همیشه دوس داشتم خانومیِ نازِ ادایی باشم ازونا که یواشن آرومن پاشنه بلند میپوشن و خانومی ازشون میپاشه
ولی متاسفانه دقیقا برعکسشم لشم اراذلم ادا مدا هم ندارم خیلیم سریعم خشنم هستم سگم هستم میو هام الکیه 😐
شاید برادر بزرگم تنها آدمیه که بدون معاشرت زیاد، صاحب یک حضور در دسترس و قطعی و همیشگی در زندگی همدیگهایم. از هم انتظاری نداریم، برای هم کار خاصی انجام نمیدیم ولی عمیق و قدیمی همدیگه رو دوست داریم. خالصترین و بیدلیلترین عاطفهای که آدم میتونه تجربه کنه. بدون هیچ خط و خشی.
واقعا داشتن برادر نعمته
زیر گنبد کبود،دوتا عاشق بودنُ کلی حسود.
تقصیر همون حسودا بود که شده..یکی بود یکی نبود :))
من اگه تو رو داشتم این مهدیه، این نبود یه چیزی خیلی بهتر از این یعنی میرفتی تو جسم نه تو روح نه توی جونم حل میشدی:)
ولی تو برا من نیستی