eitaa logo
بصائر
1.2هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
8هزار ویدیو
92 فایل
بیانات #مقام_معظم_رهبری 💠شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویّت، شناخت #دشمن، شناخت دوست، شناخت وسیله‌اى که در مقابل دشمن باید به کار برد؛ این شناخت‌ها؛ #بصیرت است. ۱۳۹۳/۹/۶ مسئول تبادلات 👇 @ALEE313
مشاهده در ایتا
دانلود
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای غدیرخم خرج کنیم بسیار جذاب وشنیدنی🌺 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝ ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈
👁‍🗨 غول رسانه ای غرب، روایت خود از اعتراضات گسترده و خونین اخیر فرانسه را اینگونه تیتر میکند: "مادر نوجوان کشته شده به دست پلیس، فقط یک پلیس خطاکار را سرزنش میکند: افسری که به پسرش شلیک کرده است." بله! فقط یک مامور مقصر است؛ نه سازمان پلیس و نه حکومت.😏 مقایسه کنید با روایتشان از مرگ مهسا امینی و حوادث متعاقب آن در ایران!!!😳😒 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝
951.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹میگوید : حالا این جوان 17 ساله که پلیس کشته ، فرشته هم نبوده ... تصور کنید در ایران ، اظهار نظری شبیه این درباره یک مرگ از سو ی یک مسئول دیده شود. واکنش ها چه خواهد بود؟ اکنون در فرانسه عین همین را اریک زیمور سیاستمدار راستگرا گفته و نه سلبریتی ها و نه رسانه ها ، شاخک های هیچ کدامشان حساس نشده است... اریک زیمور سیاستمدار راستگرای فرانسوی مرگ یک جوان همیشه غم انگیز است، هر چه که باشد. اما آنطور که کیلیان امباپه می گوید او "فرشته" نبود. او در ۱۷ سالگی سابقه کیفری بسیار گسترده ای داشت. 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻اولا جمعه‌ نیست و شنبه است تهران نیست و پاریسه 😂😎 💝 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝
42.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥نماهنگ جانم علی 🤍💫🤍به عشق امیرالمومنین و شادی دل حضرت زهراجان💚 بابا علیه ... نفر اول دنیا علیه 😍 من سلامام به سمت نجفه ✋ و خداحافظیام یا علیه 👋 🎙گروه نجم الثاقب مبلغ باشیم 🎉🎉 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝
سخت بیمار بود از تب می‌سوخت. تب مالت حسابی او را از پا انداخته بود، نه تنها توانایی ایستادن نداشت بلکه به سختی در بستر می‌نشست. صدای اذان به گوش رسید از مادر آب طلب کرد تا وضو بگیرد، حاضر نبود نمازش قضا شود. وضو گرفت و نماز را در بستر به حالت نشسته خواند. ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Abdolhossein MokhtabadAbdolhossein Mokhtabad - Baz Amadam (320).mp3
زمان: حجم: 18.5M
🍃🌸ایرانِ‌زیبا🌸🍃 🍃🌠شبانه ها🌠🍃 🍃🌴🌠💫🎧❣آوای زیبای : باز آمـدم… باز آمــدم… 🍃🌴🌠💫🎤استاد سید عبدالحسین مختاباد... 🍃❣🕊 باز آمـدم… باز آمــدم… از پیشِ آن یار آمـدم 🍃❣🕊در من، نگـر… در من، نگــر… بهرِ تو؛ غمخــوار آمدم 🍃❣🕊شـاد آمدم… شــاد آمدم… از جمله؛ آزاد آمدم… 🍃❣🕊چندین هزاران سال شد؛ تا من به گفتار آمدم! 🍃❣🕊آنجـا روم… آنجــا روم… بالا بُــدم… بالا روم… 🍃❣🕊آنجــا روم… آنجـا روم… بالا بُـدم… بالا روم… 🍃❣🕊بازم رَهان! بازم رَهـان! کاینجا؛ به زنهار آمدم 🍃❣🕊ما را به چشمِ سر؛ مبین… ما را به چشمِ دل؛ ببین… 🍃❣🕊آنجا بیـا؛ ما را ببین… کاینجا؛ سبک بار آمدم 🍃❣🕊من؛ مرغِ لاهوتی بدم… من؛ مرغِ لاهوتی بدم… دیدی که ناسوتی شدم 🍃❣🕊دامش ندیدم؛ ناگهان در وی گرفتار آمدم… 🍃❣🕊من؛ مرغِ لاهوتی بدم… دیدی که ناسوتی شدم 🍃❣🕊دامش ندیدم؛ ناگهان در وی گرفتار آمدم… در وی گرفتار آمدم… 🍃🌷📚از مولانا 🍃🇮🇷💚🤍❤️🇮🇷🍃 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝
🍃پدر مهربان شب هوا که تاریک می‌شود، تن‌ها در بسترها آرام می‌گیرند و چشم‌ها به خواب می‌روند؛ ولی تو دنیا را با نور چشمان بیدارت روشن نگه می‌داری و با بسترت زیاد انس نمی‌گیری. بیدار می‌مانی که در دل شب برای ما دعا می‌کنی تا آرام زندگی کنیم. ما خودمان مثل بچه‌های لجوج، حرفت را زیر پا می‌گذاریم و چوبش را هم می‌خوریم؛ ولی تو مثل آن پدرهایی نیستی که تازیانۀ سرزنش را برداری و بر روحمان فرود آوری. تو پَرِ دعایت را بر همۀ وجودمان می‌کشی تا لطافت زندگی را بچشیم. کار ما خراب کردن است و کار تو آباد کردن. شبت بخیر پدر مهربان! بهانه بودن 🖌محسن_عباسی_ولدی 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝
مهیا که از حاضر جوابی آن عصبانی بود شروع کرد به داد و بیداد ــــ تو با خودت چه فڪری کردی ها ?? من هر تیپی میخوام میزنم به تو چه تو وامثال تو نمیتونن چشاشونو کنترل کنن به من چه تاپسره می خواست جوابش را بدهد یکی از دوستانش از ماشین پیاده شد و اورا صدا زد ــــ بیا بریم سید دیر میشه پسره که حالا مهیا میدونست سید هست به طرف دوستانش رفت و سوار ماشین شد و از کنارش با سرعت گذشت مهیا که عصبانی بود بلند فریاد زد ــــ عقده ای بدبخت به طرف خانه رفت بی توجه به مادرش و پدرش که در پذیرایی مشغول تماشای تلویزیون بودن به اتاق ش رفت دو روز بعد مهیا درحالی که آهنگی زیر لب زمزمہ می ڪرد،در خانه را باز ڪرد واز پلہ ها بالا آمد وبا ریتم آهنگ بشڪڹ مے زد خم شد تا بوت هایش را از پا دربیاورد که در خانه باز شد با تعجب به دو مردی که با برانکارد و لباس های پزشکی تند تند از پله ها بالا می آمدن و وارد خانه شدند کم کم صداها بالا گرفت مهیابا شنیدن ضجه های مادرش نگران شد ـــ نفس بڪش احمد توروخدا نفس بڪش احمد پاهاے مهیا بی حس شدند نمیتوانست از جایش تکان بخورد مے دانست در خانہ چه خبر است بار اول ڪہ نبود. جرأت مواجه شدن با جسم بی جان پدرش را نداشت آن دو مرد با سرعت برانکارد که احمد آقا روی آن دراز کشیده بود بلند کرده بودند مهلا خانم بی توجه به مهیا به آن تنه ای زد و پشت سر آن ها دوید از.لاڪ.جیـغ.تـا.خـــدا * ادامه.دارد... 📎 با کانال بصائر در مسیر بصیرت افزایی ⏬👌⏬ 👇 ╔═.🍃.═══════╗ 🆔@Basaerr313 ╚═══════.🍃.═╝
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا