چندوقت پیش یه برادر سنیِ عزیز یه داستانی برام تعریف کرد، میتونم بگم چند روز تو بغض و فکر بودم.
چرا واقعا؟
میدونی همین الان سنی هایی وجود دارن که اسم شیعه بشنون، تا به بدترین شکل سر نبرن دست بردار نیستن؟
همین الان - برخی روستا ها
حالا از خودت پرسیدی که چرا این کار رو میکنن؟ چون فیلم توهین های شیعیان به مقدساتشون رو میبینن چون بدترین فحش ها رو خطاب به امامشون میشنون
حالا بازم بیا فحش بده، بازم بیا مجلس تدارک ببین و بخند و بی احترامی کن.
خدایی نکرده خدایی نکرده
اون دنیا میبرنت بین قاتلان
قسم میخوری که بابا من کسی رو نکشتم، ولی وقتی ماجرا رو برات تعریف میکنن دو دستی میکوبی تو سرت.
گاهی یدونه فحش، یدونه کامنت، یدونه بد اخلاقی، یدونه توییت منجر به قتل میشود رفیق!!!
اینو بدون عزیزِ من
بدون
خدایی نکرده بدبخت میشیا!!
چقدر آقای عزیزِ ما تاکید میکنند نکنید
لعن علنی نکن برادر، نکن خواهر!
طرف اسمشو میذاره شیعهی امام علی، جانم فدای رهبر، بسیجی
بعد در مواجهی با یک سنی هر فحشی بلده رو میکنه!
الان چی درست میشه با فحش تو؟ بجز عقدهای که توی دلته!
داداشِ عزیزم، منم شیعه ام، منم عاشق امامم هستم، منم دلم از یه سری چیزا پره، منم غصه داره
ولی آخه با توهین که چیزی درست نمیشه، بخدا که نمیشه، بخدا اگه نیشد شیوهی کارِ ائمه و پیامبران این نبود!
ولله اگه با توهین چیزی درست میشد توی تاریخ میدیدیم.
بابا امام حسینمون، تا لحظه شهادت، فقط با دلسوزی و مهربونی صحبت کرد، میگفت من خیرِ شما رو میخوام
مگه نمیتونست توهین کنه، بگه شما فلانید و خاک بر سرتون؟ میتونست ولی نکرد!
بفهم، با توهین گند نزن برادرِ من!!
نه تنها خودتو خراب میکنی، بلکه گروهت رو هم نابود میکنی عزیزِ من!
اصلا کارِ گروهی یعنی همین، هر سودی کردیم گروهی کردیم، هر خرابکاری هم کردیم گروهی کردیم! کارِ گروهی!!
شیعه بودن رو گذاشتی کنارِ اسمت رفیق!
برچسب شیعه زدی!
دیگه از کارِ فردی خارج شدیااا، حواست به هم گروهیات هست؟
حواست هست یه اشتباهی نکنی که به گروه آسیبی نزنه؟
دیگه مهم نیست که تُوی تک چی فکر میکنی، مهمه که کلِ گروه چی میگه!!
حالا برو ببین عقیده شیعه اینه که با توهین چیزی درست میشه؟ برو ببین راهش توهینه؟
یا راه دیگه ای داره؟!
اصلا برو یه نگاه به قوانین گروهت بنداز
ببین باید چکار کنی!
بازم برگشت به دقت!
بازم برگشت به مراقب بودن!
و باز هم برگشت به تقوا...
تقوا رو جدی بگیرید رفقا.
یکی از فانتزی های ذهنم اینه که یه شب یکی از ممبر ها رو همینجوری ادمین کنم، که توی بحث ها کمکمون کنه
با هم مکالمه داشته باشیم و به نتایج خوب برسیم😄
نظری اگه دارید بنویسید برامون.
باحال میشه ولی🙂
برادرِ کوچک.
یکی از فانتزی های ذهنم اینه که یه شب یکی از ممبر ها رو همینجوری ادمین کنم، که توی بحث ها کمکمون کنه
داشتم میخوابیدم یهو یادم اومد
گفتم اینو بنویسم یادم نره😂
شاید اجراییش کردیم