eitaa logo
🇮🇷آزادی حجاب🇵🇸
960 دنبال‌کننده
15.2هزار عکس
10.5هزار ویدیو
234 فایل
@Azadyehejab ارتباط با ما @mohammady_seyyed
مشاهده در ایتا
دانلود
ورود سازمان بازرسی کل کشور به موضوع قانون عفاف و حجاب
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کتاب عفاف حجاب.pdf
حجم: 1.1M
🎁کتاب هدیه ماندگار 📚دانلود PDF كتاب عفاف و حجاب در سبک زندگی ایرانی-اسلامی از منظر رهبرمعظم انقلاب ‌ 🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡🧡 💌 لطفا مطالب کانال رو انتشار دهید 👇👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/592904247C51b3ef7525
حضرت آقا حجت رو برای غرب پرست های ایرانی تمام کردن
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴کثافت‌ کاری وکیل ترامپ رو ببین؛ نظم و تمیزی امام رو هم نگاه کن! اونوقت میفهمی بشریت چه کلاه گشادی به اسم سرش رفته ... 🌱@lezzate_chador🌱 Eitaa.com/lezzate_chador
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
*سه تا دانشجو بودیم توی دانشگاهی در یکی از شهرهای کوچک☺️ قرار گذاشتیم همخونه بشیم.* *خونه‌های اجاره‌ای کم بودند و اغلب قیمت‌شون بالا.* *می‌خواستیم به دانشگاه نزدیک باشیم قیمتش هم به بودجه‌مون برسه. تا اینکه خونه‌ی پیرزنی را نشانمان دادند. نزدیک دانشگاه، تمیز و از هر لحاظ عالی. فقط مونده بود اجاره بها!!!*😅 *گفتند این پیرزن اول می‌خواد با شما صحبت کنه، رفتیم خونه‌ش و شرایط‌مون رو گفتیم.* *پیرزن قبول کرد، اجاره را طبق بودجه‌مون بدیم، که خیلی عالی بود.*😉 *فقط یه شرط داشت که همه مونو شوکه کرد!* *اون گفت : که هرشب باید یکی از شماها برای نماز منو به مسجد ببره! در ضمن تا وقتی که اینجایید باید نمازاتون رو بخونید.* *واقعاً عجب شرطی!!!!!* *همه‌مون مونده بودیم چه کنیم؟ من پسری بودم که همیشه دوستامو که نماز می‌خوندن مسخره می‌کردم.* *دوتا دوست دیگه‌م ندیده بودم نماز بخونن. اما شرایط خونه هم خیلی عالی بود.* *پس از کمی مشورت قبول کردیم.* *پیرزن گفت : یه ترم اینجا باشین، اگه شرطو اجرا کردین، می‌تونین تا فارغ التحصیلی همینجا بمونین.* *خلاصه وسایل خونه مونو بردیم خونه‌ی پیرزن.* *شب اول قرار شد یکی از دوستام پیرزنه رو ببره تا مسجد که جنب خونه بود.* *پاشد رفت و همراهیش کرد. نیم ساعت بعد اومد و گفت : مجبور شدم برم مسجد نماز جماعت شرکت کنم.* *همه‌مون خندیدیم.* *شب بعد من رفتم* *با اینکه برام سخت بود، رفتم صف آخر ایستادم و تا جایی که بلد بودم نماز جماعت‌ رو خوندم.* *برگشتنی پیرزن گفت : شرط که یادتون نرفته؟* *من صبح‌ها ندیدم برای نماز بیدار شید !* *به دوستام گفتم. از فردا ساعت‌مونو کوک کردیم، صبح زود بیدار شدیم چراغو روشن کردیم و خوابیدیم.* *شب، بعد از مسجد، پیرزن یک قابلمه غذای خوشمزه که درست کرده بود برامون آورد.* *واقعاً عالی بود. بعد چند روز غذای عالی.* *کم‌کم هر سه شب یکی‌مون می‌رفتیم نماز جماعت. برامون جالب بود.* *بعد یکماه که صبح پا میشدیم و چراغو روشن می‌کردیم، کم‌کم وسوسه شدم نماز صبح بخونم.* *من که بیدار می‌شدم شروع کردم به نماز صبح خوندن. بعد چند روز دوتا دوست دیگه هم نماز صبح خودشونو می‌خوندند.* *واقعاً لذت بخش بود. لذتی که تا حالا تجربه نکرده بودم.* *تا آخر ترم هر سه تا با پیرزن به مسجد می‌رفتیم نماز جماعت.* *خودمم باورم نمی‌شد. نماز خون شده بودم.*😅 *اصلاً اون خونه حال و هوای خاصی داشت. هرسه تامون تغییر کرده بودیم.* *بعضی وقتا هم پیرزن از یکی‌مون خواهش می‌کرد یه سوره کوچک قرآن را با معنی براش بخونیم.* *تازه با قرآن و معانی اون آشنا می‌شدم.* *چقدر عالی بود.* *بعد از چهار سال تازه فهمیدیم پیرزن تموم اون سوره‌ها را حفظ بوده، پیرزن ساده‌ای در یک شهر کوچک فقط با عملش و رفتارش همه‌مونو تغییر داده بود.* *خدای بزرگ چقدر سپاسگزارم که چنین فردی را سر راهم گذاشتی.* *راستی چقدر شیوه امر به معروف مهمه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا