-بَند ِاُو🌼؛
_
هنگام ورود مهدی عجلاللهفرجه به کوفه، شروع میکند به سخنرانی...
مردم از شدّتِ اشتیاق به آن حضرت آنگونه گریه میکنند که سخنانش شنیده نمیشود و مردم نمیفهمند چه میگوید :)))
_الغیبه،ص۴۶۸
من بافتن موی سر را خیلی خوب بلدم
دخترم چهار پنج ساله بود که یک بار او را برای زیارت امام خمینی بردم. خانوادهی ما رفته بودند مشهد و او ماند پیش من برای اینکه بیاید امام(ره) را روز عید ببیند. صبح پا شدیم و سرش را شانه کردیم و مرتبش کردیم و موهایش را به زحمت بافتیم. یک دستی هم که نمیشود؛ من بافتن موی سر را خیلی خوب بلدم اما با یک دست نمیشود؛ دودستی باید ببافند چون باید موها را سه قسمت کنند. رفقای پاسدار آمدند به کمک ما و موی سرش را بافتیم و چادر سرش کردیم و خدمت امام آوردیم...
_شهیدخامنهای .
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ماکانالاندیگهیهاسمنیست ، یهفرهنگه !!
آدم وقتی یکنفر را خیلی خیلی دوست دارد،
هنگامِ تولدش، یا مینشیند و یک نوشتهی طولانی مینویسد، یا که نه!
حینِ نوشتن متوجه میشود که کلمات اصلاََ کافی نیستند و آنموقع، خیلیخیلی کوتاه تبریک میگوید، اما خیلیخیلی واقعی!
و من دلم میخواد بگم:
"تولدتون مبارک سیدی،
ای پناهِ حقیقی!"
-بَند ِاُو🌼؛
امام رضا علیه السلام:
امام همدم و رفیق ، پدر مهربان، برادر برابر،
مادر دلسوز به کودک ، پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است...'💛'