eitaa logo
آن‌سوی‌ابرها.
76 دنبال‌کننده
166 عکس
24 ویدیو
0 فایل
روزمره * تنها چیز قطعی این است که من منم. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_k8j4cpn&btn=ht
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سِدخارجی
48.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدئوی «حسبی الله» 🎵 محسن چاوشی @Sedkhareji✔️
آقای من، پیامی که دادی را به‌جان شنیدیم. تو را وارث اقتدار خمینی و حکمت خامنه‌ای یافتیم. تو برای دشمن، در هاله‌ای از ابهام و ناشناختگی بودی و این آن‌ها را می‌ترساند. حالا همه فهمیدند خامنه‌ای آنگاه که خود بخواهد شناخته شود، برای دشمنان از ناشناخته و مبهمش‌اش خوف‌انگیزتر است. و برای امت‌اش تکیه‌گاه‌تر. میخ اول را چنانکه تو محکم و استوار کوبیدی کس نکوبیده بود. تو، بی‌آنکه مقابل دوربین‌ها ظاهر شوی یا پشت میکروفون‌های خبری بنشینی، قلم بر کاغذ میگذاری و ناگهان تمام طرح‌های میلیارد دلاری ابرقدرت‌های جهان را خنثی میکنی. تو را خدا به ما بازگردانده. سلام بر تو، لحظه‌ای که متولد شدی، لحظه‌ای که خدایت نگاه داشت و لحظه‌ای که اینطور مقتدرانه مبعوث شدی! «مهدی مولایی» https://eitaa.com/m_molaie110
التماس دعای فراوان. دعا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان "عجل الله" فراموش نشه :)🤍
هدایت شده از MoWji 🦇
_با ما رسیدگان به یقین پس مایلید قمار کنید؟!
امشب تقابل مرگ و زندگی رو تو صدای پدافند و بارون دیدم.
هدایت شده از کاش‌ابر‌بودم.
دیگه حتی از منفجر نشدن خودم خوشحال نمی‌شم چون می‌دونم حالا که من نمردم و زنده‌ام یک‌سری آدم دیگه یکم اونورتر من الان زیر آوارن
هیچی عجیب‌تر از صدای انفجارهایی نیست که هی نزدیک و نزدیک‌تر میشه. هر لحظه اینطوری‌ای که، دیگه بعدی منم.
هدایت شده از Altair Star★
و تو اون لحظه میمونی بین اینکه شهادتین بخونی یا دعا برای اینکه محافظت بشه ازت و نجات پیدا کنی:)
وقتی میبینم چندتا ساختمون عقب‌تر رو زدن و امشب هم نوبت من نبود، ولی همون لحظه‌ها که صدا نزدیک میشد دلم خواست زندگی کنم احساس شرم میکنم. به هر حال کاش میلی به حیات نداشته باشم و به آرزوهایی که زندگی‌شون نکردم فکر نکنم.
از همون سر شب که پایین ساختمون با فاصله‌ی ده متری بالای سرم پدافند فعال شد و با تعجب به اون گوله‌های قرمز نگاه می‌کردم باید می‌فهمیدم چه شب زیبایی در انتظارمه.
روزی پونصدبار به این فکر می‌کنم تو خیابون و هرنقطه‌ی دیگه‌ی شهر و کشور از کنار چندتا آدم گذشتم، یا تو مترو کنار چندنفر نشستم که احتمالاً الان دیگه زیر این سقف بلند نفس نمی‌کشن و صاحب سنگ قبرهایی با پیشوند واژه‌ی شهید شدن و رو سنگ قبرشون محل شهادت رو نوشته "خانه". یا با چندتا نظامیِ خوش غیرت برخورد مستقیم و غیرمستقیم داشتم که بی‌ادعا جون‌شون رو کف دست‌شون گذاشتن و محل شهادت و قتلگاه‌شون همون "پست خدمت‌" شده...