من دلَم واسه اون خادِمایی که میخواستی عکس بگیری از ضریح تو شلوغی و دستت تکون میخورد و نمیتونستی تمرکز کنی ، اوناهم گیرمیدادن میگفتن که : مُوبَیلِکزائِر . واسه اونَم تنگ شده 💔
از آن گیسو که در دست رقیبان رایگان میگشت
اگر یک تار مو هم میفروشی، من خریدارم ...
#حضرتصدوبیستوهشت
به عمد داد سرِ زلف خود به دستِ صبا
چهها که با منِ هستی به باد داده نکرد ...
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبرِ دیگر نمیکنم . .
< بابُالسـدرھْ >
-
بوی کاهگل و گرمای آفتاب و طلبه های واقعی و خوب رو میده...
< بابُالسـدرھْ >
-
در گوشه اِی
زِ صحن و سَرا
جا بده مَرا ...
آیا دلم
کم از دلِ
آهو شکسته است ...
اشک چشمم بارشی بی منتهاست ؛
ابتدایش ‹مشهد› است و انتهایش ‹کربلاء› ..
#مشهدالرضامدَد 🪔⛓️