eitaa logo
یادداشت‌های آزاده محمودیان
261 دنبال‌کننده
207 عکس
82 ویدیو
6 فایل
نوشته‌ها و اندیشه‌های یک پژوهشگر فرهنگ و ارتباطات پل ارتباطی: @AzMahmoudian
مشاهده در ایتا
دانلود
مذاکرات به نتیجه نرسید. یک عدم توافقِ اقتدارآفرین! این اولین‌بار است که ایران در مذاکره با آمریکا، موفق عمل کرده است! این اولین‌بار است که طرف ایرانی، خبر از «روند خوب مذاکره و نیاز به دورهای بعدی گفتگو» نداده؛ که اگر این‌طور بود، دلمان می‌لرزید از تکرارهای تلخ. و این شیرینی ادامه دارد، اگر سخن از دورهای بعدی به گوش نرسد. وقتی منازعه ذاتی است، چه جای توافق! مگر به مکر. یعنی این‌بار مذاکره‌کنندۀ ما، نه از حق ملت کوتاه آمده، نه فریب خورده است. آمادگی و حمایت خیابان و میدان، مؤثر افتاده است. @AzadeMahmoudian
در کانال پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی منتشر شد: https://eitaa.com/irseri_ir/75 @AzadeMahmoudian
یادداشت‌های آزاده محمودیان
در کانال پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی منتشر شد: https://eitaa.com/irseri_ir/75 @AzadeMahmoud
📌زمان ملی شدن فضای مجازی؛ دروغ بزرگ اینترنت بین‌الملل زمزمۀ فعال شدن برخی سرویس‌های اینترنت درحالی به گوش می‌رسد که طبق شواهد، هنوز در شرایط جنگی به سر می‌بریم. جامعه در هیچ زمانی به اندازه امروز، همراه و همدل و هم‌نظر با تصمیمات نظام نبوده است. شاید هیچ واقعه‌ای همچون ملموس‌شدن جنگ، نمی‌توانست صبوری در برابر قطع اینترنت را برای اذهان به همراه آورد. یک صبر خردمندانه در میان آحاد ملّت، در بسیاری موارد، از جمله محدودیت‌های اینترنتی، حاکم شده است. تازه این واکنش هوشمندانه، بدون توضیح دقیق حملات سایبری صورت‌گرفته و تبیین خطرهای احتمالی است که پایان قطع اینترنت به همراه دارد. اکنون زمان آن است که به‌طور دقیق و گویا، برای مردم افشا بشود که چیزی به نام «اینترنت بین‌الملل» اصلا وجود ندارد. آنچه به اسم اینترنت بین‌الملل در اذهان، ترسیم شده، فضایی است که در اختیار و کنترل کامل آژانس امنیت ملی آمریکاست. هیچ شبکه‌ای در جهان به صورت یک توافق جهانی وجود ندارد، که مثلا هر کشوری سهمی از آن داشته باشد. همه کشورها در حال اتصال به شبکه‌ای هستند که مستقیم‌ متعلّق به آمریکاست‌؛ و این واقعیت را اغلب قریب به‌اتفاق مردم نمی‌دانند. نمی‌دانند که با یک اتصال ساده به اینترنتِ صددرصد آمریکایی، امکان ارسال همه‌گونه اطلاعاتی به این آژانسِ آمریکایی که بخشی از وزارت جنگ آمریکاست، وجود دارد. به زبان ساده، اینترنتی که همه جهان از آن استفاده می‌کنند تحت مدیریت یک ارگان نظامی ایالات متحده و تأمین‌کننده منافع وزارت جنگ آمریکاست. پس، قطع اینترنت، یعنی قطع امکان حملات روانی و سایبری و امنیتی و نظامی به کشور. و این واقعیت باید به زبان‌های مختلف برای مخاطب روایت‌پردازی شود. هرچند که فارغ از این روایت‌پردازی‌ها، ایرانیان در این روزها، چنان با واقعیت آمریکایی مواجه شده‌اند که محدودیت‌های ضمنی را به‌طور منطقی ادراک می‌کنند و تاب می‌آورند. البته دوام عنصر تاب‌آوری، مستلزم سروسامان دادن فوری و جدّی و کارآمد به اینترنت ملی است؛ اقدامی که با وجود تأکید مکرّر و غلیظ رهبر شهید، به دست فراموشی سپرده شده است. @AzadeMahmoudian
هدایت شده از استاد یزدان پناه
36.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 اثر خون شهید ▫️خون شهید رعب را از مردم برمی‌دارد و باعث قیام مردم است. 🏷 گوشه‌ای از جلسه اول ویژگی‌های معنوی قیام میدان در تجمعات مردمی 💠 کانال استاد یزدان‌پناه @ostad_yazdanpanah
🔻ضرورت بومی‌سازی اینترنت؛ گلوگاه حیاتی در دست دشمن آزاده محمودیان ۱. در یادداشت کوتاه قبلی نوشتم: اینترنت بین‌الملل یک دروغ بزرگ است و این فضا در خدمت اهداف (NSA) آژانس امنیت ملی آمریکا و وزارت جنگ این کشور قرار دارد. در این یادداشت به تحلیل گزاره‌هایی در اثبات این واقعیت مغفول و مهلک می‌پردازم. ۲. ایالات متحده از دو طریق به‌طور حرفه‌ای بر اینترنت مصرفی در جهان چنبره زده و آن را در راستای منافع خود به کار می‌بندد. طریق اول که خطر آن برای ایران غیرمستقیم و زمان‌بر است، استفادۀ غیرمستقیم از بستر پروتکل‌های بنیادین مثل TCP/IP یا DNS، که دارایی‌هایی عمومی به‌شمار می‌روند، است. اگرچه به دلیل امکان طراحی پروتکل‌های جایگزین، آمریکا و هیچ کشوری در جهان نمی‌تواند برای استفاده از آنها حق امتیاز دریافت کند، اما آمریکا به‌جای استفاده از زیرساخت، از کنترل سرویس‌هایی که روی آن‌ها بنا شده، هم قدرت و هم میلیاردها دلار درآمد کسب می‌کند. مسئله اینجاست که تقریباً تمام لایه‌های بالای اینترنت که کاربر با آن‌ها تعامل دارد، توسط شرکت‌های آمریکایی کنترل می‌شوند. گوگل، شبکه‌های اجتماعی همچون متا (فیس‌بوک، اینستاگرام، واتس‌اپ)، سیستم‌عامل‌هایی مانند مایکروسافت (ویندوز) و گوگل (اندروید)، خدمات ابری همچون آمازون (AWS)، مایکروسافت (Azure) و باز هم گوگل و... ، موجب شده تا از سراسر دنیا برای استفاده از خدمات و ابزارهای کاربردی که توسط شرکت‌های آمریکایی ساخته شده، مبالغ هنگفتی به اقتصاد آمریکا واریز شود و هم‌زمان زمام مدیریت و کنترل اقتصاد پلتفرمی در دست این کشور باشد. هر چند افشای این واقعیت به کام بسیاری در ایران خوش نخواهد آمد، اما ایران و هر کشوری که فاقد زیرساخت‌های اینترنت بومی باشد، ناچار است برای بهره‌مندی از خدمات سرویس‌های پرکاربرد اینترنتی، مشتری مستقیم و مطیع آمریکا باشد. ۳. اما، طریق دوم، که برای ایران بسیار پرچالش و به‌ویژه در شرایط جنگ مهلک‌تر است، امکان آگاهی آمریکا از جزئیات استفاده از اینترنت است. این امکان مادامی‌ برقرار است که کشور به اینترنت آمریکایی (همانی که با اصرار و به‌اشتباه اینترنت بین‌الملل خطاب می‌شود) متصل باشد. مقصود از آگاهی از جزئیات، رصد صفحۀ مانیتور کاربر نیست، بلکه این کار از طریق تحلیل ترافیک و داده‌های کلان صورت می‌گیرد. آمریکا به چند روش می‌تواند الگوی رفتاری و استفادۀ اینترنتی هر کشوری را که اراده کند، ادراک نماید. در ساده‌ترین روش، او این کار را از طریق‌ کنترل گره‌های اصلی(backbone) انجام می‌دهد. از آنجایی که بسیاری از کابل‌های زیردریایی و مراکز تبادل داده، تحت مدیریت یا نفوذ شرکت‌های بزرگ فناوری یا نهادهای غربی هستند، این امکان فراهم است که حجم ترافیک، مقصد داده‌ها و الگوی جابجایی اطلاعات بین کشورها، توسط آنها مانیتور بشود. اما مهمترین و چه‌بسا پرکاربردترین بخش در اعمال دشمنی با ایران، مربوط به تحلیل داده‌های پلتفرم‌ها است‌. وقتی میلیون‌ها نفر در یک کشور از محصولات گوگل، فیس‌بوک یا اپل استفاده می‌کنند، این شرکت‌ها و به تبع آن نهادهای اطلاعاتی مرتبط با آنها، داده‌های عظیمی از مسائل حیاتی و مؤثری چون ساعات اوج مصرف اینترنت در کشور، موضوعات مورد علاقه مردم، الگوهای ارتباطی و ترندهای اجتماعی، نوع دستگاه‌هایی که استفاده می‌شود و... را در اختیار دارند. این داده‌ها به راحتی، یک نقشه رفتاری از جامعۀ ایران را پردازش کرده و در اختیار آمریکا قرار می‌دهد. ۴. روش بعدی، اعمال نفوذ و حتی اقدام از طریق امنیت سایبری و جاسوسی است. این بدان معناست که بستر اینترنت در کنار سایر بسترهای ممکن، بخشی از محل وقوع حملات سایبری را به خود اختصاص داده است. سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا، مانند NSA، با استفاده از تکنیک‌های شنود دیجیتال و دسترسی به زیرساخت‌های ارتباطی، می‌توانند جریان اطلاعات را در سطح کلان، تحلیل کنند و به راحتی اطلاعاتی در خصوص نحوه و کیفیت توسعۀ تکنولوژی‌های جدید و الگوهای ارتباطی جدیدی که در حال شکل‌گیری در ایران است و نیز بسیاری از اطلاعات استراتژیک دیگر را احصاء نمایند. در واقع، آمریکا از طریق اینترنت، یک تصویر بسیار دقیق از رفتار دیجیتال ایران و هر کشوری در جهان که فاقد شبکه ملی و بومی است را در اختیار دارد. اما این تصویر، برای ایران و متحدانش می‌تواند منشأ آسیب‌های جدی و ضربه‌های جبران‌ناپذیر باشد. ۵. اکنون چشم انتظار به سوی مجلس دوازدهم است که وظایف بر زمین ماندۀ دوره یازدهم را انجام داده و منویات مؤکد رهبر شهید در این خصوص را به انجام رساند. مجلس شورای اسلامی می‌تواند با تمهید بسترهای لازم برای به‌کارگیری نخبگان فردی و شرکتیِ توانمند و تجربۀ کشورهای موفق مانند چین، و الزام دولت به همکاری سریع و همه‌جانبه، به صورت جهادی ملزومات طرح حیاتی بومی‌سازی و تقویت وسیع اینترنت را فراهم آورد. @AzadeMahmoudian
🔻وقتی دشمن، شناخت می‌سازد: جنگ در زمین ذهن آزاده محمودیان ۱. اینکه تنگه چطور باز شد، یا واقعاً مذاکره‌ای پشت‌پرده در حال انجام است یا نه، یا پول‌های بلوکه‌شده آزاد شدند یا نشدند و... فی‌نفسه اهمیت محوری ندارد. موضوع، جدی‌تر و عمیق‌تر از آن است که به‌نظر می‌رسد. اکنون، تمرکز دشمن بر روی جنگ روانی است. جنگ روانی امروز دشمن، مکمل جنگ نظامی اوست؛ او می‌رود که کاستی‌های جنگ نظامی را با جنگ روانی بزداید. ۲. یکی از بزرگترین موانع دشمن در اجرای نقشه‌های نظامی‌اش، حضور چشمگیر و پیگیر آحاد ملت ایران بود. اوج موانع وقتی بود که دشمن، ایران را به نابودی تمدّن و از بین‌بردن زیرساخت‌ها تهدید کرد. در آن لحظه، این زنجیرۀ انسانی معجزه‌گون ایرانیان بر روی زیرساخت‌ها بود، که هزینۀ این اقدام را برای آمریکا چنان بالا برد که در عمل امکان اجرا را از او ستاند. در آن ماجرا برای آمریکا ثابت شد که صِرف داشتن بمب اتم، دست برتر این جنگ را به او نخواهد داد، مادامی‌که حمایت عجیب و پرحجم مردم ایران روایت‌گر اصلی این جنگ است. پس با آغاز آتش‌بس، دشمن علاوه بر اهداف نظامی، به ‌دنبال برداشتن این مانع بزرگ بر سر پیروزهای نظامی خویش است. ۳. خوب به عبارات تیلور در کتاب «مهمّات ذهنی» دقت کنید: «هدف اصلی جنگ روانی، نه نابودی فیزیکی دشمن، بلکه شکستن ارادهٔ مقاومت، نابودی روحیه، ایجاد سردرگمی و بی‌اعتمادی در صفوف دشمن، و در نهایت، ساده کردن پیروزی نظامی یا دستیابی به اهداف سیاسی، بدون درگیری مستقیم است». و این، دقیقاً همان عملیاتی است که آمریکا و شخص ترامپ از آغاز آتش‌بس در حال پیاده کردن آن بر روی اعصاب و روان ملّت ماست؛ عملیاتی که به‌واسطۀ کاستی‌های داخلی و با خبرهای ناگهانیِ پی‌درپی، چه‌بسا ممکن و محتمل گردد. وقایعی که اکنون مشاهده می‌کنیم، یکی از پیچیده‌ترین عملیات‌ در حوزۀ جنگ روانی است؛ وضعیتی که در ادبیات علوم سیاسی و ارتباطات به‌آن «خودتخریبی استراتژیک» می‌گویند. وقتی در یک جبهه، ترکیبی از پنهان‌کاری اطلاعاتی(با دلایل و توجیهات مختلف)و انفعال در برابر درخواست‌ها و کنش‌های دشمن رخ می‌دهد، ناخواسته بستری مهیا می‌شود که دشمن برای جنگ روانی خود به آن نیاز دارد، یعنی ایجاد خلأ اطلاعاتی که با حدس و گمان‌های جامعه پر می‌شود. ۴. لاینبرگر، خالق اثر جنگ روانی، این وضعیت عجیب را با چند ویژگی کلیدی تحلیل کرده: اولین ویژگی این شرایط «شکست مقاومت ذهنی» است؛ یعنی اگر مردم از قبل با اطلاعات هدایت‌شده از سوی دشمن روبرو شوند یا حقایق را دیرهنگام بشنوند، مقاومت ذهنی‌شان در برابر روایت‌های دشمن فرو می‌ریزد. این پنهان‌کاری جبهۀ خودی حتی اگر خیرخواهانه باشد، عملاً ایمن‌سازی جامعه در برابر پروپاگاندا را غیرممکن می‌کند. «بحرانِ اعتبار منبع» دیگر ویژگی فاجعه‌بار این اوضاع است؛ یعنی اگر مخاطب از نظر روانی حس کند منبع رسمی (حاکمیت یا مسئولان) اطلاعات را کتمان می‌کند، اعتبار منابع رسمی فرومی‌پاشد. وقتی اعتبار منبعِ خودی از بین برود، هرگونه روایت بعدی، حتی اگر درست باشد توسط مردم دروغ یا مانور تلقی می‌شود. این یعنی پذیرش منابع غیرخودی و سپردن اختیار ذهن‌ها و قلب‌ها به دست دشمن. اما ویژگی‌ای که بیشترین تشابه را به وضعیت فعلی ما دارد «تنافض سکوت و انفعال» است؛ و آن وقتی است که مسئولان سکوت می‌کنند اما در عمل منفعلانه با رفتارهای دشمن پیش می‌روند. در این حال مخاطب دچار «ناهماهنگی یا ناجوری شناختی» می‌شود. یعنی مغز مخاطب نمی‌تواند بین ادعای اقتدار مسئولان و واقعیتِ انفعال آن‌ها، ارتباط منطقی برقرار کند و نتیجه‌اش سردرگمی و تحیّر عمومی است که خواستۀ اصلی دشمن است. ۵. چطور از این گرداب خارج شویم؟ قدم ابتدایی، چرخش به سمت شفافیتِ کنترل‌شده است. اینکه به جای پنهان‌کاری مطلق، باید مدیریت روایت داشت. یعنی اطلاعات به صورت بخش‌بندی شده و صادقانه در کوتاه‌ترین زمان ممکن منتشر شود. اگر اطلاعاتی محرمانه است، باید دلایل آن شفاف و منطقی بیان شود، نه اینکه صرفاً از واژۀ کلی محرمانه استفاده کرد. همچنین خروج از سکوت و تبدیل شدن به منبع اولیه بسیار مهم است. اگر مسئولان قبل از مسموم‌سازی روایت دشمن، حقیقت را هرچند تلخ، سریع‌تر روایت کنند، کنترل چارچوب ذهنی مخاطب به‌دست بیگانه نمی‌افتد. وقتی اعتماد آسیب دیده، باید از طریق روایت‌گریِ چندلایه اقدام به ترمیم کرد؛ نباید صرفاً به بیانیه‌های رسمی تکیه کرد. استفاده از مرجع‌های ثالث (چهره‌های مورد اعتماد مردم) برای تبیین شرایط، بسیار مؤثر است. بزرگترین عامل سردرگمی، دوگانگی در رفتار است. اگر در اطلاع‌رسانی، قاطعانه سخن گفته شود اما در مواجهه با اقدامات دشمن شاهد کنشِ مقتدرانه نباشیم، فاصلۀ بین کلام و عمل سرخوردگی می‌آورد. راه حل در هم‌سوییِ پیام با اقدام است؛ یعنی پیامی منتشر شود که با کنش قابل مشاهده در میدان همخوانی داشته باشد. @AzadeMahmoudian
📌لحن و ادبیات(فارغ از محتوا)، بخشی از پیام است؛ می‌تواند مولّد جنگ روانی باشد. یک محتوای واحد با دو چینش متفاوت، می‌تواند منادی پیروزی یا شکست باشد‌. روزهای باقی‌مانده از آتش‌بس را بسیار مراقب جنگ روانی باید بود. @AzadeMahmoudian
یادداشت‌های آزاده محمودیان
🔻وقتی دشمن، شناخت می‌سازد: جنگ در زمین ذهن آزاده محمودیان ۱. اینکه تنگه چطور باز شد، یا واقعاً مذا
▫️با توجه به درخواست دوستان بزرگوارم در آموزش و پرورش، این متن ساده‌تر و متناسب با زبان مخاطب نوجوان و دانش‌آموز بازنویسی شده است:
یادداشت‌های آزاده محمودیان
▫️با توجه به درخواست دوستان بزرگوارم در آموزش و پرورش، این متن ساده‌تر و متناسب با زبان مخاطب نوجوان
جنگ در ذهن‌ها؛ رسانه به‌جای بمب! ۱. چرا دشمن سراغ جنگ روانی آمده؟ در این چهل‌وچند روز بزرگترین مانع دشمن در آسیب زدن به ایران، اتحاد و ایستادگی و خصوصاً حضور به‌موقع مردم بوده. وقتی آمریکا زیرساخت‌های کشور را تهدید کرد، مردم روی زیرساخت‌ها زنجیره انسانی ساختند و با حضور خودشان، هزینۀ حمله را برای دشمن آنقدر بالا بردند که آن‌ها نتوانستند به تهدید خود عمل کنند. آمریکا فهمید که فقط با بمب و قدرت نظامی نمی‌توان پیروز شد؛ چون تا وقتی مردم در میدان باشند، قدرت نظامی به تنهایی کافی نیست. پس حالا دشمن می‌خواهد از راه دیگری وارد شود: «جنگ روانی»! ۲. موضوع اصلی چیست؟ شاید فکر کنید بحث اصلی، باز شدن یک تنگه یا آزاد شدن پول‌های بلوکه شده است؛ اما موضوع بسیار جدی‌تر از این‌هاست. دشمن می‌خواهد با استفاده از اخبار و رسانه‌هایش، کمبودهای جنگ نظامی‌اش را جبران کند. الان، هدف او این نیست که مردم را فیزیکی نابود کند، بلکه می‌خواهد ذهن مردم را بمباران کند، اراده و روحیه مردم را بشکند، در میان‌شان بی‌اعتمادی ایجاد کند و آنها را گیج و سردرگم کند تا از حضور در میدان ناامید بشوند. اینطوری پیروزی در جنگ نظامی برایش ممکن می‌شود. ۳. وقتی خودمان به دشمن کمک می‌کنیم! وقتی مسئولان یک کشور به جای شفافیت، اطلاعات را پنهان می‌کنند و در مقابل اقدامات دشمن هم واکنش محکمی نشان نمی‌دهند، اتفاقی به نام «خودتخریبی» رخ می‌دهد. یعنی ناخواسته فضایی را برای دشمن آماده می‌شود. وقتی اطلاعات درست و سریع به مردم نرسد، جای خالی آن با شایعات و حدس و گمان‌های دشمن پر می‌شود. ۴. مردم چطور سردرگم می‌شوند؟ - ازبین بردن مقاومت ذهنی: وقتی ما حقیقت را دیرهنگام بدانیم، مغز ما زودتر باورهای دشمن را می‌پذیرد. پنهان‌کاری باعث می‌شود ما در برابر دروغ‌های دشمن، بی‌دفاع شویم. متأسفانه مسئولین ما زمینۀ این اتفاق را فراهم می‌کنند. - از بین بردن اعتماد: وقتی مردم حس کنند مسئولان حقیقت را از آن‌ها پنهان می‌کنند، دیگر به حرف‌های رسمی اعتماد نمی‌کنند. در این حالت، حتی اگر یک حرف درست هم زده شود، مردم آن را «دروغ» یا «بازی سیاسی» می‌پندارند و به جای منابع خودی، به منابع دشمن گوش می‌دهند. - تضاد بین حرف و عمل: وقتی مسئولان در اخبار خیلی قاطع حرف می‌زنند، اما در عمل مقابل دشمن ضعف نشان می‌دهند، مغز مردم دچار گیجی می‌شود. این ناهماهنگی باعث می‌شود مردم بین حرف‌ها و واقعیت‌ها شک کنند و در نهایت دچار ناامیدی شوند. ۵. راه نجات از این وضعیت چیست؟ برای اینکه دشمن نتواند ذهن ما را تسخیر کند، اول از همه ما مردم باید از اتفاقاتی که در بالا توضیح داده شد، باخبر باشیم. به رسانه‌های دشمن اعتماد نکنیم و خصوصاً بدانیم هدف دشمن از چنین اقداماتی ناامید کردن ماست. بی‌خبری ما موجب از بین رفتن حضور میدانی ما، به‌عنوان سد دفاعی میهن است. در گام دوم باید سه کار از سوی مسئولین انجام شود: - شفافیت: به جای پنهان‌کاری، باید حقیقت را (حتی اگر تلخ باشد) سریع و با دلیل منطقی به مردم گفت. - اولین بودن در خبر: مسئولان باید قبل از اینکه دشمن شایعه بسازد، خودشان روایت اصلی و درست را منتشر کنند، نه اینکه ما از رسانه‌های غربی بشنویم چه اتفاقی افتاده. - هماهنگی حرف و عمل: اگر قرار است قاطعانه حرف زده شود، باید در عمل هم قاطعیت نشان داده شود. وقتی «حرف» و «عمل» با هم یکی باشند، اعتماد دوباره ساخته می‌شود و دشمن راهی برای ورود به ذهن ما نخواهد داشت. 📌دشمن از حضور میدانی مردم کلافه و عصبانی است. می‌خواهد با جنگ روانی هر طور شده آن را کم‌رنگ کند. در این روزها باید بیشتر مراقب جنگ روانی دشمن باشیم؛ و آن را برای یکدیگر توضیح بدهیم. https://eitaa.com/AzadeMahmoudian/553
در کانال پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی منتشر شد: https://eitaa.com/irseri_ir/165 @AzadeMahmoudian