🔻سکولاریسم و وداع با قانونیّتِ شریعت
آزاده محمودیان
۱. در جمهوری اسلامی قرار نبود قوانین سایر کشورها بر اساس احکام شریعت ترجمه بشود، بلکه مدوّن شدن قانون در جمهوری اسلامی تلاشی بود برای «الزام اجرا»ی احکام شریعت و «قانون شدن دستورات الهی»؛ یعنی تضمین حکومتیِ اجرای شریعت، نه حکومت کردن با ادویۀ شریعت.
۲. اشتباه بنیادین و راهبردی در تعریف «هویت حجاب» در جامعه تبعات امروز را رقم زده است. یکی در لباس فقاهت آن را به ارادههای شخصی وامیگذارد، آنیکی در لباس سیاست، مانع انسجام ملی میخواندش؛ و لمپنهای رسانهدار در دست نامرئی بازار رهایش میکنند. حجاب پیش از آنکه یک قانون باشد، یک واجب شرعی اجتماعی است. هویت اصلی آن «ضرورت دین» بودنش است و نه هیچ هامش و فرع دیگر. همین متکی و فرع بر قانون کردنِ حجاب، امروز بر دهان خیل عظیمی از مردم معترض به وضعیت فاجعهبار پوشش در کشور، اعم از مذهبی یا غیرمذهبی، مهر خاموشی زده است.
۳. از دو دهۀ پیش تولیدات انواع رسانههای رسمی و غیررسمی در نمایش زنهای ایرانی بیحجاب در فیلمها و سریالها از یکدیگر پیشی میگرفتند و مثلا در ابتدا ذکر میکردند که صحنههای بیحجابی در فلان کشور همسایه ضبط شده است. پس هرگز به حجاب بهعنوان متضمن سعادت انسان نگریسته نشد و فقدان حجاب زن مسلمان ایرانی، خسران و آسیب به روانهای فردی و امنیت اجتماعی تلقی نشد. اینکه نمایش زن بیحجاب داخل مرزهای جغرافیایی ایران نباشد، کافی تصور شد.
۴. قطرهقطره در جان مردم نهادینه شد که آنچه مهم است، نه حکم شرعی دین، بلکه قانون کشور است که با این لطایفالحیل نقض نشده است. و ذرهذره حرمت باطنی حکم شریعت را در افکار عمومی کمرنگ کردند و برای زیرپا نهادن آن توجیه ساختند. غافل از اینکه در نظام اسلامی این قانون است که اعتبار خود را از شریعت میطلبد، و حکم شرعی اعتبار الهی دارد و منتظر هیچ قانونی نخواهد ماند.
۵. اکنون که کار بهجایی رسیده که نهتنها در گروههای مذهبی دانشجویی در تأویل آیات مربوط به حجاب سر خدشه میشود، بلکه در لباس پیامبر هم، برای رد الزام حجاب، نقبهای بیربط تاریخی زده میشود، زمان ورود علمای دین و اعلام شریعت است تا بهعنوان متخصصان دین و صاحبان فتوا، روشن و بدون لکنت حدود این حکم شرعی و ضرورتهای مواجهه حکومت دینی با تخلف از آن را برای عموم مردم بیان کنند و آن را از هجومهای همهجانبه نجات دهند.
که اگر عالمان دین پای دین استقامت نورزند، طاعونِ فراگیر سکولاریسم به جان تکتک احکام اجتماعی شریعت خواهد افتاد و جامعه را خواهد بلعید.
https://eitaa.com/Najvayeqalam_Mahmoudian/418
▪️سلسله نشستهای مسئلۀ ملیّت و دیانت
🖇نشست اول:
ملّیّت در قاب هویّت فطری
(بسط رهیافت علامه حسنزاده)
🖇چهارشنبه ۷ آبان ۱۴۰۴، ساعت ۱۴
تهران، میدان فاطمی، انتهای اتوبان شهید گمنام، ابتدای اتوبان کردستان، تالار ایوان شمس، سالن آسمان.
🖇حضور مجازی از طریق:
skyroom.online/ch/iict/farhang
(امکان حضور برای علاقمندان وجود دارد)
هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
نشست علمی «ملیت در قاب هویت فطری».mp3
زمان:
حجم:
25.6M
💯🔊 #بشنوید
📻 صوت سلسله نشست های "مسئله ایرانی گری،ملیت و دیانت"
🔘 نشست اول
نشست علمی «ملیت در قاب هویت فطری»
🎙 با حضور :
▪️ #محسن_ردادی
▪️ #مهدی_جمشیدی
▪️ #آزاده_محمودیان
📅 چهارشنبه ۷ آبان ماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۴
🏢 تهران، تالار ایوان شمس
#صوت I #نشست
🆔 @iictchannel
هدایت شده از پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
📸 #گزارش_تصویری
🔸 نشست علمی «ملیت در قاب هویت فطری»
💢 از سلسله نشست های "مسئله ایرانی گری، ملیت و دیانت"
🎙 با حضور:
▪️ #محسن_ردادی
▪️ #مهدی_جمشیدی
▪️ آزاده محمودیان
📅 چهارشنبه ۷ آبان ماه ۱۴۰۴
🏢 تهران، تالار ایوان شمس
#نشست_علمی
🆔 @iictchannel
یادداشتهای آزاده محمودیان
📌 خلاصۀ آنچه در این جلسه گذشت:
در این جلسه، اندیشۀ بلند علامه حسنزاده آملی پیرامون «هویت انسانی» و «هویت جمعی» مروری شد، تا از دل آن، نسبت حضرتش با انقلاب اسلامی آشکار گردد.
در ابتدای سخن، تأکید شد که مطالب، نه جان کلام علامه، که به وسعت فهم و جویندگیِ گوینده است.
سپس، در فهم «هویت انسانی» از نگاه علامه، به دو فراز پربسامد در آثار ایشان اشاره شد و نتایجی مرتبط با واقعیت میدان و کاربردی برای دانشجویان حاصل گشت، که در اینجا بهطور مختصر بدان اشاره میشود:
۱. «انسان، حقیقتی است مُمتد، از فرش تا مقام فوق عرش»:
انسان یک وجه مادی و ناسوتی و درگیر در عالم طبیعت دارد؛ و وجه دیگرش ملکوتی و مجرد است که حتی از مقام اهل عرش نیز بالاتر است.
پس، برخلاف تعاریف سکولاریستی که همهچیز را در بدن و نیازها و تمایلات بدن محدود کرده، و همین تمایلات را مبنا و انگیزۀ تصمیمها، انتخابها و حرکتها معرفی میکند، و از همین مجرا به انسان خودبنیادی میرسد که خودش مبدأ و دلیل کنشهایش است، تعریف الهی، وجه مادی را بستر و عامل و انگیزهای برای ارتقای انسان به سوی حقیقت و مقام و وجه ملکوتیاش میداند که تنها در این مسیر باید از بدن استفاده کند.
نتیجۀ حقنۀ تفکر سکولاریستی به جامعه، میشود اصالت دادن به رفاه و بدنپسندی؛ میشود دغدغۀ تأمینِ تن؛ و لاجرم غفلت و عدم لحاظ وجه الهی در انتخابها؛ و ملموستر، میشود جنبشهای بیعفتی و برهنهخواهی و تنمحور در اجتماع؛ میشود انتخاب و گماردن ضعیفان و نابلدان و بیتقوایان در رأس امور؛ و میشود عصیان و بیقیدی و تجاهر به فسق، و تقلید از جهان تجدّد، در فرهنگ.
اما ثمرۀ اندیشۀ الهی، میشود تربیت نفوس مستعده، که نه بهواسطۀ بدن، که بهدلیل غلبۀ قوۀ عاقله، توانستهاند با صورت انسانی و نیالودهبهشهوتِ خاک، برانگیخته شوند؛ معیار التفات به وجه الهی و ملکوتی، غلبۀ عقل بر نفسانیات است، که گزینشها و تصمیمها و اقدامهای تعالیبخش را در پی دارد.
۲. «علم و عمل، جوهرند و انسانساز»:
در پرداخت به این فراز از افاضات علامه، تنها به اثر «عمل» در ساخت هویت انسانی و بهفراخور آن هویت جمعی پرداخته شد. علامه در تفسیر آیه «لَیسَ لِلإنسان إلّا ماسَعی»، آن سعی و کاری را مختص و کارا در ساخت هویت انسانی میداند که حامل حرکت طولی باشد. بر این مبنا، حرکتی که در طول و در مسیر ارتقاء به عالم ملکوت نباشد، برای موجود مادون انسان است؛ همچون اسب عصاری که ساعتها میدود و در نهایت که چشمان او را میگشایند میبیند که علیرغم ساعتها راه رفتن، گامی به پیش نرفته است. حرکت طولی، آن حرکتی است که انسان را به سوی هدف انسانی روانه میکند. هدف انسانی نیز چیزی نیست مگر اتّصاف به صفات الهی و حفظ صورت انسانی و گریز از ترک این نشئه با صورت غیرانسانی. از این مجرا، هویت جمعی نیز با عملی ساخته میشود که در مسیر حمل بار امانت الهی باشد. این امانت نیز همانا حفظ دین الهی و ثمرات نبوت و امامت معصومین علیهمالسلام است.
علامه حسنزاده در خطبههای نماز جمعه سال ۱۳۶۰ در بحبوحۀ دفاع مقدس، انگیزه دعوت به دفاع از ایران، در مقابل دشمن را چنین توصیف میکند که: مردم انقلابی و اسلامیِ ایران، وارثانِ مبارزانِ جنگ بدر هستند، نبرد میان جبهه ۳۱۳ نفره حق و عالم کفر و شرک. ملت ایران بار امانتِ حفظ دین را آگاهانه به دوش گرفتهاند و از اینرو دفاع از این باور را وظیفۀ دینی و الهی خود میدانند. در این نگاه «عاشقان را ملت و مذهب خداست» و این ملیّت در مرزهای جغرافیایی نمیگنجد و هرآنکس که خود را در حمل این امانت شریک بداند در زمرۀ این ملیّت است. نگاه الهی چنین هویت جمعی منسجمی را میتواند ساخته و محفوظ دارد.
در مقابل لیبرالهای وطنی با عبور از روی هویت دینی، در پی القای این روایتند که دیگر هیچ امری نمیتواند مقوّم ومعرّف هویت جمعی ایران باشد؛ مگر خاک ایران و جامعه. هویت دینی بر این اساس از زندگی چنین جامعهای رخت بسته و نمیتواند عامل وفاق و اجماع باشد. این روایت چنان قدرت گرفت که در واقعیت جنگ دوازده روزه، انسانهای باورمند به هویت دینی و حمل امانت الهی مقاومت ورزیدند و دشمن را تاراندند؛ اما روایتها، خاک و انسجام مردم را عامل بقا نمایاندند. آنها جامعه را خودبنیاد میدانند و اصالت را به حفظ قدرت دادند و نگاه دینی اصالت را به حفظ امانت الهی، و پیادهسازی اوصاف الهی و تعالی به سوی فوق عرش.
انسانهای الهی همان کسانی هستند که قائل به جوهرۀ معنوی جامعه هستند و برای حفظ امانت الهی به میدان نبرد میروند، نه برای حفظ خاک. آنها دست الهی و غیبی را دارای مدخلیت در جهان اجتماعی میدانند و امانت را بهمثابه تکلیف میخوانند و انگیزۀ مولد کنش خود و جامعه را ایفای نقش نسبت به امر قدسی میداند، نه آب و خاک و حتی خلق.