🔖از اعتراض به گشتارشاد، به اعتراض به پیامک تذکر رسیدهاند!
از مواجهۀ میدانی میهراسیدند، اما اکنون از مقدمات کار فرهنگی هم برآشفتهاند.
غایتِ اصلاحاتیها و علینژادیها یکی بود، گذر از اجرای شریعت و رسیدن به حجاب اختیاری.
بَدا به حال انقلابیهایی که در سرابِ وفاق بیآبرو شدند!
#دولتلیبرال
@Najvayeqalam_Mahmoudian
🔖مسئله، قانونمداری است، نه رواداری!
زنجیرۀ قانونشکنی پایان ندارد؛ امروز حجاب و فردا دیگر مرزهای امنیت اخلاقی. برای گریز از هر قانونی، حتما دستاویزهایی وجود دارد.
تداوم این مشیِ حکومت، بهجای حفظ آرامش، افسارگسیختگی و اغتشاش قانونگریزان را در پی خواهد داشت.
#دولتلیبرال
@Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻خوانشی ارتباطی و رسانهای از «حوزۀ پیشرو و سرآمد»
آزاده محمودیان
بیانیۀ اخیر رهبر انقلاب به مناسبت یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، با عنوان «حوزه پیشرو و سرآمد» حامل وجوه ارتباطی و رسانهای قابل تأملی است. متن پیشرو بر این نکات تأکید کرده است:
۱. ورود عینی و عملی حوزه به چالشهای عرصه فکر و فرهنگ:
آشنایی با فضای فکر و فرهنگ جامعه و ایجاد هماهنگی و تناسب میان اهداف تبلیغ با نیازهای فکری و فرهنگی، بویژه در نسل جوان، از مشکلات حوزههای علمیه است. همچنین حجم تولیدات حوزه در این عرصه تناسبی با سیل شبهات و القائات مهاجم ندارد. این موارد حاکی از فقدان آشنایی کافی و حضور عینی حوزه، در کف میدان چالشهای موجود در این بخش است.
۲. «بلاغ مبین»، وظیفه اصلی حوزه:
مهمترین وظیفه حوزه «بلاغ مبین» است؛ یعنی رساندن پیام دین به جامعه بهصورت روشن و مؤثر. برای تحقق این امر مهم، حوزههای علمیه ناگزیر از بهرهگیری از ابزارهای نوین ارتباطی و رسانهای برای تبیین معارف اسلامی و پاسخگویی به نیازهای فکری جامعهاند.
۳. نوآوری و پاسخگویی به مسائل نوپدید:
نوآوری، بالندگی و بهروز بودن از ضرورتهای حوزههای علمیه در مواجهه با مسائل نوپدید است. این امر، حوزه را به تعامل فعال با رسانهها و استفاده از فناوریهای نوین برای انتقال مفاهیم دینی و اخلاقی به جامعه ترغیب میکند.
۴. حضور رسانهای فعال و روزآمد:
مقصود از ارتباط فعال، بسنده کردن به حضور متعدد معمّمین در برنامههای رسانه ملی نیست؛ بلکه تشکیل شبکهای منسجم و هدفمند برای ساماندهی افراد و اقدامات در فضای رسانههای رسمی و غیررسمی میتواند تأمینکننده دو وجه فعالبودن و روزآمدی، در راستای تحقّق این غایت باشد.
۵. تغییر موضع از دفاع به تهاجم:
در کار تبلیغ، موضع ایجابی و حتی تهاجمی، از موضع دفاعی مهمتر است. دفع و رفع شبههها، نباید دستگاه تبلیغ را از تهاجم به مسلّمات فرهنگ انحرافی رایج در جهان و در کشور به غفلت بکشاند. فرهنگ تحمیلی و القائی غرب، با سرعتی روزافزون، رو به کجرَوی و انحطاط است؛ حوزۀ پیشرو به دفاع در برابر شبههانگیزی بسنده نمیکند بلکه در قبال این کجرَویها، چالشهای فکری میآفریند و مدّعیان گمراه را مجبور به پاسخگویی میکند. آنچه در تهاجم و دفاع بسیار مهم و مؤثر است، اقدامِبهموقع است؛ فهم زمان مناسب برای حمله یا پاسخ، بخشی از پیروزی است.
۶. جای خالی تعلیم و تهذیب:
رساندن پیامی که بهروز و پُرکنندۀ خلأ و برآورندۀ هدف دین باشد، نیازمند آموزش و فراگیری است. لازم است از طریق کاری تشکیلاتی، قدرت اقناع، آشنایی با شیوۀ گفتگو، آگاهی از نوع تعامل با افکار عمومی و فضای رسانهای و مجازی، انضباط در مواجهه با عنصر مخالف، به طلبه آموزش داده شود و در دورهای محدود، او آمادۀ ورود به این میدان گردد. همچنین، بیتردید کلام و پیام مبلّغ تنها در زمانی به غایت هدف خود میرسد که خود او، از مرزهای داناییِ صِرف، فراتر رفته و به مدد تهذیب، به مقام دارایی رسیده باشد.
۷. حرکت در مسیر تمدن نوین اسلامی:
ترسیم خطوط اصلی و فرعی تمدن نوین اسلامی و تبیین و ترویج آن، از مصادیق «بلاغ مبین» است. این رویکرد، حوزههای علمیه را به ایفای نقش فعال در عرصههای رسانهای برای معرفی و تبلیغ این تمدن فرا میخواند. اما در جهان رسانهای شدۀ امروز لازم است این بهرهگیری از فضای رسانهای انطباقی دقیق با ملزومات و ارزشهای فرهنگی و تمدن اسلامی داشته باشد. چهبسا در این راه، حوزه ملزم به ترسیم و طراحی نوآوریهایی در عرصههای نظری و کاربردی رسانه باشد.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
🔻بذرپاشی رسانهای در زمین ذهنیت ایرانی:
از کشف حجاب دیروز به روابط جنسی فردا
آزاده محمودیان
همینطور که اینسو در انتظار بارش کار فرهنگی از آسمان نشسته، آنسو، حلقۀ دوم زنجیرهای را آغاز کرده که بسی از حلقۀ آغازین، مهلکتر است؛ پروژهای که اینبار جذّابتر، تخصصیتر و خلّاقانهتر کلید خورده است. زنجیرهای که با مصی علینژاد از «پوشش» آغاز شد، اکنون با پرستو صالحی به «رابطۀ جنسی» رسیده است. مشابهتهای این دو مسیر، بهنیکی مقصد واحد آن را هویدا نموده؛ ابزار هر دو، زن، چهرۀ رسانهای، ترکوطنکرده، با پشتیبانی حرفهای رسانه، که در دو سرمشق متنوّع، قطعات یک پازل را تکمیل میکنند.
۱. مسئلۀ کشف حجاب بهعنوان بخشی از پازل لیبرالیسم فرهنگی، قریب به ده سال فرصت داشته تا در خواب غفلت مسئولین، در تاروپود جامعۀ ایرانی رخنه کند. این توطئۀ هوشمندانه بر آن بود تا با اجرای ترفند قورباغۀ آبپز، بهطور پلهکانی جسارت اقدامی را که با عرف و دینِ جامعه در تضاد بود، به بدنۀ آن تزریق نماید. حلقهها یکی پس از دیگری، با بسط مفاهیم ناظر بر بیحجابی، طراحی و اجرا میشد تا در سال ۱۴۰۱، زنجیره سروشکلی مشخص بهخود گرفت. حلقۀ برهنگی بازیگران زن مهاجرتکرده، بهمرور به حلقههای دیگری چون آزادیهای یواشکی، چهارشنبههای سفید، دختران انقلاب و... پیوست و با تحرّکات دقیق و حرفهای رسانههای آنسویی و بهمدد ولنگاری فضای مجازی در اینسو، زنجیرۀ کشف حجاب با راهبری مصی علینژاد، در افکار عمومی ترسیم شد. او و حامیان پشتصحنهاش بر اساس یک سناریوی قدرتمند، با ساخت خردهروایتهای رسانهای، بسترهای لازم برای تولید جسارت کشف حجاب و فراگیر شدن یک ساختارشکنی هنجارین را فراهم کرد. از اوایل دهۀ نود، به تحریص و تشویق او، دختران بیحجاب، فیلمهای خود در واگن بانوان مترو و کوچههای بنبست را به مشاهده میلیونی میرساندند. این خردهروایتهای ساده، بخشی از عملیات بزرگی بود که نامحسوس و تدریجی و موریانهوار پایهها را سست نمود. اغتشاش ۱۴۰۱ آغاز نبود، بلکه انفجاری بود که «یواشکی» را به «علنی» مبدّل کرد و نجابت را چوب حراج زد. هرچند تلخ، باید پذیرفت که کشفحجابِ یواشکیِ ۲۹ نفره، امروز درصد قابل اعتنایی از کوچهخیابانهای ما را تصرّف کرده است. و این عاقبت آشکارِ دستگاهی است که با وجود هشدارهای مکرّر در مکرّر رهبر انقلاب، ارادهای برای فهم قدرت رسانه ندارد و نمیداند رسانه چطور میتواند از «خردهروایت»ها، «کلانرویداد» بسازد.
۲. آنچه اجرا شد، پایان ماجرا نبود؛ بلکه اساساً بستری بود برای اجرای طرحی بهمراتب خطرناکتر. آنچه پیش از این بهنمایندگی مصی علینژاد، روزنامهنگار ورشکسته، حجاب را در شهرها و روستاهای ایران هدف قرار داده بود، امروز بهنمایندگی پرستو صالحی، بازیگر ورشکسته، سلامت روابط زناشویی و آرامش خانوادهها را هدف گرفته است. «عشق ابدی» نام یک مسابقه تلویزیونی یا بهاصطلاح یک رئالیتیشو است که تا اکنون، چهارده قسمت آن به راهبری پرستوصالحی پخش شده است. در این نمایشِ پررنگولعاب، با حضور جوانان ایرانی ساکن در ترکیه، یکیکِ ارزشهای اخلاقیِ حوزۀ جنسیت درنوردیده و با معادلسازیهای مفهومی، وارد چرخۀ بیاثری میشوند. سروشکلِ حضور این افراد، از همان ابتدا غلبۀ دغدغۀ جنسی بر هرچیز دیگر را فریاد میزند. زوجیتها (کاپلشدن) با تأکید بر انتخاب زن است و اگر او نتواند انتخاب کند باید به انتخاب یکی از مردان تندردهد. در میانۀ راه نیز پسر یا دختری جذّاب به گروه اضافه میشود تا معادلات شکلگرفته را بهم بزند و القا کند که با وجود انتخاب قبلی، میتوان به انتخابهای دیگر هم فکر کرد. هدف نهایی هم کسب جایزۀ چندهزاردلاری است؛ جایزهای که انگیزۀ تصاحب آن مجوز زیرپاگذاشتن هر هنجاری را صادر کرده است. عادینمایی جایگزینی، روابط فوری، اختلاط، انتخابهای مکرر و متنوّع از یک جمع، روابط لمسی، شوخیهای جنسی، آشکار شدن معادلات جنسی ذهنیِ افراد، پذیرش رجحان سلیقۀ جنسی بر اخلاق و... توانسته در هر قسمت خطوط قرمز را اندکی شلتر کند و عقبتر براند. سیل ساختارشکنیهایی که تلاش میشود پنهانی و در پس الفاظ اخلاقی و شعار غالبِ «سخت نگیرید»، عادیسازی شود، بهخوبی نشان میدهد «تئوری تساهل» بهجای متون سنگین آکادمیک، چگونه اینبار در پس یک نمایش تلویزیونی، نسخۀ رسانهای خود را بروز داده. و همینطور که آقایان شورایعالی فرهنگی ما مشغول ویراستهای چندم اسناد سیاستی خود هستند، این نسخهها بدون هیچ نبرد و تقابلی، در آیندهای نزدیک، تکمیل خواهد شد و سنگر دیگری در جبهۀ فرهنگی انقلاب را درهم خواهد شکست.
#از_مصی_به_پرستو
#روایتسازی
#کشف_حجاب
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian
امروز در دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به نیمهبرهنگی یک دانشجو، تذکری دوستانه دادم. پاسخ داد: چشمانت را ببند! هنوز نمیدانی نباید فضولی کنی.
«مرز میان امر فردی و اجتماعی» حتی در مراکز علمیتخصصیِ ما فهم نشده! وقتی دانشگاه فاتحۀ علم اجتماعی اسلامی را خواند، جامعه به مهلکۀ سکولاریسم، پرتاب شد.
https://virasty.com/Amahmoudian/1748078671191027015
📌پینوشت:
۱. این واقعیت ساده را که «پوشش، یک امر اجتماعیست»، نه فقط او که دانشجوی ارشد بود، بلکه بسیاری از اساتیدِ آکادمیهای علوم اجتماعی کشور نیز نمیدانند! و حتی استادتمامهایی که شهره هستند، عکس این واقعیت را در مواضع رسمیشان بیهراس مطرح میکنند.
۲. نشستهای تخصصی متعدد و متنوعی از هوش مصنوعی تا انتفاضه و مقاومت در دانشکدههای علوم اجتماعی برگزار میشود، اما به مهمترین دغدغۀ فرهنگیاجتماعی این روزهای جامعه اسلامی، یعنی حجاب، هیچ اعتنایی نمیشود. گویی سخن گفتن از حجاب، تابویی است که مقامات رسمی را به خطری دوسویه مبتلا میسازد.
۳. تلخترین بخش این واقعه، همراهیِ با لبخند محجبهها با مکشفهها در دانشگاه است. بنیانهای سست تربیتی در خانواده، آنان را چنان مرعوب هژمونی ژستِ روشنفکری پراکنده در دانشگاه کرده، که بیتردید به زودی از مرزهای هویتی و عملی خود عقب خواهند نشست.
۵. حتی بسیج دانشجویی هم راهکار را در سازش و مسامحه یافته، البته راهکار بقای خودش، نه رسالتش. سخن دین و هویت انقلابی، مظلوم و مطرود به گوشهای خزیده...
@Najvayeqalam_Mahmoudian
#نمایشجنسی
#فطرت
#قانونگریزی
https://virasty.com/Amahmoudian/1748323447962422370
جشنواره کن امسال پوششهای دارای برهنگی را به دلیل آنچه «حفظ وقار» و «امنیت هنر» نامیده، منع کرد.
چرا اجرای قانون پوشش در ایران اسلامی مانع امنیت تلقی میشود؟ چرا عقل و دینِ مسئولین، مغلوب بازی قدرت و سیاست شده و از تقلیل حکم شرعی باکی ندارد؟!
اینجا بخوانید:
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/344
🔻حدود جشنوارهای، حدود خداوندی
آزاده محمودیان
۱. جشنواره کن امسال(۲۰۲۵) قوانین جدیدی برای پوشش بانوان وضع کرد، و استفاده از لباسهای دارای برهنگی را ممنوع اعلام کرد(No Naked Dressing). متولیان این جشنواره چند دلیل را برای وضع چنین محدودیتهایی مطرح کردند. دلایلی ساده که هر عقل سلیمی آن را به راحتی بپذیرد. اما در متن صادره از سوی جشنواره تأکید بر یک موضوع بیشتر به چشم میخورد، «حفظ وقار جشنواره»! یعنی جشنوارۀ کن با خاستگاهی لائیک و سکولار و متولیانی به قول خودشان فرادینی، برهنگی زنان را «نقض وقار» میدانند. شاید برخی بگویند منظور آنان از وقار با ما متفاوت است؛ پس لازم است ابتدا ببینیم وقار برای آنان و در متنهای توضیحیشان چه معنیای دارد.
۲. «وقار» در قوانین جشنواره کن، مفهومی است که به «حفظ شأن، رسمیت و اعتبار فرهنگی-هنری» این رویداد اشاره دارد. وقتی برگزارکنندگان از وقار صحبت میکنند، منظورشان ترکیبی از عناصر زیر است:
«ظاهر آراسته و کلاسیک» یعنی پوششی که «مطابق عرف» سیاست هنری باشد؛ و اجتناب از لباسهای تحریکآمیز، برهنه، یا جنجالی که «توجه» را از فیلمها به «حاشیه» ببرد. یعنی همان جماعت لائیک چون بهجای غرض، از عقل خود بهره میبرند، در اینکه برهنگی زن، توجهبرانگیز و تحریککننده است تردیدی ندارند و شعار نابخردانۀ «تو چشمانت را ببند و نبین!» سر نمیدهند. «اینجا کن، صدای ما را از مهد ادعای آزادی میشنوید!!».
دلیل بعدی «شأن هنری»ای است که کن برای خود قائل است؛ پس میگوید هدف این جشنواره «تمرکز بر هنر، نه بدن» است. در مانیفست آن میخوانید: فرش قرمز کن، برخلاف برخی فستیوالها، یک رویداد فرهنگی-هنری است، نه مد و نمایش بدن. از اینرو سیاستگذاران جشنواره تلاش میکنند پوشش بازیگران، جلوهای از «شخصیت هنری» باشد، نه «نمایش جنسی». یعنی حتی همینها که قائل به خدا-دینِ درونی و مخالف وجوه اجتماعی و ظاهری دینداری هستند هم برهنگی زنان را دلیلی بر «ضعف شخصیتِ» هنری آنان و موجب فروکاهیدن شأن فستیوالشان میدانند.
دلیل بعدی «جلوگیری از حاشیه و بینظمی» است که در توضیح آن آمده، باید در این جشنوارۀ هنری تمرکز از «سلبریتیگرایی و هیاهوی ظاهری» به فرهنگ، سینما و «احترام به صحنۀ جهانی هنر» بازگردانده شود. به بیان ساده، یعنی برهنگی زنان، توهین به ساحت جهانی هنر است.
۳. مسئله مهم دیگر آن است که جشنوارۀ کن اگرچه اذعان دارد که تذکر اجتماعی و فشار افکار عمومی مؤثرتر از مداخلۀ مستقیم است، اما با وجود همه شعارهای صلحطلبانه و هنری و مهمانان خارجیاش، برای کسانیکه قوانیناش را زیر پا بگذارند تنبیهاتی در نظر گرفته است؛ که رویکردی ترکیبی از هشدار، محدودیت رسانهای و اعمال فشار غیرمستقیم است. مواردی چون تذکر مکتوب، کنترل درِ ورودی فرش قرمز توسط مأموران، کاهش پوشش رسانهای یا حذف تصاویر متخلفین از رسانههای جشنواره و... . یعنی جشنوارۀ کن بدون ارجاع به مفاهیم دینی و تنها بواسطه عقل و رجوع به فطرت انسانی این موضوع را فهم کرده که اولاً برای «ارتقای شأن» هنری و «حفظ امنیت روانی» باید جلوی برهنگی را بگیرد و ثانیاً اگر قانونی وضع کرده، باید با افراد متخلف مواجهه سلبی داشته باشد.
۴. ضرورت قانونمندی پوشش و نیز الزام مواجهۀ سلبی با متخلفین از این قانون، برای یک فستیوال خارجی دارای اهمیت است، در حالیکه همان فستیوال مثلا برای پرداختن به همجنسگرایی در فیلمها، امتیاز ویژهای قائل است. یعنی مسئلۀ «امنیت روانی» و «حفظ شأن» هنری چنان اهمیت دارد که میتواند رویکردهای کلی یک رویداد جهانیِ سکولار را دستخوش چرخشهایی جدی نماید. حال سوالی که از سران سه قوه در نظام جمهوری اسلامی مطرح میشود آن است که چطور اجرای قانون حدود پوشش که به عقل سلیم مورد پذیرش فطرتهای انسانی است و به باور دینیِ پذیرفتهشده، یعنی اسلام، حدود معینی دارد، از سوی مسئولین، ناقض امینت تلقی میشود؟! چگونه و کجا چنین، نه فقط از دین، که از باورهای فطری دور شدند که برای برهنگیِ پیشرونده و مسری در این مرزوبوم، ضرورتی به تدبیر نمیبینند؟! چرا در تفکر لیبرالِ تامغزاستخوان رها، ضرورت مواجهه با متخلف احساس شده، اما اینجا باید نگران روح لطیف هنجارشکنان بود و از اغتشاش و وحشیگریهای آنان هراسید؟! و در نهایت چرا عقل انسانی و باور دینیِ مقامات حکومت اسلامی چنین مغلوب بازی قدرت و سیاست، و مرعوب دشمنان و تابع مصالح آنان شده و از تخفیف و تقلیل حکم شرعی باکی ندارد؟!
#نمایشجنسی
#فطرت
#قانونگریزی
@Najvayeqalam_Mahmoudian
🔖تاریخ حیات سیاسیِ شخصیتهای انقلاب، سرشار از عجائب و عبرتهاست!
میشود دشواریهایی را از شکنجهگاه ساواک تا اردوگاه قلّاجه چشید، امّا در واپسین ایام حیات، با آتشافروزان حرم ایران اسلامی، عکس یادگاری گرفت و با اصحاب خبیثِ فتنۀ سال هشتادوهشت طرح دوستی درافکند.
جناب شیخ، همین چندی پیش، «خجالتزده» وضع معیشتی مردم بود؛ و اکنون نیز با همنشینی با یکی از «سران فتنه»، آبروی روضههایش را چوب حراج زد! و از اقتضای امروزیِ روضههای حسینیاش فاصله گرفت.
روسپیدان تاریخ، آنانند که تا دم آخر، در خیمه حسین زمان ماندهاند و فریاد برائت از فتنهگران و طاغوتیان برآوردهاند.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/347
🔻ترمیدور فرهنگی، زهرها و پادزهرها
آزاده محمودیان
۱. اشارۀ کلیدی اخیر رهبر انقلاب به مسئلۀ امکان وقوع ترمیدور در انقلاب، این پرسش را برجسته میسازد که چنین امکانی، از چه طریق متولّد میشود؟ جز از طریق رسانه و روایت و فضاسازی اجتماعی. ترمیدور، بدنۀ اجتماعی میطلبد و این بدنه، با روایت و رسانه ساخته میشود. در نقطۀ مقابل، این «تبیین» است که کارکردی چون پادزهر دارد. تبیین، یعنی تولید روایتی که به ولیّفقیه برای ایستادن در برابر طرح ترمیدور، کمک میکند؛ این اندازه سرنوشتساز! در این نوشته، به مأموریتی که رسانهها در اجرای ترمیدور فرهنگی در طی دهههای اخیر در کشور داشتهاند و نحوۀ مقابله ولیّفقیه با آن، پرداخته شده است. ترمیدور در این نگاه، نوعی خیانت خزنده است که با چهرهای مدرن و رسانهای جلوه مینماید و آرمانها را قربانی رفاه و امنیت و توسعه با تعاریف جهانی میکند. رسانه در این فرآیند، سلاحی بیصدا ولی بهشدت مؤثر است. در همین راستا، دوران سازندگی و اصلاحات را میتوان دوران ارادۀ استحالۀ تدریجیِ بسیاری از غایات انقلاب دانست. این دولتها، با وجود تفاوتهای ظاهری، در مسیر استحالۀ آرام انقلاب حرکت کردند و زمینههای فکری، روانی و اقتصادی را برای فراموشی مقاصد آن فراهم نمودند. این دقیقاً همان چیزی است که در ترمیدور فرهنگی رخ میدهد: آرمانها کشته نمیشوند، بلکه از درون تهی میشوند.
۲. چرخشهای فرهنگیِ پنهان در دولت سازندگی در بستر نهادینهسازی سرمایهداری با رنگولعاب انقلابی ظهور یافت. تغییر گفتمان از عدالت به توسعه با شعارهای اقتصادی دولت هاشمی حول محور سازندگی، خصوصیسازی و بازار آزاد صورت گرفت. در همین راستا، رسانه و فرهنگ در جایگاه ابزارِ بسط گفتمان مطلوب دولت، در خدمت نرمالسازی مصرفگرایی قرار گرفت. برنامههای تلویزیونی پرزرقوبرق، داغ شدن تبلیغات کالا و بازنمایی سبک زندگی اشرافی، در رسانۀ رسمی، که ریاستش همداستان با دولت بود، رواج یافت.
۳. با روی کار آمدن دولت اصلاحات این چرخشها با شدت و زوایایی نو، در قالب لیبرالسازی فرهنگی بدون پیوست ارزشی، ظهور یافت و آزادی رسانهای، بدون بازسازیِ آرمانخواهی، در بستر برخی تحولات رسانهای پرتکرار شد. مطبوعات رشد عددی کردند، اما بخش بزرگی از آنها به نقد گذشتۀ انقلابی و تمسخر ارزشهای پیشین پرداختند. مفهوم آزادی در این دوره به آزادی از آرمانها تفسیر شد، نه آزادی برای تحقق آنها؛ که ثمرات نخستین آن، بیاعتنایی و نگاه تحقیرآمیز نسل جوان، بهجای بازاندیشی انتقادی به انقلاب بود. از دیگر ابعاد چرخشهای فرهنگیِ این دوره، تقلیل دین و انقلاب به مسائل روشنفکری یا حاشیهای بود، که از مجرای رشد فزایندۀ مباحث روشنفکری غربگرا در دانشگاهها و رسانهها، به جان جامعه خزید. در این دوره، دین و انقلاب در ذهن بخش بزرگی از جامعه، به ابزار سانسور، محدودیت و گذشتهگرایی تبدیل شد. انقلاب بهجای گفتمانی رهاییبخش، تبدیل شد به نمادی از محدودیت در ذهن بسیاری از مخاطبان. در این دوران، سینما در خدمت نرمالسازی و بازنمایی طبقۀ متوسط نوظهور شهری؛ و شد صفحۀ تبلیغ روابطی که تا پیش از آن نامتعارف خوانده میشد. سینمای این دوره در باطن خود فریاد برآورده بود که دیگر زمانۀ سادهزیستی، فداکاری و آرمانگرایی گذشته است.
۴. رهبر انقلاب، از آغازین روزهای رهبری، با درک عمیق از خطر ترمیدور فرهنگی، پیوسته نسبت به انحراف گفتمان انقلاب، تحریف آرمانها، و فروکاست ارزشها هشدار داد و با ایجاد کلیدواژههایی تلاش کرد تا با استحالۀ نرمِ انقلاب، مقابله کند. در دورۀ توسعۀ لیبرالیِ اقتصاد، ایشان عدالت اجتماعی را بهعنوان خط قرمز انقلاب خواند و عدالت بدون توسعه را یک فریب دانست و در برابر رفاهگرایی مسئولان، سیره امام(ره) را یادآوری نمود. دورۀ اصلاحات با رشد مطبوعات و چرخش روشنفکری به سمت سکولاریسم نرم، رواج اندیشههای لیبرالی و تضعیف گفتمان انقلابی، معروفترین هشدار رهبر انقلاب، در مجلای عباراتی چون شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی، غارت فرهنگی همراه شد. این اصطلاح به سرعت، به نقشهخوان جنگ نرم تبدیل و در دورۀ اصلاحات شدیدتر پیگرفته شد. در اوایل دهه ۸۰، رهبر انقلاب از تعبیر ناتوی فرهنگی برای اشاره به ائتلاف جهانی رسانهای و فکری برای تهیکردن انقلاب استفاده کرد و آن را برنامهریزی غرب برای فروپاشی تدریجی و درونی تفکر انقلاب دانست. ایشان تحریف امام خمینی را دیگر ابزار استحالۀ انقلاب میدانست و بارها هشدار داد که جریانهایی در پی آنند که امامِ بدون مبارزه و حمایت از محرومین و ولایت فقیه را جایگزین امامِ واقعی کنند. معظمله جهاد تبیین را بهعنوان راهبرد اصلی مفهومسازی نو در مقابله با چرخشهای فرهنگی، مورد تأکید قرار داد. تأکیدی که هنوز هیچ راهکار نهادی یا مردمیِ ساختارمندی برای آن طراحی نشده است.
@Najvayeqalam_Mahmoudian
٫٫٫٫٫
🔖 زمینهسازِ اغتشاش و ناامنی، حجاب نیست، «ولنگاری فضای مجازی» و «قانونگریزی» است.
بهبهانه جلوگیری از اغتشاش، مانع اجرای قانون شدند، حال پس از یک واقعه تلخ، اما محتمل در هر کشوری و با وجود اقدام تحسینبرانگیز نیروهای امنیتی، فضای مجازی، افسار پاره کرده و مملو از نفرتپراکنی و القای حس ناامنی شده و کسی جلودار آن نیست!
پینوشت:
۱. تصمیمها در عرصۀ رسانه، بهجای تأمین امنیت، دغدغۀ کسب رأیهای دور بعد دارند.
۲. فضای مجازیِ ول، اکنون همچون گرگی درنده منتظر نشسته تا به هر بهانهای امنیت روانی جامعه را بدرد. رخنهای که پیش از این بارها و به شدت از آن گَزیده شدهایم، گشودهتر و رهاتر از دیروز است.
امروز قتلی باهدف سرقت، دستآویز میشود و فردا شاید حادثهای پرتکرار در هر گوشۀ عالم، تا مردمِ برافروخته از وضعیت معیشت را ناراضیتر و فضا را ملتهب سازند.
۳. دریغ از تجربه! و دریغ از تبیین! حتی یک نهاد فرهنگی، برای تبیین و تنویر ذهنهای مکدّر از فضای مجازی، در بزنگاههای امنیتی آماده و بهخط نیست. دبیر شورای فرهنگی کشور، نگران عدمکنترل گیتهای بنادر هست، اما وَقعی به دروازههای تاانتها بازِ فضای مجازی نمینهد.
#فضایولمجازی
#شورایعالیانقلابفرهنگی
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/349