< بابُالسـدرھْ >
_
خبرت هست که بیروی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
< بابُالسـدرھْ >
-
تابوت من از کوچهات میگذرد چشم مپوش
این همان مردهای است که بیمار تو بود/۱۲۸
< بابُالسـدرھْ >
-
هست بیش از طاقتِ من بارِ اندوهِ فراق
بیش ازین طاقت ندارم گفتهام صد بار بیش💔