌ به سرعت ناجبهۀ انقلاب را به صورت جبهه‌ای منسجم سروصورت بخشند. @Najvayeqalam_Mahmoudian
🔖 ممنوع‌کردن رسانۀ ملی در پیگیری بحث حجاب، نه‌تنها از تنش‌ها نکاسته، بلکه بر بسترهای ایجاد تنش افزوده است. در هجوم خرده‌روایت‌های فضای ولِ مجازی، ورود صریح و بی‌لکنت و هوشمندانۀ صداوسیما به چالش اخیر حجاب، و روشن کردن ابعاد پنهان آن، ضروری است. https://virasty.com/Amahmoudian/1743318111088539082
🔖اگر به‌جای ابلاغیه قوه قضاییه، چندین دعوت‌به‌مناظره از سوی اندیشکده‌های انقلابی برای صادر می‌شد، آیا نامه‌ها و ناله‌های او اینقدر بازتاب رسانه‌ای پیدا می‌کرد؟! چرا مراکز علمی و پژوهشی انقلابی، و در رأس آن شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، برای مواجهات حوزۀ اندیشه، خاموش و بی‌تدبیرند؟! https://virasty.com/Amahmoudian/1743939558238719033
یادداشت‌های آزاده محمودیان
🔖اگر به‌جای ابلاغیه قوه قضاییه، چندین دعوت‌به‌مناظره از سوی اندیشکده‌های انقلابی برای #مهرآیین صادر
📌پی‌نوشت: در سالیان اخیر شاذگویی‌ها و نامه‌پراکنی‌هایی همچون اظهارات مهرآیین بی‌سابقه نبوده است؛ که عمده مواجهه با آن، در سانسور داخلی و موج‌سواری گسترده مخالفان نظام، خلاصه شده است. اما فراتر از نوع مواجهه، این قبیل اظهارات کارکرد اصلی خود را در دل ناآرامی‌ها و شعارپردازی‌های اغتشاش‌گران، نشان داده‌اند. به‌گونه‌ای که یکباره، گوش جامعه با شعارهای ساختارشکنانه و هتاکی‌هایی آشنا می‌شود که مصدر و ریشۀ آن در همین نامه‌ها و اظهارات شبه‌روشنفکرانی بوده، که شخص رهبر انقلاب را مخاطب قرار داده‌اند. پس مواجهۀ صحیح با این قبیل اقدامات را می‌توان نوعی «پیشگیری راهبردی» از دستکاری افکار عمومی در عمق فتنه‌ها، قلمداد کرد. اما مراکز علمی‌پژوهشیِ انقلابی و در رأس آن شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تا کنون هیچ طرح و تدبیری برای چنین مواجهاتی نداشته‌اند یا لااقل تدبیرهایشان فاقد هرگونه بروز و ظهور و اثری بوده است. این بی‌تدبیری‌ها اغلب تحت خام‌اندیشی‌هایی توجیه می‌شود. برجسته‌ترین این توجیهات آن است که این‌گونه شاذگویی‌ها علیه ارکان نظام، تهی از استدلال قوی است و پرداختن به آن، تنها موجب تقویت رسانه‌ای آن می‌شود، لذا باید در برابر آن سکوت کرد. اهالی این تفکر غافلند از اینکه به چالش کشیدن ارکان نظام، با تمرکز بر شخص رهبری، چنانچه بدون پاسخ مستدل باقی بماند، به‌مرور موجب تسرّی شبهه، از بدنۀ نخبگانی‌ به بدنۀ عمومی جامعه خواهد شد و بر ادراک و شناخت جامعه اثر خواهد گذاشت، اثری که چه‌بسا اقدام و‌ عمل را در پی داشته باشد. در‌حالی‌که فضای دانشی و کرسی‌های آزاداندیشی که مکرراً مورد تأکید رهبر انقلاب قرار داشته، اساساً برای طرح و رفع همین شبهات است. تصمیم‌سازان حوزه فرهنگ و اجتماع از این واقعیت در غفلتند که گره‌ای که در زمان و مکان خودش گشوده نشود، لاجرم به پارگی ریسمان خواهد انجامید. البته در میان اندیشمندان انقلابی، همواره معدودی بوده‌اند که هم نحوۀ صحیح مواجهه را شناخته‌اند، هم از چشمۀ جوشان حکمت ناب اسلامی و انقلابی پربهره‌اند و فارغ از هیاهو‌های منفعت‌طلبانه، استدلال قدرتمند انقلاب را به‌رخ می‌کشند و بذر یقین به حق بودن انقلاب را بر دل‌ها می‌پاشند‌. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/331
🔖 امام جامعه، مذاکره با آمریکا را مصداق بی‌عقلی، بی‌عزّتی و بی‌شرفی خواند. اما دولت، با برنامۀ قبلی و از طریق «فشارسازی اقتصادی»، این سمّ مهلک را به تن رنجور جامعه تحمیل کرد. گرگ‌های بالان‌دیدۀ اصلاحات، گوی سبقت را در سیاست‌پردازی از انقلابی‌ها ربودند تا خسارت‌محض دیگری بیافرینند. https://virasty.com/Amahmoudian/1744131583275511778
878.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔖 اکنون که ایران و آمریکا پای یک میز نشسته‌اند، و هم‌زمان، فلسطین و یمن و لبنان و سوریه در آتش آمریکا می‌گدازند، بهتر می‌شود فهمید چرا سیّد مقاومت پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، «سرنوشت ملت‌های منطقه» را گره‌خورده به رأی ملت ایران دانست و دعا کرد که مردم در مسیر «انتخاب درست» قرار بگیرند. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/333
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔖 برای گذر از موضع آشکار رهبری، آن را تحریف نکنید! تکلیف اصلاح‌طلبان که روشن است، اما اگر زرورق‌های شیکی که برخی با نقاب انقلابی‌گری و کلمه «غیرمستقیم» روی مذاکره کشیده‌اند را پاره کنیم، عین نظر رهبر انقلاب چنین است که: مذاکره‌کنندۀ با آمریکا بی‌عقل و بی‌شرف و ... است. باقی را در فیلم ببینید! https://virasty.com/Amahmoudian/1744529655450404041 📌پی‌نوشت: ۱. حقیقت تلخ امروز که حتی جبهۀ خودی هم از ابراز علنی آن اجتناب دارد، آن است که تنها با چند درصد تفاوت در رأی، وجه جمهوریت نظام در حال غلبه بر مشروعیت آن است. ۲. رهبری، موضعی غلیظ و‌کم‌نظیر درباره مذاکرۀ با آمریکا، خصوصاً دولت فعلی آن داشتند. و دولت پزشکیان آشکارا از این موضع گذر کرده است. رهبری، وظیفه حکومت را پیرامون حجاب تعیین و حکم شرعی و سیاسی صادر کردند. پزشکیان علنی اجرای قانون را برنتابید. در اوج تأکید رهبری بر حکمرانی بر فضای مجازی، رفع فیلترینگ آغاز شد و... ۳. البته این «مقابله‌ها» بدون همراهی برخی چهره‌های برجسته از درون جبهه انقلاب، غیرممکن بود. در آینده منتظر چه سرپیچی دیگری از ولایت باید بود و سکوت کرد؟ https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/334
🔖فسادِ طبقه مرفهِ بی‌درد «سرِ مار» است؛ و بی‌حجابی و ولنگاریِ فضای مجازی و ...، بدن آن. علاوه بر بدن، جبهۀ انقلاب باید بی‌‌هیچ تردید و تعلّلی، سر مار را هدف بگیرد.
🔻شبکۀ‌نمایش‌خانگی و وضع فرهنگی ما آزاده محمودیان همگی تاکنون، تخته‌سنگی را دیده‌ایم که بر اثر اصابت مداوم قطرات آب، فروخورده و تحلیل رفته است. در نفوذ نرم، امری که بسیار کم‌اثر می‌نماید، با تداومی نامحسوس، رخنه و اثری اعجاب‌آور خلق می‌کند و برای چنین اثری در عرصۀ روان و رفتار جامعه، چه ابزاری نیرومندتر از رسانه. در اولین مواجهه با عبارت «چالش تحمیلی حجاب»، چنین به نظر می‌رسد که این امر، فراتر از مرزها و به‌وسیله رسانه‌های بیگانه مدیریت و تداوم یافته است؛ البته این واقعیت است، اما نه تمام واقعیت. بخش مورد غفلت، سهم انکارناپذیر دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌های داخلی در این چالش تحمیلی و بسیاری از ناهنجاری‌های اخلاقی است، که در اکنونِ جامعه، به مرضی لاعلاج مبدل گشته است. ۱. در عالم رسانه، نظریه‌ای وجود دارد به‌نام کاشت، که معتقد است تماشای مداوم رسانه‌ها، به‌تدریج نگرش‌ها و باورهای مخاطبان را تغییر می‌دهد. اگر رسانه‌ به‌طور مکرر هنجارهایی را به تصویر بکشد که خلاف عرف یا ارزش‌های جامعه است، در بلندمدت می‌تواند نسبت به آن هنجار و رفتار، قبح‌زدایی و عادی‌سازی کند. نظریۀ برجسته‌سازی هم می‌گوید رسانه‌ها تعیین نمی‌کنند که مردم چگونه فکر کنند، بلکه تعیین می‌کنند درباره چه چیزی فکر کنند. حالا می‌خواهم این دو نظریه را کنار هم قرار بدهم تا ببینیم این دو باهم قدرت تحقق چه تغییراتی را در جامعه دارند. با مثالی از زادگاه همین نظریه‌ها سخنم را به‌پیش می‌برم. مثلاً در تلویزیون آمریکا، در دهۀ ۸۰میلادی، نمایش روابط همجنس‌گرایانه بسیار محدود و قبیح تلقی می‌شد؛ اما از دو دهه بعد، سریال‌هایی مثل «ModernFamily»، شروع به نمایش عادی و مثبت این روابط کردند. نظریه‌ها درست پیش‌بینی کرده بودند و حساسیت مخاطب با دیدن مکرر این موضوع کاهش پیدا کرد و به‌مرور قبح آن شکسته شد. اکنون در جوامع غربی، سخن گفتن در مذمت این رذیلۀ اخلاقی، جرم محسوب می‌شود و برای گوینده انواع محدودیت‌ها را در پی دارد. ۲. از سوی دیگر، این حقیقت که رسانه‌ها می‌توانند ابزار سلطۀ فرهنگی و شکل‌دهی به ایدئولوژی باشند، پنهان نیست. رسانه‌ها می‌توانند با ایجاد گفتمان‌هایی خلاف ارزش‌های قطعی، ساختارهای موجود و مسلط فرهنگی را زیر سؤال ببرند. البته، خاستگاه این نظر هم خود غرب است. غربی‌ها هم، زمانی‌ برای از دست‌رفتن ارزش‌های‌شان دلواپس بودند و دربارۀ آن هشدار می‌دادند. یکی از نمونه‌های تخریب فرهنگ سنتی توسط رسانه‌های رسمی، ساختارشکنی مفهوم سنتی خانواده بود؛ اتفاقی که با سریال‌هایی چون «Family Guy» رقم خورد که با مهارت و استفاده از زبان طنز، ساختار خانواده را به چالش کشیدند. و این یعنی مداومت در ارسال و تکرار پیام مشخص با زبان‌های متنوع، برجسته‌کردن تابوها، به‌کارگرفتن چهره‌های زیبای جدید در کنار قدیمی‌های جذاب و... همگی از راه‌هایی است که رسانه را در قبح‌زدایی و به چالش کشیدن قوی‌ترین ارزش‌های فرهنگی مدد می‌رساند. ۳. آنچه از ابتدا در جانمایی شبکۀ نمایش خانگی در گسترۀ رسانه‌ای کشور، مشهود بود، توان رد کردن خطوط قرمز هویتی و فرهنگی ایران اسلامی بود. با رصد دقیق حرکت این رسانه، اتهام بی‌نظریه بودن سیاست‌گذاری‌های رسانه‌ای کشور، بیشتر به خام‌اندیشی می‌ماند. حرکت این رسانه‌ها که ذیل دستگاه‌های رسمی نظام، چون وزارت فرهنگ و سازمان صداوسیما تعریف شده‌، نشان می‌دهد مطابق با نظریه‌های فوق، جدی‌ترین ارزش‌های جامعه، به بهانه‌های متنوع، مورد قبح‌زدایی و عادی‌سازی قرار گرفته‌اند. وقتی به بهانۀ قصه‌پردازی مربوط به پیش از انقلاب، زنان بی‌حجاب، آرایش‌های غلیظ، رقص و حرکات و لمس‌های خارج از عرف، در صفحۀ رسانه‌های رسمی نقش می‌بندد، چرا توقع داریم جامعه همچنان این رفتارها را ناهنجاری تلقی کند و از آن اجتناب ورزد؟! ۴. ریشۀ این ماجرا مربوط به آغاز شبکه نمایش‌خانگی نیست؛ بلکه مربوط به چرخش‌های هویتی است که از ابتدای دهۀ هفتاد شمسی، به‌مرور در ساختار فرهنگی کشور آغاز شد؛ همان‌که رهبر انقلاب از آن به واگرایی‌های دهۀهفتاد یاد کرد. پس، آن تهاجم و شبیخون فرهنگی، ریشه‌ای درونی داشت که در بهره‌مندی از رسانه کارکشته و نظریه‌مند بود. چنان چیره‌دست که حتی بخشی از بدنۀ مدیریتیِ خودی را نیز به‌کار گرفت و تریبون‌های مختص نظام را همراه ساخت. این قطرات نرم چنان در بدنۀ سخت ارزش‌ها نفوذ کرد که فی‌المثل برترین نهاد فرهنگی نظام حتی هنوز متوجه این زخم عمیق نشده و به‌اندازه تأثیر معدل فلان‌پایه در کنکور، دغدغۀ پرداختن به آن را ندارد! در این مسیر دیری نمی‌پاید که صحنه‌هایی بیش از زنان سربرهنه، رقص‌ها و لمس‌کردن‌ها، و مفاهیمی فراتر از خیانت و روابط ضربدری را از رسانه‌های رسمی شاهد خواهیم بود. در حقیقت، جامعه به نسبت سرعت و شدتِ ناهنجاری‌های تحمیلی از سوی ساختار رسمی، بسیار آرام‌تر و نجیبانه‌تر، حرکت می‌کند. @Najvayeqalam_Mahmoudian
🔖از اعتراض به گشت‌ارشاد، به اعتراض به پیامک تذکر رسیده‌اند! از مواجهۀ میدانی می‌هراسیدند، اما اکنون از مقدمات کار فرهنگی هم برآشفته‌اند. غایتِ اصلاحاتی‌ها و علینژادی‌ها یکی‌ بود، گذر از اجرای شریعت و رسیدن به حجاب اختیاری. بَدا به حال انقلابی‌هایی که در سرابِ وفاق بی‌آبرو شدند! @Najvayeqalam_Mahmoudian
🔖مسئله، قانون‌مداری است، نه رواداری! زنجیرۀ قانون‌شکنی پایان ندارد؛ امروز حجاب و فردا دیگر مرزهای امنیت اخلاقی. برای گریز از هر قانونی، حتما دستاویزهایی وجود دارد. تداوم این مشیِ حکومت، به‌جای حفظ آرامش، افسارگسیختگی و اغتشاش قانون‌گریزان را در پی خواهد داشت. @Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻خوانشی ارتباطی و رسانه‌ای از «حوزۀ پیشرو و سرآمد» آزاده محمودیان بیانیۀ اخیر رهبر انقلاب به مناسبت یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، با عنوان «حوزه پیشرو و سرآمد» حامل وجوه ارتباطی و رسانه‌ای قابل تأملی است. متن پیش‌رو بر این نکات تأکید کرده است: ۱. ورود عینی و عملی حوزه به چالش‌های عرصه فکر و فرهنگ: آشنایی با فضای فکر و فرهنگ جامعه و ایجاد هماهنگی و تناسب میان اهداف تبلیغ با نیازهای فکری و فرهنگی، بویژه در نسل جوان، از مشکلات حوزه‌های علمیه است. همچنین حجم تولیدات حوزه در این عرصه تناسبی با سیل شبهات و القائات مهاجم ندارد. این موارد حاکی از فقدان آشنایی کافی و حضور عینی حوزه، در کف میدان چالش‌های موجود در این بخش است. ۲. «بلاغ مبین»، وظیفه اصلی حوزه: مهم‌ترین وظیفه حوزه «بلاغ مبین» است؛ یعنی رساندن پیام دین به جامعه به‌صورت روشن و مؤثر. برای تحقق این امر مهم، حوزه‌های علمیه ناگزیر از بهره‌گیری از ابزارهای نوین ارتباطی و رسانه‌ای برای تبیین معارف اسلامی و پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه‌اند. ۳. نوآوری و پاسخگویی به مسائل نوپدید: نوآوری، بالندگی و به‌روز بودن از ضرورت‌های حوزه‌های علمیه در مواجهه با مسائل نوپدید است. این امر، حوزه را به تعامل فعال با رسانه‌ها و استفاده از فناوری‌های نوین برای انتقال مفاهیم دینی و اخلاقی به جامعه ترغیب می‌کند. ۴. حضور رسانه‌ای فعال و روزآمد: مقصود از ارتباط فعال، بسنده کردن به حضور متعدد معمّمین در برنامه‌های رسانه ملی نیست؛ بلکه تشکیل شبکه‌ای منسجم و هدفمند برای ساماندهی افراد و اقدامات در فضای رسانه‌های رسمی و غیررسمی می‌تواند تأمین‌کننده دو وجه فعال‌بودن و روزآمدی، در راستای تحقّق این غایت باشد. ۵. تغییر موضع از دفاع به تهاجم: در کار تبلیغ، موضع ایجابی و حتی تهاجمی، از موضع دفاعی مهم‌تر است. دفع و رفع شبهه‌ها، نباید دستگاه تبلیغ را از تهاجم به مسلّمات فرهنگ انحرافی رایج در جهان و در کشور به غفلت بکشاند. فرهنگ تحمیلی و القائی غرب، با سرعتی روزافزون، رو به کج‌رَوی و انحطاط است؛ حوزۀ پیشرو به دفاع در برابر شبهه‌انگیزی بسنده نمی‌کند بلکه در قبال این کج‌رَوی‌ها، چالشهای فکری می‌آفریند و مدّعیان گمراه را مجبور به پاسخگویی می‌کند. آنچه در تهاجم و دفاع بسیار مهم و مؤثر است، اقدامِ‌به‌موقع است؛ فهم زمان مناسب برای حمله یا پاسخ، بخشی از پیروزی است. ۶. جای خالی تعلیم و تهذیب: رساندن پیامی که به‌روز و پُرکنندۀ خلأ و برآورندۀ هدف دین باشد، نیازمند آموزش و فراگیری است. لازم است از طریق کاری تشکیلاتی، قدرت اقناع، آشنایی با شیوۀ گفتگو، آگاهی از نوع تعامل با افکار عمومی و فضای رسانه‌ای و مجازی، انضباط در مواجهه با عنصر مخالف، به طلبه آموزش داده شود و در دوره‌ای محدود، او آمادۀ ورود به این میدان گردد. همچنین، بی‌تردید کلام و پیام مبلّغ تنها در زمانی به غایت هدف خود می‌رسد که خود او، از مرزهای داناییِ صِرف، فراتر رفته و به مدد تهذیب، به مقام دارایی رسیده باشد. ۷. حرکت در مسیر تمدن نوین اسلامی: ترسیم خطوط اصلی و فرعی تمدن نوین اسلامی و تبیین و ترویج آن، از مصادیق «بلاغ مبین» است. این رویکرد، حوزه‌های علمیه را به ایفای نقش فعال در عرصه‌های رسانه‌ای برای معرفی و تبلیغ این تمدن فرا می‌خواند. اما در جهان رسانه‌ای شدۀ امروز لازم است این بهره‌گیری از فضای رسانه‌ای انطباقی دقیق با ملزومات و ارزش‌های فرهنگی و تمدن اسلامی داشته باشد. چه‌بسا در این راه، حوزه ملزم به ترسیم و طراحی نوآوری‌هایی در عرصه‌های نظری و کاربردی رسانه باشد. https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian