🔻هنر پاسخ در جنگ روایتها
از زبان مظلومیت تا منطق قدرت
آزاده محمودیان
۱. همینطور که برخی از انقلابیها، میان خوشحالی و تردید معلقاند، از اینکه رئیسدولت در سازمان ملل حرفی شائبهدار نزده، عکس شهدا را سرِدست گرفته و از سربلندی و مقاومت ملت گفته، من مؤلفههای «نبرد شناختی» و «جنگ روایتها» را در ذهن خود ورق میزنم.
یک اصل اساسی در نبرد روایتها، انتخاب زبانِ متناسب با زبان حریف است؛ یعنی وقتی هماورد تو زبان به «تهدید و خشونت» باز کرده، تو نباید از «کرامت و مظلومیت» بگویی؛
اگر او بازیِ دوگانهٔ «توافق یا نابودی» را پیش میکشد، تو نباید از آمادگی برای توافق بگویی؛ بهخصوص وقتی این دشمن، پیشینهای از خشونت و بدعهدی در توافقها دارد.
۲. برخی از این تدابیر، حتی نیازمند دانش تخصصی روایتپردازی نیست و منطق و تجربه، برای اتخاذ آنها کفایت میکند. به زبان ساده، در جنگ شناختی، اگر حریف از نابودی تو سخن میگوید، تو باید از سلاح جدیدی بگویی که او را به آتش خواهد کشید. وقتی او از پایان قصه تو و اتحاد با همسایگانت دم میزند، تو باید از نابودی داراییهای در دسترس او بگویی؛ باید همکاران منطقهایاش را از فلج شدن تمام امکانهایشان بترسانی تا جرئت ورود به چرخه درگیری را نکنند و در محاسبات خود، تنها گذاشتن حریف را اولویت ببخشند. پس اگر او روایت «حمله» را برگزیده، تو باید «حملهای بُرندهتر و گزندهتر» را انتخاب کنی.
اگر زبان روایت تو با روایت حریف ناهمخوان باشد، این پیام در جایگاهِ کاهش آمادگی برای «مقابلهبهمثل» قرار میگیرد و این یعنی تهدید او اثر کرده است.
۳. مواضع دبیر جدید شورایعالی امنیت ملی نشان داد که او این اصول حیاتی را بهخوبی میشناسد. او در این مدت کوتاه، ثابت کرده است که بهواقع فرماندهٔ روایتپردازی است.
در شرایطی که دولتمردان در سازمان ملل روایت «مظلومیت» را مخابره میکنند، و در حرکتی پرخسارت، در سالن سخنرانی، شنوای سخنان سراسر تهدید و تحقیر دشمن علیه ملت مینشینند، او با زیرکی و وقتشناسی، روایت «قدرت» را میسازد و «دست برتر نظامی» را با نسخههای آمادهٔ آفندی و پدافندی به رخ میکشد. البته، توان او، که در واقع زبان فصیح رهبر معظم انقلاب است، در خلق «روایت قدرت» است، نه لزوماً خلق «روایت اقتدار». چرا که اقتدار، نیازمند وحدت رویه در تمام راویان یک جبهه است.
۴. تناقض روایتها در یک جبهه، اقتدار بینالمللی را تخریب و اعتماد داخلی را کاهش میدهد. اگر میدان و خیابان راوی «مقاومت» باشند و دولتمردان، راوی «عطش توافق»، هم اقتدار ایران در جهان فروکاسته میشود و هم اعتماد عمومی مردم به تصمیمات سیاسی مخدوش میگردد؛ و این دو در کنار هم، مسیری نزولی برای اقتدار بهدستآمدهٔ کشور ترسیم میکنند.
@AzadeMahmoudian
یادداشتهای آزاده محمودیان
@AzadeMahmoudian
📌ذوقزدگی و تکریم بیوجهِ برخی نیروهای انقلابی از سخنان رئیسدولت، نشانهٔ رسوخ «تقلیلگرایی» در تاروپود ادراک سیاسیِ این بدنه است.
. چنانکه، حتی رئیسجمهور اوکراین نیز از ایستادگی کشورش در برابر روسیه مکرّر گفته، و از مردمش تشکرها کرده است.
. چهبسا، در همین سفر، با گزارههایی مواجهیم که همچون گذشته، خشم عمومی را برمیانگیزد.
. آنهایی که سخنان رئیسدولت در سازمان ملل را قدمی مثبت برای احقاق حقوق ملت ایران تصور کردهاند، در برابر بیانیه مشترک هشتاد کشور برای بازگشایی تنگه هرمز، بدون محکومیت حمله به ایران، چه پاسخی دارند؟!
. تفکر انقلابی، برای «موضعگیری درست» در برابر کارگزاران نظام، باید نسبت خود را با «مطالبهٔ صریح» رهبر انقلاب، برای «خونخواهی و انتقام»، روشن کند و انسجام را تنها حول «محور ولیفقیه» معنا نماید.
#انتقام
#لیبرالهایایرانی
#محورانسجام
#ولیفقیه
#خوشخیالیجریانانقلابی
@AzadeMahmoudian
🔻وفاق بر مدار بیمجلسی:
جامعه را خاموش کردهاند
آزاده محمودیان
۱. کارنابلدیها، معیشت مردم را هر روز تنگتر میکند؛ سقوط ارزش پول ملی در اثر سیاستهای خطای مدیریتی، به یک روایت شکست تبدیل شده است؛ دانشگاهها عرصهٔ تاختوتاز جریان لیبرال شده است؛ زخم عمیقِ فرهنگ به استخوان رسیده است؛ فضای مجازیِ یله و رها، به جولانگاه کودتاچیان بدل گشته است؛ روایت تاریک و غمبار، عزّت ملّتی مقاوم است که در سفر نیویورک، چوب حراج خورده است؛ و در نهایت، تلخترین روایت جاری این روزها، خاموشی کارگزاران است در برابر ارادهٔ ملّت مبعوث و مطالبهٔ رهبر انقلاب، بر انتقام و خونخواهی رهبر شهید. اینها در حقیقت، روایتهایی عینی از به حرکت درآمدن چرخهٔ بحرانزایی در نظام حکمرانی است.
۲. ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر مدار «خوداصلاحی» طراحی شده است؛ نظامی که در آن، ناکارآمدی با خطای هر بخشی، باید توسط بخشی دیگر رصد، اعلام و در نهایت اصلاح شود تا «اعتماد عمومی» حفظ گردد. محور مرکزی چرخهٔ ارتباطیِ خوداصلاحی، برجستهترین وجه جمهوریت نظام، یعنی مجلس شورای اسلامی است. حال، اگر خود مجلس دچار فشلی و انفعال و سکوت شود، این اختلال همچون ویروسی مُسری به سایر ارکان سرایت میکند؛ چراکه وقتی متولّیِ نظارت، چشم بر خطاها ببندند و خاموش بشود، خطاها بدون هیچ مانعی، همچون عفونت کل پیکرهٔ سیاسی را فرا میگیرد و آن را دچار فلج و فساد و بحران میکند.
۳. اینکه برخی عناصر در نهادها، بهجای اصلاح خطاهای راهبردی، بر تکرار رویکردهای پرخسارت اصرار ورزند و هیچ مانعِ ساختاری، سد راه این روند معیوب نگردد، «روایت ناامیدی» و «تصویر ناکارآمدی» را در ذهن جامعه ماندگار میکند. جامعه، فشارهای معیشتی را تا زمانی تحمل میکند که «امید به اصلاح» در قالب روایتهای عملی و کنشهای عینی، محسوس شود؛ اما مواجههٔ مستمر با زنجیرهٔ «اختلال و سکوت»، امید جامعه را هدف میگیرد و در نهایت، تابآوری را به نارضایتی مبدّل میسازد.
۴. اکنون، با بازگشایی مدارس و دانشگاهها ــ علیرغم آنکه آماج حملات دشمن بودهاند ــ تعطیلی مجلس توجیهناپذیرتر مینماید. در شرایطی که بیش از سه ماه از دستور صریح رهبر انقلاب مبنی بر «ضرورت پرکاری مجلس» میگذرد، این تعطیلی، در افکار عمومی به عنوان یک «پیام منفی» تعبیر میشود و عاملان آن، در روایت جامعه، بهعنوان بخشی از «طرح ایجاد بحران از درون» تثبیت میشوند.
۵. سکوت نهادهای نظارتی در اوج تنشهای اجتماعی، نه یک راهبرد صیانتی، بلکه نوعی «تولید بحران» است. وقوع بحران با خلأ ارتباطی تکمیل میشود، فضا را باز میکند برای روایتهای رقیب؛ و وقتی مجلس بهعنوان مرجع رسمی نظارت، فضای کنش روایتپردازانه را رها کند، اجازه میدهد تا روایت ناامیدی و بدبینی به جای حقیقت، مدیریت اذهان جامعه را بر عهده بگیرد. در واقع، تعطیلی مجلس در این مقطع، «مدیریت بحران» نیست، بلکه «تثبیت بحران» در لایههای عمیق ادراکی جامعه است.
۶. بازگشایی صحن علنی مجلس و بازگشت نمایندگان به وظایف نظارتی، ضرورتی حیاتی برای دوام سرمایه اجتماعی و تقویت تابآوری ملّت در برابر انواع تهدیدهاست. جامعه در برابر سیل فشارهای تحمیلی کارگزاران نابلد، نیازمند «شاهد عینی» برای اصلاح است و این امید، در سایهٔ بستهبودن مجلس، سرابی بیش نیست. امروز نمایندگان انقلابی مجلس برای موجودیت خود به عنوان ویترین جمهوریت نظام اسلامی، و پیشتازی در حفاظت از رأی ملّت، ناگزیر از خلاقیت و اقتدار در روایتپردازی هستند. تا به امروز، نمایندگان انقلابی در شطرنج سیاست مات شدهاند. خروج از این حلقهٔ شکست و خسران، نیازمند تسلط بر مؤلفههای نبرد روایتهاست؛ که در آن خردهروایتها در اذهان عمومی، تصویر دقیقی از پیوستگی میان بازگشایی صحن علنی مجلس، با بهبودِ شئون گوناگون زندگی را ترسیم نمایند و آن را به عنوان امری اجتنابناپذیر برای ایجاد امنیت پایدار، مورد مطالبه قرار دهند.
@AzadeMahmoudian
📌یادداشت علمی با عنوان
«کاربست نظریه جهش علمی؛
راهبردپردازی آیتالله خامنهای برای علوم انسانی اسلامی»
منتشر شده در نشریهٔ علمی و فناوری «دانشمند»
اینجا در صفحه ۷۱ بخوانید:
https://daneshmandmag.ir/?p=2148
@AzadeMahmoudian
📌کدام عقل سلیمی دشنه را در دست همان زنگیِ مستی میگذارد که پیشتر، با همین دشنه، پهلوی او را دریده است؟!
امروز که دشمن آشکارا، بر آشوب خیابانی حساب باز کرده، «اینستاگرام»، مقرّ سازماندهی کودتای دیماه، به راحتی در دسترس قرار گرفته!!
چطور بپذیریم این یک سهلانگاری ساده است، هنگامی که وزیر مربوطه در مصاحبه مطبوعاتی چندی پیش خود وعدهٔ باز شدن این پلتفرمها را داده است؛ در حالیکه بیتردید، وی از آمار افراد درگیر و کشتهشدگان دیماه، تحت تأثیر این ابزارهای رسانهای خبر دارد.
@AzadeMahmoudian
هدایت شده از جبهه انقلاب اسلامی در فضای مجازی
🔻 روایت مهندسی آشوب؛
بازگشایی پلتفرمها یا تسهیل در کودتا؟
۱. در این لحظه، حیاتیترین اقدام امنیتی در حوزه رسانه، مسدود کردن کامل دو سکوی اینستاگرام و تلگرام است. اقدامی ضروری، که اگر بهموقع صورت نگیرد، ظرف مدت کوتاهی، جان هزاران ایرانی را در مخاطره قرار خواهد داد. چرا باید زهر تجربهٔ مکرّر، چندباره به جان ملت ریخته شود؟! البته اگر پیشتر، حتی اندکی توجه به حکمرانی فضای مجازی میشد، امروز مسدود کردن، چاره کار نمیبود. اما عادت دیرینهٔ تصمیمسازان این عرصه، آن است که کار را به بحران بکشانند، تا همواره گزینههای مواجهه را بین امنیت جانی جامعه و مسدود کردن، محدود کنند.
۲. ساختار روایتی که این روزها، در این سکوها، از سوی جریانهای معارض، و با راهبری سرویسهای صهیونی شکل گرفته است، آشکارا هدفِ «آشوب حداکثری» را دنبال میکند. این روایتها، حامل غلیظترین مؤلفههای جنگ شناختی است که میتواند طیف وسیعی از مخاطبان را در لایههای مختلف فکری، سیاسی و مذهبی، دچار «تغییر ادراک» کند.
در نبرد روایتها، آنچه تعیینکننده است، «موقعیت تهاجمی» است. همواره طرفی که در موضع پدافند و در مقام پاسخ و تبیین قرار میگیرد، کمترین امکان را برای پیروزی و همراهسازی افکار عمومی دارد. اذهان عمومی در این نبرد، بهمثابه خاک سرزمین در جنگ نظامی است؛ اما این قلمرو اگر از دست رفت، بازپسگیری آن بهسادگی و در کوتاهمدت میسّر نخواهد بود. چهبسا، قدرت صورتبندی این اذهان تا سالها در دست طرف پیروز باقی بماند.
۳. در کودتای دیماه سال گذشته، بخشی از جامعه، مغلوب مهندسی روایت و نبرد شناختی شدند؛ به گونهای که بیخبر از واقعیتهای پشتپرده و تحت تأثیر چارچوببندیهای اعتراض به سیاستهای معیشتی، وارد خیابان شدند و بدون برنامهریزی قبلی و بهصورت ناخودآگاه، خود را در حالی یافتند که با عوامل دشمن خارجی، همنوا شده و شعاری واحد میدهند!
در کودتای دیماه، با آن خسارتهای تمامنشدنیاش، بیتردید ضربهٔ اصلی را در جبهه روایت، از اینستاگرام و تلگرام خوردهایم. این دو سکو، از تهییج افکار عمومی، هدایت و آموزش جنگ شهری، شبکهسازی، تا اجرا و عملیات، تمام زیرساختهای لازم برای فاجعهای با بیش از سه هزار کشته را فراهم کردند.
یک تصمیم دولتی، با تأثیر مستقیم بر وضعیت معیشت مردم، بستر خشم جامعه را ایجاد کرد؛ این، هستهٔ مرکزی و نقطهٔ آغاز تنش بود. اما این تنش بهخودیِخود و بدون «دستکاری بیرونی»، امکان تبدیل شدن به زمینهای برای کودتا و کشتار مردم را نداشت. بیشک، آنچه این واقعه را در بیان رهبر شهید بهعنوان کودتا ترسیم کرد، همراهی عناصری در «داخل ساختار قدرت» بوده است.
۴. فارغ از آگاهانه یا ناآگاهانه بودن، یکی از مؤثرترین متغیرهایی که از درون، زمینهٔ شکلگیری این واقعهٔ هولناک را رقم زد، «رها کردن» فضای مجازی، بهویژه دو سکوی اینستاگرام و تلگرام در آن ایام بوده است. گفتگو با برخی از دستگیرشدگانِ خیابانی در جریان این کودتا، از خطدهی و سازماندهی و راهبری از طریق دو پلتفرم مذکور، خبرِ موثق میدهد.
با وجود این شواهد قوی، بعد از جنگ چهل روزه، مسئولان دولتی در سکوت هفتماههٔ مجلس، با دور زدن قانون و حکم دستگاه قضا، زمینه را برای دسترسی عمومی به این دو پلتفرم دوباره فراهم کردند.
۵. کدام عقل سلیمی دشنه را در دست همان زنگیِ مستی میگذارد که پیشتر، با همین دشنه، پهلوی او را دریده است؟! اینکه وزیر مربوطه در مصاحبه مطبوعاتی چندی پیش خود وعدهٔ باز شدن این پلتفرمها را داده است؛ در حالیکه بیتردید، وی از آمار افراد درگیر و کشتهشدگان دیماه، تحت تأثیر این ابزارهای رسانهای خبر دارد، چه معنایی میدهد؟
محمودیان ✍️
#️⃣ #صیانت_از_ایران
🇮🇷جبههٔ #انقلاب اسلامی در فضای مجازی
✊🏻 @jebheh
📌چندی پیش، مهمان برنامهٔ «از نزدیک» در شبکهٔ رادیویی جوان بودم.
در یک جمع جوان و دانشجویی، گفتگویی صمیمی داشتیم دربارهٔ شبکههای اجتماعی و تأثیر آن بر زندگی روزمره.
بهنظرم چند سؤال اساسی نسل جوان مطرح و بحث شد.
گفتگوها کاملا بداهه بود و فقط عنوان کلی از قبل مطرح شده بود.
@AzadeMahmoudian