آنسویابرها.
این غروب از غروبهای جمعه هم دلگیرتره، یه تولد و یه سال دیگه رو بدون حضور صاحب تولد جشن گرفتیم.
این سکانس قابلیت اینکه حتی بدون دیالوگ هم قلب بیننده رو مچاله کنه رو داشت. این چشمها! :)
آنسویابرها.
«به اندازهی تمام آدمهای روی زمین زبانهای مختلف وجود داره. هر کسی به زبان خودش حرف میزنه. برای همینه که مردم حرف همدیگه رو بد متوجه میشن، یا بد تعبیر میکنن و به هم توهین میکنن.»
خب به نظرم فنگرلی دیگه کافیه. خوش گذشت، کامبک قویای بود به دوران نوجوونی.✨️
برگشت به خونه غمگینم کرد و بعد چند ساعت دلم تنگ شد. دلم میخواست بیشتر تو اون خاک مقدس بمونم.
چهارمین باری بود که راهیان نور میرفتم ولی این بار حس و حالی که داشتم خیلی شیرین و قشنگ بود. دوست داشتم این حال و هوا بیشتر ادامه پیدا کنه :))))))))