چهرهی مادر شهیدی که تابوت پسر جوونش رو بغل کرده بود هیچوقت فراموش نمیکنم. دلتنگی از چشماش چکه میکرد...
هدایت شده از Mind Palace.-
شهیدی شهید دیگر را دفن میکند، شهیدی شهید دیگر را روایت میکند و شهیدی شهید دیگر را پیروی میکند..
هدایت شده از ⭐
در آن خیل ماشینهای حامل شاعرانِ موج، توجهم به ماشینی جلب شد. زن تماما سیاهپوشی روی آن نشسته بود و از بین آن تابوتهای مزین به پرچم ایران، تابوتی را عمیقاً در آغوش گرفته بود. عمیقاً.
به صورت زن خیره شدم. آدمها رد میشدند و سهواً به من تنه میزدند اما من حواسم کاملاً پرت آن زن شده بود. چشمانش را یک لحظه دیدم و آنها خاموشترین ستارههایی بودند که در زندگیام دیده بودم؛ دو رود زلال از خلأ چشمانش جاری بودندد. نور ستارههایش را ناجوانمردانه خاموش کرده بودند. جای چنگهای روی صورتش نشان میداد در تابوتی که قصد دارد آن را در آغوش خود حل کند، پسر عزیزش خوابیده است. پسر ایران! آخرین غزلی که با دهها تن دیگر سرودید، غزل «مظلومیت پسران غریب دور از وطن» را هرگز فراموش نخواهم کرد.
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
فضای تهران، اساطیری است.
خیابانها شلوغ و مردم سرگرم خرید شب عید، صدای پدافند که با هواگردهای دشمن درگیر است، ناگهان چشم بر میگردانی: رژه ستونی از خودروهای شخصی با پرچم ایران و موسیقی متنِ «تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی»
این ملیترین دفاع میهنی تاریخ ایران است.
«مازیار خسروی»
@farsitweets
"انقدر جای تو خالیست که صدا میپیچد"...
یعنی باور کنم دیگه امسال قرار نیست صدای امیدبخش و تبریک سال نوی شما رو داشته باشیم؟!
امروز با شنیدن پیام نوروزی آقا به شعار "دست خدا عیان شد، خامنهای جوان شد" واقعاً ایمان آوردم.