.
- حاج آقا عالی تعریف میکرد؛
روز عاشورا علامه امینی حرم سیدالشهدا بودن،
یه عالم سنی میاد جلو و به علامه میگه برای چی انقدر روز عاشورا سروصدا میکنید؟ برای چی انقدر شلوغش میکنید؟
علامه هم طی یک حرکت تاکتیکی یه جواب دندون شکن میده؛
علامه در جواب شخص سنی میفرمان:
در روز غدیر ساکت بودیم و سروصدا نکردیم که تحریفش کردید!
میترسیم عاشورا هم ساکت باشیم و بازهم تحریفش کنید!
.
‹ بابحِطّة ›
یاابنالحسن، ای شمسهی نور بر ایوان نجف:)))
چه بگویم؟
سحرت خیر؟
تو خودت صبح جهانی آقا:))
هدایت شده از لحنِ نگاه (روزمرگی های یک معلم)
«الّذين يَحبّون صاحِبَ الزَمان"عَجَّل الله فَرَجَه" ولا يولون لِدروسِهِم اهتِمام،عليهم أن يعيدوا النَظَر في مَحَبَّتِهِم!»
کسانی که صاحب الزمان را دوست دارند و به درس خواندنشان توجهی ندارند،در محبت خود به ایشان تجدید نظر کنند!
هاله.
علی ابن مهزیار ۱۹ بار به شوق دیدار امام زمان عجلالله پیاده به حج رفت. برای بار بیستم اجازه دیدار یافت. علی بن مهزیار نقل میکند با دلی شکسته دیدار روی حضرت را از خدا خواستم. ناگهان جوانی دست روی شانهام گذاشت و گفت چه میخواهی؟! علی بن مهزیار گفت: به دنبال امام محجوبم(غائب از نظر) هستم. جوان ناراحت شد و گفت: علی بن مهزیار، نگو امام محجوب؛ امام بین شماست و این عمل سوء شماست که بین امام و شما فاصله انداخته است. همراه او راهی خیمه امام زمان(عج) شدم. وارد خیمه حضرت شدم و عرض سلام خدمت معشوق و حبیبم کردم. چنان با گرمی جواب داد و فرمود ما شب و روز منتظر تو بودیم چرا دیر آمدی؟!
سایه عاشق گر افتاد بر معشوق چه شد
ما به او محتاج بودیم، او به ما مشتاق بود
عرض کردم آقا خیلی وقته دنبال شمایم اما کسی را نداشتم مرا راهنمایی کند. حضرت با انگشت مبارک اشاره کردند و فرمودند: "نه" (این بهانه است). شما عاشق نبودید.
‹ بابحِطّة ›
علی ابن مهزیار ۱۹ بار به شوق دیدار امام زمان عجلالله پیاده به حج رفت. برای بار بیستم اجازه دیدار یا
اگه علیبنمهزیار عاشق نبوده...
ببین دیگه ما کجای کاریم:)💔
راهِ رفتن به تورا من که ندانم، به خودت
از خودم دورکن اما برسانم به خودت
ختم نهجالبلاغه در ۱۹۲ روز.mp3
2.07M
•••
ختم گویای نهج البلاغه بخش حکمت ها🌱
حکمت ۱۷۸ تا ۱۹۰
•••
https://eitaa.com/abotorabalhasan
‹ روش نابود کردن بدیها، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی ›
« بدی را از سينه ديگران، با كندن آن از سينه خود، ريشه كن نما. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۸
‹ لجاجت و سستی اراده، اخلاقی، اجتماعی ›
« لجاجت تدبير را سست می كند. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۷۹
‹ طمع ورزی و بردگی، اخلاقی، اجتماعی ›
« طمع ورزی، بردگیِ هميشگی است. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۸۰
‹ ارزش دوراندیشی و پرهیز از کوتهفکری، اخلاقی ›
« حاصل كوته فکری پشيمانی و حاصل دورانديشی سلامت است. »
امیرالمؤمنین، نهجالبلاغه، حکمت ۱۸۱