💠 مناسبتهای #ذی_القعده
🔆ماه ذی القعده یکی از ماههای حرام است که خداوند متعال در قرآن از آنها یاد کرده است. ماههای حرام عبارتند از ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب.
🔆از خصوصیات ماههای حرام این است که ثواب عمل خیر مضاعف و عقاب عمل حرام نیز دو چندان میگردد وجه تسمیه این ماهها به حرام بودن، این است که در این ماه هرگونه خونریزی و کشتاری متوقف میگردد. این حرمت را اعراب جاهلیت نیز برای این ماهها قائل بودند و در این ماهها از هر گونه جنگ و ستیزی خودداری میکردند اسلام این آئین را امضاء کرد و مهر تاییدی بر آن زد.
💠شیخ عباس قمی رحمه الله تعالی علیه در مفاتیح الجنان قسمت اعمال ماه ذی القعده می فرماید: بدان که روایت شده که هر که در یکی از ماههای حرام سه روز متوالی که پنج شنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد ثواب نهصد سال عبادت برای او نوشته می شود و هم چنین در بخش اعمال ذی القعده مضاعف شدن ثواب و عقاب اعمال در ماههای حرام را که به آن اشاره شد ذکر می نماید
💠اوّل ذیالقعده:
بنا بر نقلی، اوّل ذیالقعده سال 173 هجری، روز میلاد حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام)است.
💠یازدهم ذیالقعده:
روز یازدهم ماه (سال 148 هجری قمری) روز میلاد مسعود امام علی بن موسیالرضا(علیهما السلام) است.
💠بیست و سوم ماه ذیالقعده:
(سال 203) طبق برخی از روایات شهادت همان حضرت است و زیارت آن حضرت در چنین روزی مناسب است. (هرچند معروف در شهادت آن حضرت «آخر ماه صفر» است).
💠بیست و پنجم ماه ذیالقعده:
طبق روایتی از امام رضا(علیهالسلام) روز دحوالأرض است (روزی است که نخستین خشکیها از زیر آب - که تمام روی زمین را فراگرفته بود - سر برآورد و مطابق بعضی از روایات، نخستین جایی که از زیر آب بیرون آمد و خشک شد و سپس گسترش یافت، سرزمین «مکّه» و به خصوص محلّ «خانه کعبه» بود و لذا مکّه «امالقری» ]= مادر همه آبادیها[ نام گرفت).
💠آخر ماه ذیالقعده:
(سال 220 هجری قمری) روز شهادت امام نهم، امام محمدتقی(علیهالسلام)است که به زهر «معتصم عبّاسی» در بغداد مسموم و شهید گشت در حالی که بیش از 25 سال از عمر مبارکش نمیگذشت; بدن مطهّر آن حضرت را به کاظمین که نزدیک بغداد است آوردند و در کنار جدّ بزرگوارش امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) به خاک سپردند و انتخاب نام کاظمین بر آن شهر به همین مناسبت است (قبلاً آن جا را «مقابر قریش» مینامیدند).
https://eitaa.com/Basir_MN
سوال7️⃣1️⃣1️⃣ : چرا امام صادق(علیه السلام) در زمان انتقال قدرت از امویان به عباسیان، خلافت قبول نکرد؟
پاسخ :
قبل از پاسخ به این سوال، به این نکته اشاره کنیم که؛
در واقعه کربلا شخصی به نام حسن مثنی از فرزندان امام حسن مجتبی(عليه السلام) حضور داشت که مجروح شد و با وساطت اسماء بن خارجه فزاری، از معرکه بیرون برده شد.
او بعدها با دختر امام حسین(عليه السلام) ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد به نام عبدالله بن حسن مثنّیٰ معروف به عبدالله محض، که او نوه پسری امام حسن(عليه السلام) و نوه دختری امام حسین(عليه السلام) بود و از آن جایی که هم از جانب پدر و هم از جانب مادر نسبش به امام علی(عليه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله عليها) می رسيد، وی را عبدالله محض می ناميدند.
عبدالله چند پسر داشت که در بين آنها محمد از همه سرشناستر بودند.
عبدالله درباره ی محمد عقايد خاصي داشت و به همين دليل محمد نزد عبدالله بسيار با اهميت بود و عبدالله محض تقريبا عقيده داشت که مهدي موعود همان محمد است که او را نفس زکيه نامیده بود.
پس از قيام بنی عباس و استقرار خلافت در اين خاندان عباسی، محمد و ابراهيم، پسران عبدالله محض، از مدينه فرار کردند و منتظر يک نهضت عظيم شدند.
حکومت امویان منقرض شد و بنی عباس روی کار آمد، که در ابتدا حکومت عباسیان از سه برادر شروع شد.
ابراهیم و منصور و عبدالله سفاح!
که این سه تن فرزند محمد بن علی بن عبدالله بن عباس صحابی پیامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) بودند.
و این در حالی بود که پیروزی بنی عباس مدیون دو نفر از داعیان و مبلغان این نهضت بود.
یکی در عراق معروف به (ابوسلمه خلال) و یکی هم در خراسان معروف به (ابومسلم خراسانی)!
اولی ملقب «وزیر آل محمد» و دومی ملقب به «امیر آل محمد» بود.
در این بین، ابراهیم که فرزند ارشد بود توسط امویان باقی مانده ترور شد و وصیت کرد که عبدالله سفاح با اینکه از منصور کوچکتر بود به تخت سلطنت بنشیند.
ابو سلمه وزیر، از کار خود که بنی عباس را روی کار آورده بود، پشیمان شد و فکر کرد که خلافت را از آل عباس به آل ابو طالب باز گرداند، بهتر است.
پس نامه ای نوشت در دو نسخه، و محرمانه به مدینه فرستاد.
یکی را برای امام صادق(عليه السلام) و دیگری را برای عبد الله بن حسن مثنی!
و به مامور گفت که این دو نامه را مخفیانه به این دو نفر می دهی، در حالی که به هیچ یک از آنها اطلاع نمی دهی که به آن دیگری نیز نامه نوشته ام!
ابوسلمه برای هر کدام از اینها در نامه نوشت که خلاصه، کار خلافت در دست من است، اختیار خراسان به دست من است و نیز اختیار کوفه به دست من است، منم که تاکنون قضیه را به نفع بنی العباس برگردانده ام، اگر شما موافقت کنید، من اوضاع را به نفع شما می گردانم.
🔷عکس العمل امام(عليه السلام) و عبدالله محض :👇
فرستاده ابتدا نامه را به حضرت صادق داد(هنگام شب بود) و بعد به عبدالله محض.
عکس العمل این دو نفر سخت مختلف بود.
وقتی نامه را به امام صادق(عليه السلام) داد، گفت :
من این نامه را از طرف شیعه شما ابو سلمه برای شما آورده ام.
حضرت بلافاصله فرمود :
ابو سلمه شیعه من نیست.
فرستاده گفت : به هر حال نامه ای است، تقاضای جواب دارد!
حضرت نامه را نخواند و در حضور او جلوی چراغ گرفت و سوزاند و سپس فرمود :
به رفیقت بگو جواب نامه ات همین است!
https://eitaa.com/Basir_MN
ادامه مطالب :👇
👈فرستاده ی ابوسلمه از آنجا برخاست و نزد عبد الله محض رفت و نامه را به او داد و او بسیار خوشحال و مبتهج و مسرور شد.
صبح که شد عبد الله الاغش را سوار شد و به خانه امام صادق(عليه السلام) آمد.
امام صادق(عليه السلام) هم خیلی احترامش کرد و می دانست قضیه از چه قرار است!
حضرت حال قضیه را جویا شد و عبدالله جواب داد :
که این نامه ابو سلمه است که برای من آمده، نوشته است همه شیعیان ما در خراسان آماده هستند، برای اینکه امر خلافت و ولایت به ما برگردد، و از من خواسته است که این امر را از او بپذیرم.
مسعودی می نویسد که امام صادق(عليه السلام) به او فرمود :
♦️《متی کان اهل خراسان شیعة لک؟
انت بعثت ابا مسلم الی خراسان؟! و..》
از کی اهل خراسان شیعه تو شده اند که می گویی شیعیان ما نوشته اند؟!
آیا ابو مسلم را تو فرستادی به خراسان؟!
تو به مردم خراسان گفتی که لباس سیاه بپوشند و شعار خودشان را لباس سیاه قرار دهند؟!
آیا اینها که از خراسان آمده اند، تو اینها را به اینجا آورده ای؟!
اصلا یک نفر از اینها را تو می شناسی؟!عبد الله از این سخنان امام(عليه السلام) ناراحت شد و شروع کرد به مباحثه کردن با امام(عليه السلام)!
و به حضرت گفت : تو چه می گویی؟!
اینها می خواهند پسرم محمد را به خلافت برگزینند و او مهدی امت است.
حضرت فرمود :
به خدا قسم که مهدی امت او نیست و اگر پسرت محمد قیام کند قطعا کشته خواهد شد.
عبد الله بیشتر ناراحت شد و در آخر به عنوان جسارت گفت :
تو روی حسادت این حرفها را می زنی!
حضرت فرمود :
به خدا قسم که من جز خیرخواهی هیچ نظر دیگری ندارم، مصلحت تو نیست و این مطلب نتیجه ای هم نخواهد داشت.
بعد حضرت به او گفت :
به خدا ابو سلمه عین همین نامه ای را که به تو نوشته به من هم نوشته است ولی من قبل از اینکه بخوانم نامه را سوزاندم.
عبد الله با ناراحتی زیاد از حضور امام صادق(عليه السلام) رفت.
در این میان ابوسلمه با خدعه و تحریک ابومسلم خراسانی کشته شد و از میان برداشته شد.
و از این جریان نامه، کسی از بنی العباس اطلاع نداشت و نامه ای که عبدالله در جواب ابوسلمه نوشت بی جواب ماند.
اما همچنان عبدالله بر این کار اصرار داشت.
تا جایی که از فرزند خود به عنوان مهدی امت بیعت می گرفت و او را مهدی موعود معرفی می کرد و این در حالی بود که فرزند عبدالله توسط منصور که بعد از عبدالله سفاح به حکومت رسیده بود، کشته شد و قائله ختم شد.
🔷اما نتیجه این بود که ؛
ابو سلمه مردی بوده سیاسی نه شیعه و طرفدار امام جعفر صادق(عليه السلام)!
و به عللی که بر ما مخفی نیست، یک مرتبه سیاستش از اینکه به نفع آل عباس کار کند، تغییر می کند و طرفدار آل ابی طالب می شود.
از طرفی هم، از آنجایی که هر کسی را هم نمی شد برای خلافت معرفی کند، زیرا مردم قبول نمی کردند، و منتخب نیز نباید از حدود خاندان پیغمبر(صلي الله عليه و آله و سلم) خارج باشد، و یک کسی باشد که مورد قبول مردم باشد، و از آل عباس هم نباشد، پس در نتیجه که غیر از آل ابی طالب کسی را شایسته این منسب نمی دانست.
در آن زمان هم از آل ابی طالب هم دو شخصیت مبرز پیدا کرده بود :
عبد الله بن محض و حضرت صادق(عليه السلام)!
سیاست مآبانه یک نامه را به هر دو نفر نوشت که تیرش به هر جا اصابت کرد از آنجا استفاده کند.
بنابراین در کار ابوسلمه هیچ مساله دین و خلوص مطرح نبوده، و فقط می خواسته یک کسی را ابزار قرار دهد، و بعلاوه این کار، کاری نبوده که به نتیجه برسد، و دلیلش هم این است که هنوز جواب آن نامه نیامده بود که خود ابوسلمه از میان رفت و غائله به کلی خوابید.
و امام صادق(عليه السلام) با آن درک و بینش سیاسی خود، جوّ نامناسب را متوجه شد و مانند عبدالله عمل نکرد.
📚منابع :
۱)تاریخ طبری، ج۷، ص۳۲۹
۲)مروج الذهب مسعودی، ج۲، ص۲۵۸
۳)منتهى الامال قمی، ج۲، ص۴۳۵
۴)حیات فكرى و سیاسى امامان جعفریان، ص۳۴۲
۵)بحار الانوار مجلسی، ج۴۷، ص۱۳۳.
https://eitaa.com/Basir_MN
✳️برتر از #کیمیا
✍️از حضرت آیة الله العظمی آقا موسی شبیری زنجانی دامت برکاته ( از مراجع معظم تقلید) نقل شده است كه:
"در سفری كه حضرت امام و پدرم برای زیارت به مشهد مقدّس رفته بودند امام خمینی(ره) در صحن حرم امام رضا علیه السلام با سالك الی الله حاج حسنعلی نخودكی مواجه میشوند. امام امت(ره) كه در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت میشمارد و به ایشان میگوید با شما سخنی دارم. حاج حسنعلی نخودكی میگوید: من در حال انجام اعمال هستم شما در بقعه حرّ عاملی(ره) بمانید من خودم پیش شما میآیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی میآید و میگوید چه كار دارید؟
✍️امام(ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا(علیه السلام) كرد و گفت: تو را به این امام رضا (علیه السلام) اگر (علم) كیمیا داری به ما هم بده؟
✍️حاج حسنعلی نخودكی كه رضوان خدا بر او باد انكار به داشتن علم(كیمیا) نكرد بلكه به امام(ره) فرمودند:
اگر ما «كیمیا» به شما بدهیم و شما تمام كوه و در و دشت را طلا كردید آیا قول میدهید كه به جا استفاده كنید و آن را حفظ كنید و در هر جائی به كار نبرید؟
✍️امام خمینی(ره) كه از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان میبارید. سر به زیر انداختند و با تفكری به ایشان گفتند: نه نمیتوانم چنین قولی به شما بدهم❗️
✍️حاج حسنعلی نخودكی كه این را از امام(ره) شنید رو به ایشان كرد و فرمود:
حالا كه نمیتوانید «كیمیا» را حفظ كنید من بهتر از #كیمیا را به شما یاد میدهم و آن این كه:
1️⃣بعد از نمازهای واجب یك بار #آیة الكرسی را تا «هو العلی العظیم» میخوانی❗️
2️⃣و بعد #تسبیحات فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را میگویی ❗️
3️⃣و بعد سه بار سوره @توحید «قل هو الله احد» را میخوانی❗️
4️⃣و بعد سه بار #صلوات میگویی ❗️
5️⃣و بعد سه بار آیه مباركه؛
🌸«وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یجْعَل لَّهُ مخْرَجاً . وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یحْتَسِب وَ مَن یَتَوَكلْ عَلى اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ إِنَّ اللهَ باَلِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكلِّ شىْءٍ قَدْراً»؛(طلاق/2و 3)
(هر كس تقواى الهى پیشه كند خداوند راه نجاتى براى او فراهم میكند. و او را از جائى كه گمان ندارد روزى مىدهد، و هر كس بر خداوند توكل كند كفایت امرش را مىكند، خداوند فرمان خود را به انجام مىرساند، و خدا براى هر چیزى اندازهاى قرار داده است.) را میخوانی این از كیمیا برایت بهتر است.
https://eitaa.com/Basir_MN
از حضرت آیت الله العظمی بهجت نقل است:
از مرحوم شيخ عبدالنبى اراكى نقل شده كه در اراك، شبى در مدرسه بوديم، زنى پشت در آمد و اظهار داشت. بى پناهم و جايى ندارم و نمى توانم در اين وقت شب به جايى بروم.
هوا هم سرد بود، لذا به ناچار گفتم: بياييد داخل.
پس از ورود، گفتم: سفره ام آن جاست باز كنيد و نان بخوريد و در داخل حجره، كرسى هم داشتم، به او گفتم آن طرف بخوابيد و من مطالعه دارم. رفت، نان خورد و خوابيد
من هم مطالعه كردم، نان خوردم و در طرف ديگر كرسى خوابيدم. يك يا دو بار با فاصله، پاى آن زن با پاى من برخورد كرد، ديدم صلاح نيست زير كرسى باشم، از جا برخاستم و بيرون حجره رفتم و تا صبح در هواى سرد در حياط مدرسه ماندم و دور حياط مى گشتم تا اين كه صبح شد. از كارهاى ديگر آن زن مثل نماز و... اطّلاع ندارم.
هوا كه روشن شد، زن از اطاق بيرون آمد و رفت.
علم تعبير خواب من از ماجراى آن شب شروع شد .
https://eitaa.com/Basir_MN
حضرت معصومه سلام الله علیها ازدیدگاه بزرگان.ppsx
حجم:
2.8M
✳️ پاورپوینت حضرت معصوم سلام الله علیها از دیدگاه علما و بزرگان .
*کیفیت عالی،15اسلاید؛
https://eitaa.com/Basir_MN
💅 #درآمد_حاصل_از_کاشت_ناخن
❓ آیا درآمد حاصل از «کاشت ناخن» حرام است؟
✅ آرایش کردن زنان و کاشت ناخن و مژه برای آنها و اجرت گرفتن در برابر آن به خودی خود اشکال ندارد ولی اگر مطمئن باشد که او خود را به نامحرم نشان می دهد در صورتی که آرایشگری کمک به گناه محسوب شود و یا شرایط نهی از منکر فراهم باشد، از باب نهی از منکر جایز نیست.
""""""""""""""""""""""""""
استفتاء اینترنتی پایگاه اطلاع رسانی آیت الله خامنه ای، شماره استفتاء: 6rkp59n .
https://eitaa.com/Basir_MN
5.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ريشه گراني ها داخلي است يا تحريمهاي آمريکا؟
ترامپهاي داخلي
....
https://eitaa.com/Basir_MN