eitaa logo
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
2.9هزار دنبال‌کننده
936 عکس
223 ویدیو
4 فایل
بدون تعارف انتقاد؛ پیشنهاد؛ ارتباط
مشاهده در ایتا
دانلود
این همان خطای کلاسیک «دوگانه‌سازی کاذب» است. گویی باید میان رضایت عمومی و قدرت نظامی یکی را انتخاب کرد. در حالی که دولت‌های موفق دقیقاً هر دو را هم‌زمان تقویت می‌کنند. امنیت ملی با حذف یکی به سود دیگری ساخته نمی‌شود؛ با هم‌افزایی آنها شکل می‌گیرد. ✍️حسین قتیب
بازگشایی اینترنت بین الملل و پلتفرم های آمریکایی و تسلط دشمن بر افکار عمومی ایرانیان! اولین اقدام دولت برای افزایش تاب آوری اجتماعی شده است! حتی قبل از حقوق و دستمزد و اقتصاد مردم! به پیشنهاد جناب ربیعی. دستیار امنیتی اجتماعی پزشکیان! زیبا نیست؟!
متن در ادامه:
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
متن در ادامه:
این رو فقط اکانت آزوف نمی‌گه؛ کنث والتز پدر نوواقع‌گرایی در روابط بین‌الملل در سال ۲۰۱۲ در مقاله چرا باید ایران بمب داشته باشد نوشت. متاسفانه مسوولین و سیاست‌گذاران ایرانی در دام مدیریت شناختی و ادراکی طرف مقابل هستند و دوربرگردان رفتند،و شد آنچه شد و می‌شود. استدلال محوری کنت والتز در مقاله «چرا ایران باید بمب اتمی داشته باشد؟» این است که دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، به احتمال زیاد به‌جای بی‌ثبات‌کردن خاورمیانه، موجب افزایش ثبات در این منطقه خواهد شد. استدلال او بر منطق واقع‌گرایی ساختاری استوار است، به‌ویژه بر این گزاره که دولت‌ها در وضعیت آنارشیک نظام بین‌الملل در پی تأمین امنیت خود هستند و در برابر تمرکز قدرت، از طریق ایجاد موازنه واکنش نشان می‌دهند. از نظر والتز، منبع اصلی بی‌ثباتی منطقه‌ای نه توان بالقوه هسته‌ای ایران، بلکه عدم تقارن قدرت ناشی از انحصار هسته‌ای اسرائیل است. از آنجا که اسرائیل تنها دولت دارای سلاح هسته‌ای در منطقه است، موازنه قدرت در خاورمیانه از نظر ساختاری نامتعادل است. دستیابی ایران به بمب هسته‌ای می‌تواند نوعی دوقطبی هسته‌ای ایجاد کند، تعادل راهبردی را بازگرداند و محدودیت‌های متقابلی بر رفتار هر دو دولت تحمیل کند. استدلال والتز بر منطق بازدارندگی هسته‌ای مبتنی است. هنگامی که دو دولت متخاصم از قابلیت‌های هسته‌ای بقاپذیر برخوردار باشند، هر یک ناچار است بپذیرد که اقدام تهاجمی ممکن است با پاسخی تلافی‌جویانه و غیرقابل‌تحمل روبه‌رو شود. ازاین‌رو، سلاح‌های هسته‌ای هزینه جنگ را به‌شدت افزایش می‌دهند و دولت‌ها را به احتیاط، خویشتن‌داری و مدیریت بحران سوق می‌دهند. والتز این ادعا را که رهبران ایران به‌طور ذاتی غیرعقلانی‌اند یا تحت تأثیر منطق بازدارندگی قرار نمی‌گیرند، رد می‌کند. از دیدگاه او، لفاظی‌های انقلابی به معنای از میان رفتن دغدغه اساسی دولت برای بقا نیست. ایران نیز مانند دیگر قدرت‌های هسته‌ای، انگیزه‌های قدرتمندی برای حفظ کنترل متمرکز بر زرادخانه خود و اجتناب از اقداماتی خواهد داشت که بتواند نابودی آن را در پی داشته باشد. والتز همچنین سه نگرانی رایج درباره اشاعه هسته‌ای را به چالش می‌کشد. نخست، استدلال می‌کند که دستیابی ایران به بمب هسته‌ای لزوماً موجب آغاز یک مسابقه تسلیحات هسته‌ای در منطقه نخواهد شد، زیرا دولت‌ها صرفاً به دلیل هسته‌ای‌شدن یک رقیب، به‌صورت خودکار به دنبال سلاح هسته‌ای نمی‌روند. دوم، انتقال آگاهانه سلاح هسته‌ای از سوی ایران به گروه‌های تروریستی را بسیار بعید می‌داند. ایران نمی‌تواند رفتار چنین گروه‌هایی را به‌طور قابل‌اعتماد کنترل کند و در صورت شناسایی منشأ سلاح، ممکن است با اقدام تلافی‌جویانه‌ای فاجعه‌بار مواجه شود. سوم، والتز معتقد است حملات نظامی پیشگیرانه تنها می‌توانند برنامه هسته‌ای ایران را برای مدتی به تأخیر بیندازند. چنین حملاتی احساس ناامنی ایران را تشدید کرده و عزم این کشور برای دستیابی به یک بازدارنده هسته‌ای را تقویت خواهند کرد. او سه نتیجه احتمالی را مطرح می‌کند: ایران ممکن است در نتیجه فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی برنامه خود را کنار بگذارد؛ ممکن است در سطح قابلیت آستانه‌ای هسته‌ای متوقف شود؛ یا ممکن است به یک زرادخانه هسته‌ای عملیاتی دست یابد. والتز گزینه نخست را بعید می‌داند. گزینه دوم نیز از نظر او بالقوه بی‌ثبات‌کننده است، زیرا ابهام درباره توانایی‌ها و مقاصد ایران می‌تواند احتمال سوءمحاسبه را افزایش دهد. در مقابل، او گزینه سوم، یعنی دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، را محتمل‌ترین مسیر برای ایجاد یک موازنه منطقه‌ای پایدار می‌داند. از نظر نظری، والتز اشاعه هسته‌ای را پیش از آنکه مسئله‌ای هنجاری، اخلاقی یا ایدئولوژیک بداند، مسئله‌ای مربوط به توزیع نظام‌مند قابلیت‌ها و قدرت تلقی می‌کند. نتیجه‌گیری او کاملاً با منطق نوواقع‌گرایی سازگار است: هنگامی که موازنه قدرت پیامدهای تشدید نظامی را برای طرفین غیرقابل‌تحمل می‌کند، دولت‌ها محتاط‌تر رفتار می‌کنند. از دید والتز، ایران هسته‌ای لزوماً خاورمیانه را به معنای مطلق کلمه امن‌تر نمی‌کند، اما احتمالاً از طریق بازدارندگی متقابل، موازنه قدرت و افزایش هزینه‌های جنگ، ثبات راهبردی بیشتری در منطقه ایجاد خواهد کرد. ✍حسین قتیب @Azofmedia
تحولات اخیر در اردن، یمن، عراق و مدیترانه شرقی، نشانگر اراده ایران، اضلاع مقاومت و متحدان فرامنطقه ای آنها جهت خروج از کنج انفعال و تغییر روند جنگ است. عملیات بینشان و بیسابقه پهپادی و هدف قرار گرفتن کشتی FSRU آمریکایی در جوار بندر مریاط مصر و در نزدیکی کانال سوئز، سیگنال مهمی درمورد تبعات محاصره دریایی ایران است. به عبارتی، تصعید افقی اخیر در دربای کاسپن از جانب اوکراین (با حمایت ناتو)، حمله از جانب حوزه یوروآتلانتیک به ایران بود و طبعا باید در همین حوزه و ناظر به منافع کشورهای همین حوزه جغرافیایی پاسخ داده میشد. همچنین ناامن شدن مدیترانه شرقی گامی مهم در جهت افزایش فشار بر کوریدور IMEC و پاسخی به حملات اخیر به چابهار، آق قلا و کاسپین است که جایگاه ایران در کوریدورهای شرقی-غربی و هم شمالی-جنوبی را تهدید میکردند. اگر ابن حملات با اقدامات مکمل تکمیل شود و به حوزه اقیانوی هند نیز کشیده شود، آنگاه میتوان گفت معادله جدیدی در جهت پاسخ به محاصره دریایی از یکسو و ضربه به جایگاه ژئواکونومیک ایران از سوی دیگر خلق شده است. همانطور که در اواسط آوریل عرض شد، استراتژی اصلی ایالات متحده و اسراییل ایجاد شکاف در جامعه ایران و سوء استفاده از این شکافها در جهت تحمیل خواست حداکثری خود است. ایران باید اولا اقدامات اخیر خود را با تکرار به شکلی محاسبه شده و هوشمندانه تبدیل به معادله کند، با یارگیری از قدرتهای بزرگ این معادلات را تبدیل به امتیازات سیاسی و اقتصادی کند و تا میتواند هزینه های شکاف داخلی را مدیریت کند. همانطور که پیشتر و پس از طوفان الاقصی عرض شد، سرنوشت این جنگ طولانی در آبراههای بین المللی مشخص خواهد شد، البته مشروط به اینکه ایران در جهت تثبیت دستاوروهای نظامی خود در قالب یک نظم جدید و بر پایه یک "هلسینکی خاورمیانه ای" حرکت نماید. ✍مهدی خراطیان
انتقاد تند دکتر خانعلی زاده استاد روابط بین الملل از عراقچی هر ثانیه حضور دکتر عراقچی در جایگاه وزیر امور خارجه،یک خسارت محض برای منافع ملی است.
دانیال عبدی "آزوف" (تحلیلگر)
انتقاد تند دکتر خانعلی زاده استاد روابط بین الملل از عراقچی هر ثانیه حضور دکتر عراقچی در جایگاه وز
با اقای خانعلی زاده در این مورد موافقم وزیر خارجه ای که شب جنگ توییت میزنه مذاکرات پیشرفت خوبی داشته و با این همه دسترسی به مغز سیستم این رو میگه که فعلا مذاکره وضعیتش خوبه ناخوداگاه مغز سیستم این فکر میکنه که جنگ در آن روز و ساعات پس از مذاکرات خوب نامحتلمه! لذا وضعیت رو قرمز اعلام نمیکنه و لذا روی زمین امنیتی ترین جلسات برگزار میشه در مکان های مشخص بعد این اقا میاد از حفره امنیتی میگه! یکی باید ایشان را سوال جواب کنه شما چرا دائم به سیستم این را تزریق میکردی که مذاکرات پیشرفت داشته؟! آخرین بار هم شب جنگ این را گفتی! خلاصه هر جای دنیا بود الان عراقچی استیضاح و عزل شده بود سه مذاکره ناموفق در پرونده اش داره ولی خب میاد مصاحبه از حفره امنیتی میگه.
باید تاریخچه صفحه بازیگرا و سلبریتی ها چک بشه و اگر علیه اعدام افرادی نظیر قاتل الهه حسین نژاد واکنشی نداشتند، مشخص میشه که با اعدام مشکل ندارن و صرفا دارن از خشن‌ترین شکل تروریسم حمایت می‌کنند و باهاشون بعنوان حامی تروریسم برخورد بشه. مملکتی که دی و اسفند 404 رو دیده فضا برای مسخره‌بازی نداره. تصویر مربوط به قاتل اعدام شده الهه حسین نژاد است
🔴آسوشیتدپرس: یک مقام ارشد آمریکایی: دولت در حال حاضر تمایلی به از سرگیری مذاکرات با ایران ندارد.
شهدای مظلوم و گمنام وزارت اطلاعات روحشان شاد و یادشان گرامی، برخی از این شهدا در درگیری با آمریکایی ها در دشت مهیار اصفهان به شهادت رسیدند. دانیال عبدی
🔻گزارش تایمز از تلاش ناموفق سیا و موساد برای یافتن محل اقامت رهبر انقلاب 🔹بر اساس گزارش روزنامه انگلیسی تایمز، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و سازمان موساد رژیم صهیونیستی طی ماه‌ های گذشته عملیات گسترده‌ای را برای شناسایی محل اقامت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی انجام داده‌اند اما تاکنون موفق به یافتن او نشده‌اند. 🔹طبق این گزارش، سیدمجتبی خامنه‌ای پس از ترور پدرش، سیدعلی خامنه‌ای، ارتباطات الکترونیکی خود را به‌طور کامل متوقف کرده و حدود ۱۵۰ روز است که از تلفن همراه، لپ تاپ یا سایر تجهیزات قابل ردیابی استفاده نمی‌کند. برخی ناظران غربی احتمال داده‌اند که او در یک پناهگاه عمیق و حفاظت‌شده مستقر شده و پیام‌ های خود را از طریق یادداشت‌ های کاغذی و شبکه‌ای چندلایه از رابط‌ها و پیک‌ها منتقل می‌کند. 🔹تایمز نوشته است که در نبود ردپاهای دیجیتال، ابزارهای اطلاعات سیگنالی و سامانه‌ های نظارتی پیشرفته کارایی محدودی دارند و شناسایی محل استقرار رهبر ایران بیش از هر چیز به اطلاعات انسانی یا «HUMINT» وابسته شده است. در این چارچوب، موساد از شبکه عوامل خود در داخل ایران استفاده می‌کند، اما تاکنون این شبکه نیز نتوانسته اطلاعات قابل اتکایی درباره محل حضور سیدمجتبی خامنه‌ای ارائه دهد. 🔹بر اساس ادعای مطرح‌ شده در این گزارش، هدف نهایی عملیات آمریکا و اسرائیل صرفاً شناسایی محل اقامت رهبر انقلاب نیست و در صورت اطمینان از جایگزینی او با فردی متمایل به آینده‌ای دموکراتیک برای ایران، احتمال اجرای عملیات ترور نیز بررسی می‌شود. منتقدان، مقایسه سید مجتبی خامنه‌ای با اسامه بن‌لادن را تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به چنین اقدامی و تخریب جایگاه سیاسی رهبر ایران ارزیابی کرده‌اند. 🔹رامی ایگرا، رئیس پیشین یکی از بخش‌ های موساد گفته است که یافتن خامنه‌ای با دشواری‌ هایی مشابه تلاش اسرائیل برای شناسایی محل نگهداری اسرای صهیونیست در غزه مواجه است. او تأکید کرده که حتی گسترده‌ ترین شبکه‌های شنود و نظارت نیز بدون دسترسی به منابع انسانی نزدیک به هدف، الزاماً به نتیجه نمی‌رسند. 🔹ایگرا همچنین در این گزارش گفتە است: پیام‌ها از طریق زنجیره‌ای از پیک‌ها منتقل می‌شود. هر پیک فقط می‌داند که باید پیام را از یک نفر به نفر دیگر برساند. اگر موساد بتواند به سید مجتبی خامنه‌ای دست پیدا کند، این موفقیت از طریق اطلاعات انسانی حاصل خواهد شد و حکومت در تهران نیز از این خطر آگاه است. 🔹ایگرا می افزاید تنها راه واقعی برای رسیدن به آیت الله خامنه ای ، جذب یک عامل اطلاعاتی است که ارتباط مستقیمی با وی داشته باشد. احتمال دارد فقط دو یا سه نفر از اعضای سپاه پاسداران از نحوه برقراری ارتباط با او اطلاع داشته باشند. امکان ردیابی افراد دیگری نیز از طریق تلفن‌ های همراهشان وجود دارد و می‌توان مکالمه هایی را که درباره سید مجتبی یا محل حضور او انجام می‌شود، شنود کرد. 🔹نویسندگان متن در نهایت نتیجه گرفته‌اند که ناتوانی سیا و موساد در یافتن سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، نشانه‌ای از محدودیت ظرفیت اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل در داخل ایران است. با این حال، جزئیات این عملیات و حتی اصل برخی ادعاهای مطرح‌شده، به‌طور مستقل یا رسمی تأیید نشده است.