ولی دیگه قول قول از فردا صبح خودمو جمع و جور میکنم و به آغوش درس و زندگی برمیگردم.
شواهد گویای اینه که فقط بهخاطر من یه نفر متوقف نمیشه و بعداً وقت واسه غصه خوردن زیاده *
همیشه حسرت داشتن یه خواهر بزرگتر تو دلم بود، ولی ممنون که برام خواهری کردی. نور روزهای تاریک من، تولدت مبارک.💚
بچهها لطف میکنید اگر برای من و تمام کسایی که فردا و پس فردا کنکور دارن دعا کنید. امیدوارم هر کس به هر چی که براش تلاش کرده و لیاقتشه برسه.🌟
آنسویابرها.
خیره خیره به انتهای جاده نگاه میکنم و کسی چه میدونه شاید در انتظار شخصی، روزی یا حتی اتفاقی باشم. واقعاً ممنون از دامن مشکیِ شب و کویر که ستارهها رو برای مدت کوتاهی گذاشت تو دستام تا شاید احساس بهتری داشته باشم.
گفت یه نامه بنویسید واسه خودتون تو سن سی و پنج سالگی... بعد کلی پرحرفی، تو جملهی آخر فقط تونستم براش بنویسم "امیدوارم تا وقتی که نور مطلق رو پیدا نکردی دست از جستجو برنداری."