مرگ آمد چهرهام را بیتو اینجا دید ُگفت:
آنچنان مُردی که از من هم نیاید هیچکار... !
بكاء | BoKa
|| چشم ِتریاکي ِتو کم بود ، عینك هم زدي
شیشهای کردی مرا تا خووب معتادت شوم .. ❀.
این روزها آنقدر فریادهایم را درون ِخود ریختهام که اگر به چشمانم زل بزنی...کر میشوی !
عشق آن بغض ِعجیبیست که از دوری ِیار
نیمه شب بین گلو مانده و جان میگیرد... (:
تو عشق ِاول ُآخرمي دورت بگردم : ).