eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
261 دنبال‌کننده
207 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
یادداشت‌های آزاده محمودیان
🔻تیک‌های آبی، تنش‌های قرمز؛ در فقدان مواجهۀ خردمندانه با شُهرگان آزاده محمودیان ۱. اینستاگرام مبدّ
قوه قضائیه در برخورد با سلبریتی‌هایی که حضور در اغتشاش را تبلیغ می‌کنند، از ممالک مدعی آزادی بیان تقلید کند. جریمۀ سنگین مالی، منع حضور رسانه‌ای، توقف اکران یا اجرا یا هرگونه حضور حرفه‌ای، ضبط تبلیغات در سطح شهر و رسانه‌ها و پرداخت خسارت‌های آن به تهیه‌کننده، و محدودیت خروج. به جای یک بازداشت کوتاه بی‌حاصل، چنین کنید تا ببینیم چند نفر از این جماعت، نگران تنگی معیشت مردم خواهند بود! 📌در این یادداشت از آسیب‌های جدی تحریک مردم توسط سلبریتی‌ها، برای حضور در اغتشاش‌ها نوشته‌ام؛ و اینکه در کشورهای پیشرفتۀ غربی، چنین تخلّف‌هایی چه عواقب قضایی در پی دارد. https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/452
🔻تولّد تروریسم شهری از فضای مجازی: موقعیّت جنگی، ساختارهای غیرجنگی آزاده محمودیان ۱. اگرچه رفع فیلتر، از پررنگ‌ترین وعده‌های انتخاباتی دولت وفاق بود، اما دیری نپایید که واقعیت میدان از راه رسید و او را مجبور به انسداد کلّیّت فضای مجازی کشور کرد. نیروهای روشنفکری که از آغازِ رقابت‌های انتخاباتی، بر ضرورت جریان آزاد اطلاعات، به‌عنوان برگ برندۀ خود در بازی انتخاباتِ عامّه‌پسند، پای می‌فشردند، اکنون در اوج یک جنگ واقعی و بروز تروریسم شهریِ وحشی، فهمیده‌اند که جریان بی‌مهار و بی‌ضابطۀ اطلاعات -به تعبیر رهبر انقلاب، وِل‌بودن فضای مجازی- می‌تواند به سلاح مهلکی علیه امنیت ملّی مبدّل گردد و موج ترورهای به‌شدّت خشن و تخریب‌های بی‌سابقه را به راه اندازد. امروز، از مردم تا مسئولان، کسی نیست که این حقیقت را درنیافته باشد؛ اما این فهمِ پرهزینه، به بهای خون چندهزار ایرانی تمام شد! این روزها، به چشم خود دیدیم که ارتباط ولنگارانه با دشمنان تمدّنی، و فقدان نظارت بر شبکه‌های اجتماعیِ غربی، چه‌طور می‌تواند کشور را به آتش مخاطرات امنیتی دراندازد، و یک‌شبه، جان و مال عامّۀ مردم را بسوزاند. از این پرسش مهم نباید به‌آسانی عبور کرد که آیا از درافتادن در این مهلکۀ ملّی و چالش براندازانه، گریزی نبود؟ و آنچه رخ داد یک اتّفاق پیش‌بینی‌ناپذیر بود؟! آیا این حدس ممکن نبود که نسبتی که بخشی از حاکمیّت با فضای مجازیِ غربی برقرار کرده و می‌خواهد دسترسی شبکه‌های اجتماعی غربی را به ذهنیّت عمومی جامعۀ ایرانی تسهیل نماید، به چنین نقطۀ تاریک و تباهی خواهد رسید؟! ۲. مرکز ملّی فضای مجازی به‌عنوان مسئول اصلیِ نظارت بر همۀ ابعاد فضای مجازی کشور و ارزیابی وضع آن و هماهنگ‌کنندۀ کلان این فضا، همان نهاد عهده‌دار این تکلیف ملّی و سرنوشت‌ساز بوده است. اگر تا پیش از شکل‌گیری اغتشاشات اخیر، ناکارآمدی و حتی وجودِ کالعَدَم این مرکز را پذیرفته بودیم، اما امروز نقش پررنگ آن در ایجاد بستری فراخ و فراهم برای به خاک‌وخون کشیده شدن هزاران نفر را چگونه می‌توان نادیده گرفت؟! این مرکز، خود را در کجای جغرافیای جنگ نرم تعریف کرده است؟! چرا حتی پس از جنگ دوازده‌روزه، هیچ گزارش و تحلیلی از این مرکز در شناسایی سهم رهاشدگی فضای مجازی در دسترسی‌ دشمنان به ایران و تحمیل خسارت‌های جنگ مشاهده نشد؟! چرا ضریب تسهیل‌گری واتساپ -همان سکوی صهیونی که کمی پیش از جنگ، به لطف رویکرد ناامنیتیِ شورای‌عالی فضای مجازی، رفع فیلتر شده بود- در جنگ دوازده‌روزه مورد توجه این مرکز نبود؟ مگر وظیفۀ هماهنگی و نظارت بر عملکرد دستگاه‌ها در حوزۀ فضای مجازی، بر عهدۀ این مرکز نیست؟ پس چرا چند ساعت مانده به شکل‌گیری اغتشاش در هجدهم دی، دستور سنجیدۀ مسدودسازی از یک نهاد، صادر می‌شود و از سوی نهاد دیگر، با تأخیر چندساعته به اجرا درمی‌آید؟ مگر این مرکز، عقل منفصلِ شورای‌عالی فضای مجازی کشور نیست و به این واسطه، توقع کنشگری پیش‌دستانه و بخردانه از آن در مواقع خاص نمی‌رود؟! چگونه است که چند روز پیشتر از این واقعۀ تلخ، اینستاگرام و تلگرام و واتساپ، آشکارا به قتل و آشوب فراخوان می‌کنند و جزئیات تروریسم شهری و آدم‌کشی و ویران‌گری را آموزش می‌دهند و این مرکز هیچ هشداری، لااقل در علن ندارد و از این وضع نابسامان، وقوع یک تنش اجتماعی و ملّی را احتمال نمی‌دهد؟! چگونه است که «فضای مجازی»، بسترسازِ «قتلگاه واقعی» جوان ایرانی می‌شود، اما این مرکز در سکوت و سکون، تنها به نظارۀ تکوّن زنجیرۀ رویدادهای بحران‌آفرین می‌نشیند و ساده‌انگارانه، تکمیل قطعاتِ فاجعۀ ملّی را مشاهده می‌کند؟! ۳. رفتار منفعلانۀ این مرکز در شرایطی که فضای مجازی، میدان واقعیِ جنگی خون‌بار است، حیرت‌آور است؛ و مانند آن است که نیروهای نظامی در میانۀ جنگ یک‌باره مرزهای خاکی کشور را رها کنند. بی‌نسبتیِ این مرکز با واقعیت‌های چالشی و بحرانیِ فضای مجازی کشور، خبر از خلاء و نیستیِ حکمرانی ارتباطی، و بی‌خبری و رخوت و ناهماهنگی میان سیاست‌گذاری کلان و واقعیت‌های تهدیدکنندۀ رسانه‌های اجتماعیِ غربی دارد. صحنۀ عینی و عملیِ میدان نشان می‌دهد که این مرکز با وجود تکالیف خاصی که بر عهده دارد، به‌شدّت مبتلا به امراضی همچون تأخّر تحلیلی، گسست از بدنۀ نخبگانی و مردم، حفره‌های سیاستی و شکست در گمانه‌زنی نسبت به روندها و جریان‌هاست. در آشوب فضای مجازی که کشور را بلعیده است، وظیفۀ این مرکز، کنش پیش‌دستانه و اقدام هوشمندانه و سیاست خلّاقانه بود، اما این روزها حتی رویکرد واکنشی از این مرکز نیز توقعی بر زمین ‌مانده است. حال‌که همگان به چشم دیدند که فقدان حکمرانی فضای مجازی، نقطۀ ضربه‌پذیری ما در جنگ دو روزۀ اخیر بود، پرسش اساسی این است که آیا پس از این جان‌های از دست رفته و خسارت‌های کمرشکن، اراده و فهمی نو برای حکمرانی بر فضای مجازی و بازاندیشی جدّی و ساختاری ایجاد شده است؟ @AzadeMahmoudian
مرکز ملی فضای مجازی به‌عنوان مسئول نظارت بر همۀ ابعاد فضای مجازی کشور، خود را در کجای جغرافیای جنگ نرم تعریف کرده است؟ آیا وقوع تروریسم شهری خشن، با وجود آموزش‌ها و فراخوان‌های شبکه‌های اجتماعی غربی، پیش‌بینی‌ناپذیر بود؟ 📌 در این یادداشت از نقش فقدان حکمرانی بر فضای مجازی کشور و ولنگاری شبکه‌های اجتماعیِ غربی در وقوع تروریسم شهریِ خشن، و تأثیر رفتار منفعلانه مرکز ملی فضای مجازی کشور بر اغتشاش‌های روزهای اخیر نوشته‌ام. https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/456
📌اخبار مذاکره از چپ و راست می‌رسد. دولت تصمیم گرفته جمعه با آمریکا مذاکره کند. رئیس شعام گفته برای مذاکره، اختیار تام دارد. و کسی به روی خود نمی‌آورد که رهبر انقلاب همین چهار ماه پیش گفتند: «...مذاکرۀ با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که... بعضی از این ضررها جبران‌ناپذیر هستند...» ۱۴۰۴/۷/۱. تا امروز عطش مذاکره، به قیمت جان بیش‌از ۳هزار ایرانی تمام شده، تا ببینیم ضرر جبران‌ناپذیر چه خواهد بود!
🔻آغاز دوبارۀ چرخۀ تخدیر ذهنی سنگرهای فروریخته و مردمان بی‌سلاح در معرکۀ نبرد آزاده محمودیان ۱. «تخدیر ذهنی» عملیاتی جنگی‌رسانه‌ای است که از سوی اینستاگرام و تلگرام بر جغرافیای افکار عمومی ایرانیان پیاده شد و اکنون نیز در حال اجراست. این عملیات، اغلب در لایه‌های ناخودآگاه مخاطب اتفاق می‌افتد. مخاطبی که از تکنیک‌های این نوع نبرد آگاه نباشد، ممکن است به راحتی دچار پذیرش کورکورانۀ اطلاعات و حتی اقدام‌های مخرّب و آسیب‌زا، و نیز ناتوانی در تصمیم‌گیری و تشخیص‌های بدیهی شود. سطح تحصیلات یا سن یا محل زیست مخاطب، تأثیر معناداری بر تلفات این عملیات ندارد. ذهن زخمی از تخدیر رسانه، می‌تواند یک استاد دانشگاه یا یک فرد عامّی یا کم‌سواد باشد. تنها عامل مؤثر، میزان فهم انتقادی فرد است که موجب می‌شود پیام‌ها را با واکاوی و تردید رصد کرده و در یک پیوستار و بهم‌مرتبط فهم کند. در این تکنیکِ جنگ نرم، تمرکز رسانه بر ایجاد احساس ترس یا ناامنی و القای مداوم بحران است، به‌گونه‌ای که مخاطب را در حالت اضطراب دائم نگه دارند و ذهن را به جای تحلیل، به واکنش‌های غریزی و احساسی سوق دهد. بی‌اعتبار کردن منابع رسمی و بازنمایی رسانه‌های رسمی با برچسب ایدئولوژیک، توطئه‌گرا، غیرقابل‌اعتماد، افراطی، غیرمردمی و وابسته و... از ترفندهایی است که زمینه را فراهم می‌کند تا مخاطب تنها به رسانه‌های غربی و مخالف حکومت، اعتماد و اتکا کند و اطلاعات آنان را بدون تفکّر و تأمّل، همچون فردی که در حالت مستی به‌سر می‌برد، بپذیرد. تکرار مکرّر یک پیام در قالب‌های گوناگون، نقطه‌زنی و تمرکز بر یک پیام مشخص در یک بازۀ زمانی معین، دستکاری بر لایۀ اولیِ مغز (مسئول ادراک پیام‌های مرتبط با حیات) و... از دیگر ابزار اجرای این عملیات است. ۲. تمام مشاهدات میدانی و پژوهش‌های پس از آشوب نشان می‌دهد که دو سکوی اینستاگرام و تلگرام بازیگردان اصلی –و نه حاشیه‌ای و مکمّل- در آشوب اخیر بوده‌اند؛ هم در سازماندهی نیروهای اصلی، هم در دستکاری روانی عامّۀ مردم. نقش این دو شبکه، در دو بستر جنگ نرم، انکارناپذیر است. اول، بستر آموزشی، که در آن انواع روش‌های تهیۀ جنگ‌افزارهای تروریستی در کنار مؤلفه‌های اجرا و مدیریت جنگ خیابانی ارائه می‌شد و طی آن، سرشبکه‌های ترور را در داخل تغذیه می‌کرد. و دیگری، بستر روایتی، که افکار عمومیِ خشمگین از شوک‌های اقتصادیِ پی‌درپی و ناامید از داشتن حنجره‌ای در میان صاحبان قدرت را با دستکاری روانی، عصبانی‌تر و ناامیدتر می‌کرد، و طغیان علیه نظم و اغتشاش خیابانی را تنها راه نجات بازمی‌نمود. جزئیات یک شبکه سازی منسجم، از زمان و مکان قرار‌ها تا نحوۀ پوشش و ابزار همراه، آشکارا و بدون هیچ مزاحمتی در این شبکه‌ها هماهنگ می‌شد و کم را بسیار، و نشدن‌ها را ممکن نشان می‌داد، عملیاتی که هم‌اکنون نیز به سادگی و بدون مانع، ظرف کمتر از یک‌هفته قابل اجراست. کدام بستری می‌‌توانست همچون اینستاگرام ذهن دهه‌ هشتادی و نودی‌های ما را شستشو بدهد؟ و آن‌ها را شبکه‌سازی کند؟ و با بمب‌های دست‌ساز و به‌واسطۀ مخدّر و مُسکر به خیال آزادیِ ایران(!) روانۀ کوچه و خیابان کند؟ چطور با این شواهد گسترده، رفع مسدودی این شبکۀ اجتماعی، می‌تواند قرابتی با امنیت این گروه سنی داشته باشد؟! ۳. اکنون با وجود آنچه شرح آن بیان شد، و با اینکه هنوز کمتر از یک ماه از جنگ خیابانیِ تمام‌عیار نگذشته، با تصمیم سیاست‌گذارانِ نشسته در قدرت، معدود سنگرهای دفاعیِ مردم فروپاشیده است. اینستاگرام و تلگرام باز شده و دسترسی‌ به آنها، همچون قبل از کشته‌شدن بیش از سه‌هزار ایرانی مهیّا گشته است. گویی فاجعه‌ای رخ نداده، یا این دو شبکۀ اجتماعی هیچ نقشی در وقایع جان‌گداز دی‌ماه ۱۴۰۴ نداشته‌اند. ذهن‌های تخدیرشده و جنگ‌زدۀ مردم، زخم‌خورده و نحیف از بمباران رسانه‌ای اخیر، با این تصمیم دولت، در ابهام فرو رفته و ترسان و متحیّر از آینده‌ای نه‌چندان دور، که تکرار هجدهم دی در آن محتمل است، بیمناک است. هنوز نمی‌دانیم باز شدن اتوبانِ تروریسمِ شهری، چه تناسبی با محافظت از تمامیّت امنیت ایران دارد. اگر در اوج فراگیری کرونا، مسئول وزارت بهداشت دستور به قطع روند واکسیناسیون در سراسر کشور می‌داد، عاقلان و حتی عامه مردم، چه فهمی جز بلاهت یا خیانت آن مسئول داشتند؟! چطور می‌شود در مسئلۀ فضای مجازی، آگاهانه و بی‌هیچ توجیه عاقلانه‌ای، دوباره، افکار عمومی خود را در اختیار جوخه‌های ترور اینستاگرام و تلگرام قرار داده‌ایم؟ https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/459
یادداشت‌های آزاده محمودیان
🔻آغاز دوبارۀ چرخۀ تخدیر ذهنی سنگرهای فروریخته و مردمان بی‌سلاح در معرکۀ نبرد آزاده محمودیان ۱. «ت
📌«تخدیر ذهنی» یک عملیات جنگ رسانه‌ای است. . ذهن‌های زخمی از این جنگ، بدون فهم شدّت جراحت، نسبت به «رسانه‌های دیگری»، دچار تبعیت و اطاعت می‌شوند. . ذهن آنان چنان مسخ و بدون تدبیر شده که مثلاً، آمار چندده هزارنفری کشته‌شدگان را بدون هیچ تردید و سندی می‌پذیرند، همچون کسی که بدنش در اثر مخدّر کرخت و بی‌رمق شده و قدرت و حوصلۀ تفکّر ندارد. . ذهن زخمی از تخدیر رسانه، می‌تواند یک استاد دانشگاه یا یک فرد عامّی یا کم‌سواد باشد. . در این عملیات، تمرکز رسانه بر ایجاد احساس ترس یا ناامنی و القای مداوم بحران است، به‌گونه‌ای که مخاطب را در حالت اضطراب دائم نگه دارند و ذهن را به جای تحلیل، به واکنش‌های غریزی و احساسی سوق دهد. . در آشوب‌های اخیر، جزئیات یک شبکه‌سازی منسجم، از زمان و مکان قرار‌ها تا نحوۀ پوشش و ابزار همراه، بدون هیچ مزاحمتی در اینستاگرام هماهنگ می‌شد؛ این عملیات هم‌اکنون نیز به سادگی و بدون مانع، ظرف کمتر از یک‌هفته قابل اجراست.
🔻از شعار مرگ بر دیکتاتور تا غلبۀ رأی مردم بر حکمت ولی‌فقیه آزاده محمودیان پردۀ نخست: برجسته‌ترین شعار در آشوب‌های اخیر «مرگ بر دیکتاتور» بود. مفهوم آن این بود که در جمهوری اسلامی ایران، قدرت در یک فرد و یک نقطه متمرکز شده است؛ تمام تصمیم‌ها بر اساس تشخیص و میل او گرفته می‌شود؛ رهبر و شخص ولی‌فقیه یکه‌تاز میدان قدرت است و قدرت تمام ارکان نظام در او جمع شده و از بن و اساس رکنی جز او نیست و کسی جز او قدرت ندارد؛ انتخاب مردم هیچ رنگ و اثری ندارد و انتخابات، امری تصنعّی بیش نیست و دولت منتخب نیز، تنها در حد تدارکات‌چی است. دولت‌ها در جمهوری اسلامی، چیزی نیستند مگر مجری دستور ولی‌فقیه. چنین جامعه‌ای، بویی از دموکراسی نبرده و یک دیکتاتور در رأس آن حکومت می‌کند. پردۀ دوم: با اینکه رهبر انقلاب، همواره موضعی سلبی و غیرخوش‌بینانه نسبت به مذاکره با آمریکا داشته است، اما پررنگ‌ترین و غلیظ‌ترین موضع خود را در یک سال اخیر نسبت به مذاکره ابراز کرده است. غیرعزّت‌مندانه، غیرشرافت‌مندانه، غیرعاقلانه، بدون منفعت، خسارت‌بار، همراه با خسارت جبران‌ناپذیر و...، عباراتی است که ایشان برای نشان‌دادن موضع خویش دربارۀ مذاکره با آمریکا در این بازۀ زمانی استفاده کرده‌اند. از جدیدترین تأکیدهای ایشان در اینباره تنها چهار ماه می‌گذرد. به‌ویژه که یک تأکید مؤکّد رهبری بر پرضرر بودن مذاکره با رئیس‌جمهور فعلی آمریکا بوده است. اکنون هیچ فردی که مواضع رهبر انقلاب را پیگیری کرده باشد، تردیدی ندارد که نظر قطعی ایشان دربارۀ مذاکره با ترامپ چگونه است. پردۀ سوم: دولت چهاردهم در زمان رقابت‌های انتخابی، تنها یک برنامۀ مشخص داشت و آن مذاکره با آمریکا بود. برنامۀ مذکور از این قرار بود که مذاکره، رفع تحریم‌ها را در پی دارد، و با رفتن تحریم‌ها، مشکلات به‌طور خودکار حل خواهد شد. دولت وفاق هیچ برنامۀ دیگری نداشت؛ هیچ وعدۀ دیگری نداد؛ هیچ نسخۀ اقتصادی و فرهنگی و... ارائه نکرد. اما همین تک‌برنامه، در انتخابات موفق به کسب رأی حداکثریِ مردم شد. پردۀ چهارم: دولت جدید به‌محض استقرار، با وجود شرایط عجیب جهان و مواجهۀ خشونت‌آمیز و همراه با ترور غرب با ایران، با جدیّت، مذاکره با آمریکا را پی گرفت. رهبری با وجود مواضع قبلی، از هشدارهای پی‌درپی دریغ نورزید، و بیش از گذشته، تاریخچۀ زمینِ سوختۀ مذاکره‌ را یادآور می‌شد؛ با این وجود، مانع تصمیم دولتِ مردم‌خاسته نمی‌شد. در میانۀ مذاکره، آمریکا به خاک ایران تجاوز و کشور را بمباران کرد و بیش از هزار ایرانی را کُشت. پردۀ آخر: همه گمان می‌کردند با این کشتار، دیگر هیچ صاحبِ عزّت و شرفی، دم از مذاکره نخواهد زد. امر برای همه، حتی عوام‌ِ مردم، روشن شده بود. با این حال، دولت، کمتر از سه ماه پس از جنگ، در سفر خود به آمریکا، رغبت شدیدی به مذاکره نشان می‌داد‌. بنابراین، رهبری پس از ماه‌ها، مجدّد دربارۀ مذاکره، زبان به هشدار گشودند و غلیظ‌تر از گذشته، آن را نهی و نفی کردند. حمایت مستقیم رئیس‌جمهور آمریکا از کشتار خیابانیِ بیش از سه‌هزار ایرانی در دی‌ماه ۱۴۰۴، یقین حاصل کرد که دیگر هیچ امکانی در ذهنیّت جامعه برای مذاکره با آمریکا وجود نخواهد داشت. اما، به‌یک‌باره، در اوج عزاداری برای جان‌های ازدست‌رفته، دولت تصمیم می‌گیرد به مذاکره. دولت با آمریکا مذاکره می‌کند. و رهبری با وجود مواضع صریح خود، با این تصمیم منتخبِ مردم، مخالفت نمی‌کند؛ همچون گذشته. پشت پرده: این رفتارِ نظریه‌پرداز نظریۀ مردم‌سالاری دینی، در مواجهه با تصمیم و رأی و انتخابِ مردم است. می‌داند چه راهی درست است؛ مکرّر آن را به انحاء گوناگون بیان و حتی فریاد می‌کند؛ خسارات گذشته را یادآور شده و از ضررهای آینده خبر می‌دهد؛ اما در نهایت، در برابر رأی مردم، تمکین می‌کند. اندک دیکتاتوری در او، موجب می‌شد تا بی‌راهۀ بارهاآزموده‌شدۀ مذاکره را این‌بار نپذیرد. اما، این رفتار ولی‌فقیه و رهبر شیعی است. کسی که در عمل بارها اثبات کرده که هرگز دیکتاتوری در او راه نیافته است.‌ شبیه به رفتار امیر شیعیان؛ همو که در هیچ نبرد سختی بازنده نبود، اما دشمنان در جنگ نرم، مانع حرکت رو به‌جلوی او شدند. https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/461
📌 شعار «مرگ بر دیکتاتور» را به‌یاد دارید؟! مذاکرۀ اخیر، با وجود غلیظ‌ترین نهی و نفی‌های رهبر انقلاب، برای بار چندم نشان داد «دیکتاتوری» در نظام ولایت فقیه راه ندارد. همه به چشم خود، غلبۀ «تصمیم دولتِ منتخب مردم»، بر «حکمتِ ولی‌فقیه» را دیدیم... . و در این، نشانه‌هایی است برای اهل تفکّر. https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/461
هدایت شده از مجله عصر زنان
🔻پیکسل‌هایی که هویت را پاک کردند ➖ زن ایرانی بر دو راهی فرصت هویتی و تهدید فرهنگی ▫️رسانه‌های نوین با شکستن انحصار روایت رسمی، الگوسازی متنوع و عادی‌سازی تغییرات، سرعت تحول انگاره‌ها را افزایش داده‌اند. اما سیطرۀ رسانه‌های بیگانه، آسیب‌هایی به همراه داشته است. ▫️زن ایرانی تحت بمباران رسانه‌های نوین، میان الگوی سنتی و الگوی غربی سرگردان شده است. رسانه‌ها به‌جای تقویت یک الگوی بومی‌ملی، بیشتر واردات تصویری از زن مدرن غربی را تبلیغ می‌کنند. 📝یادداشتی از آزاده‌زینب محمودیان؛ دانش‌آموختۀ دکتری ارتباطات دانشگاه تهران 📎 شماره دوم مجله عصر زنان 📕 مجله عصر زنان @asrezanan_mag
هدایت شده از مجله عصر زنان
▫️الگوسازی از زن ایدئال غیر واقعی که بدن بی‌نقص، زندگی بی‌مشکل، شغل موفق و خانوادۀ کاملی دارد و مقایسۀ دائمی زندگی حقیقی با این الگوهای بی‌مایه، اضطراب، افسردگی و احساس شکست در بسیاری از زنان را به همراه داشته است. رشد چشمگیر آمار اختلالات روانی مرتبط با فضای مجازی و ناکامی در زندگی مشترک در ایران، طی سال‌های اخیر، مؤید این گزاره است. 📝 یادداشتی از آزاده‌زینب محمودیان؛ دانش‌آموختۀ دکتری ارتباطات دانشگاه تهران 📎 شماره دوم مجله عصر زنان 📕 مجله عصر زنان @asrezanan_mag