هدایت شده از Altair Star★
و تو اون لحظه
میمونی بین اینکه شهادتین بخونی
یا دعا برای اینکه محافظت بشه ازت و نجات پیدا کنی:)
وقتی میبینم چندتا ساختمون عقبتر رو زدن و امشب هم نوبت من نبود، ولی همون لحظهها که صدا نزدیک میشد دلم خواست زندگی کنم احساس شرم میکنم. به هر حال کاش میلی به حیات نداشته باشم و به آرزوهایی که زندگیشون نکردم فکر نکنم.
از همون سر شب که پایین ساختمون با فاصلهی ده متری بالای سرم پدافند فعال شد و با تعجب به اون گولههای قرمز نگاه میکردم باید میفهمیدم چه شب زیبایی در انتظارمه.
روزی پونصدبار به این فکر میکنم تو خیابون و هرنقطهی دیگهی شهر و کشور از کنار چندتا آدم گذشتم، یا تو مترو کنار چندنفر نشستم که احتمالاً الان دیگه زیر این سقف بلند نفس نمیکشن و صاحب سنگ قبرهایی با پیشوند واژهی شهید شدن و رو سنگ قبرشون محل شهادت رو نوشته "خانه". یا با چندتا نظامیِ خوش غیرت برخورد مستقیم و غیرمستقیم داشتم که بیادعا جونشون رو کف دستشون گذاشتن و محل شهادت و قتلگاهشون همون "پست خدمت" شده...
ماموریت ناوگروه دنا با ۱۰۴ شهید گرانقدر که فقط پیکر مطهر ۸۴ شهید شناسایی شد و ۲۰ تن دیگر برای همیشه جاویدالاثر شدند، در تلاطم آبهای دوردست و غریبانه به پایان رسید. جوانان سفیدپوشی با میانگین سنی ۲۳ سال که هزاران مایل دور از وطن کاملاً غیرمسلح با شجاعت و ایستادگی حماسهای ماندگار بر سینهی دریا به جا گذاشتند :))))))