گاهے زندگـے یڪ آدم میشـود
معنی یڪ آیہ،
گاهے نگاهش کہ میکنے
انگار قرآن تفسیر میشـود
لبخنـد کہ میزنـد
میشـود خـودِ آیہ
[ اَشِدٰا عَلَی الْڪُفٰـار رُحَمٰـاء بَیْـنَـهُم ]
#ذوالفقار_سیـدعلی
#حاج_قاسم_سلیمانـی
#بہ_وقـتـــ_دلتنگـی💔
1_164624148.attheme
حجم:
94.2K
🌅 تم " شهید سردار حاج قاسم سلیمانی" تم سردار دلها حاج قاسم سلیمانی درایتا
🖤بفرست به عاشقان این بزرگوار..
#حاج_قاسم_سلیمانی
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
#انتقام_سخت
هادی دلها ❣
چه خوب است آدم اسیر هم که شد،
اسیر تــ💞ــو باشد...
دست دلش بند شود به دستان هدایت گرت..
#رفیق_شهیدم ؛ #ابراهیم_هادی
سلام،صبحتون شهدایی
جهان
با خنده هایت
صورت زیباتری دارد.....
بخند
این خنده های ماه🌙
کلی مشتری دارد...
#دلبرا_لبخند_تو_دل_میبرد
2.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الو الو کربلا
جواب بده بگوشم.......
بعضی تماشا کردند
بعضیا فقط خندیدند
آلو الو کربلا......
عجیبترین چیزی که من تا به حال دیده ام این بوده که چرا بعضی ها اینقدر دیر دلشان برای #امام_زمان (ع) تنگ می شود ...
#شهید_صدیقی
⚘﷽⚘
📎در_آغوش_امام_زمان
بعد از شهادت محمد تا چند روز در اردوگاه فقط نوارهای مداحی و مناجاتهای محمد را پخش میکردند،بیشتر مناجاتها و مداحیهای محمد در مورد امام زمان بود.
خیلی ناراحت بودم تا اینکه یک شب محمد را در خواب دیدم، خوشحال بود و بانشاط، لباس فرم سپاه بر تنش بود، چهرهاش خیلی نورانیتر شده بود؛
یاد مداحیهای او افتادم.
پرسیدم : محمد، این همه در دنیا از آقا خواندی،توانستی او را ببینی؟
محمد در حالی که میخندید گفت :
من حتی آقا امام زمان را در آغوش گرفتم.
#شهید_محمدرضا_تورجی_زاده
📎یادشهدا_باصلوات
📎اللهم_صل_علي_محمدﷺو_آل_محمدﷺو_عجل_فرجهم
─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─
#ماجرای.این.عکس.چیست؟
سمت راست: شهید حجت مقدم
نفر وسط: آقا عطا
سمت چپ: شهید مالک اوزمچلویی
شهادت: ۱۳۶۶/۱۱/۱؛ عملیات بیت المقدس ۲🌷
اما ماجرای عکس:
❄️زمستان سال شصت وشش عملیاتی به نام بیت المقدس دو در منطقه غرب کشور در کردستان صورت می گیرد در ساعات ابتدایی بامداد اول بهمن طی درگیری هایی در منطقه کوهستانی #ماووت عراق و در جنگ روبرو توسط تیر بار عراقی در تاریکی شب این دو شهید بزرگوار به شهادت میرسند🌷
🌹 همرزمان این شهدا این عزیزان رو زیر برف پنهان می کنند و به عقب برمی گردند اما آقا عطا و چند نفر دیگه می مانند تا حتما دوستانشون رو برگردونن...
روزها به خاطر داشتن دید توسط دشمن حرکتی نداشتن و در تاریکی شب و در اون برف و سرما و کوهستان، شهدا رو روی دوششون حمل میکردن...
سه.شبانه.روز طول میکشه تا به نیروهای خودی برسند و پیکرها رو تحویل بدن که اونجا این عکس و چند تا عکس دیگه به یادگار می مونه...
🍃دعای مادران شهدا 🌷همیشه پشت سر عزیزانی ست که نگذاشتند مادرها چشم انتظار بمانند
#سردار_بی_مرز 🦋
خاطرات شهید(حاج قاسم سلیمانی)🌷
♦️به روایت
#سردار دلگرمی #خانواده_مدافعان_حرم بود💔
با خواهر #شهید_علی_امرایی هم کلام میشویم. «اعظم امرایی» میگوید: «کار پدر و مادرم از جمعه تا امروز شده گریه. سردار، دلگرمی خانواده شهدای مدافع حرم بود.»😔
او از تیر ١٣٩۴می گوید، از لحظه شهادت سه شهید؛ «داعش در حال پیشروی بوده و #مدافعان_حرم، برای اجرای یک عملیات از منطقه درعا به سمت دمشق حرکت میکنند. برادرم علی، #ابراهیم_غفاری و #محمد_حمیدی با هم بودند که ماشینشان در اثر اصابت راکت منفجر میشود و هر سه نفر در یک زمان به #شهادت میرسند.😔 ماشینی که در آن #سردار_سلیمانی و چند نفر دیگر از مدافعان حرم بودند با فاصله ۱۷ دقیقه از ماشین برادرم به همان نقطهای میرسند که این سه نفر شهید شده و تکههای بدنشان در اطراف ماشین پراکنده شده بود.»💔
ما که آنجا نبودیم، اما همرزمان برادرم وقتی به دیدنمان آمدند ماجرا را روایت کردند. میدانم از جمعه تا الان، همه آن لحظات را چندبار مرور کرده اند و اشک ریخته اند.😔
سردار و همراهان وقتی در جاده به ماشین سوخته میرسند پیاده میشوند و از روی نشانهها متوجه میشوند این ماشین علی و دو نفر دیگر است. سردار جلو میرود و به بچهها میگوید کسی دست نزند☝️، تکههای بدن این سه شهید را خودم از لا به لای گدازههای ماشین جمع میکنم. بچهها اصرار میکنند اجازه بدهید ما جلو برویم. اما سردار میگوید بگذارید خودم این کار را انجام دهم. پیکر علی ما سوخته بود😭. هر چه میگردد از پیکرش جز یک دست، چیز دیگری پیدا نمیکند. انگشتر علی هنوز دستش بود💔. سردار، پیکر سوخته و مثله شده این سه نفر را لای پارچههای جداگانهای میپیچد. همرزمان میگفتند سردار با اشک تکههای بدن بچهها را جمع میکرد.😭 مدافعان حرم، دلیل اشکهای او را خیلی زود فهمیدند❗️ وقتی حاج قاسم سلیمانی به آنها گفت داعشیها برای ماشینی که من در آن بودم نقشه کشیده بودند.😞 ماشین علی امرایی و حسن و محمد را اشتباهی به جای ماشین ما زدند.»😭
حرف هایمان به اینجا که میرسد مادرشهید اشکها رااز صورتش پاک میکند و میگوید: «سردار زود بود برود. من مادرم، هنوزم داغدارم☝️. تا صدسال دیگر هم داغ علی برایم تازه است. اما خوشحالم که پسرم بلاگردان سردار شد. حاج قاسم باید میماند تا فقط با شنیدن نامش احساس امنیت کنیم. سردار باید میماند...»😔
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی