🕊 شهید یعنی:
به خیر گذشت نزدیک بود بمیرد...
تو چه میکنی، این میانه خون برادرم؟
برای بیداری ما؟
آخ
یادم رفته بود
شهید بیدار می کند
شهید دستت را می گیرد
شهید بلندت می کند
شهید، شهیدت می کند
فکه و اروند یا دمشق و حلب یا صعده و صنعا...
فرقی نمی کند
شهید، شهیدت می کند؛ باور نمی کنی؟
حالا عکس را بزرگ کن،
بزرگتر
حالا زل بزن...
بیدار که بشوی،
جاده خاکی انحرافی رفته را بر می گردی
به صراط مستقیم...
شهادت میوه درختان جاده صراط مستقیم است.
یادت باشد: «شهید، شهیدت میکند».
#شهید_عباس_دانشگر
@Beyzai_ChanneL
از دور تو را دوست دارم
از دور؛
بی آنکه عطر تو را حس کنم
بی آنکه در کنارت باشم
بی آنکه دستانت را لمس کنم
تنها؛ «دوستت دارم...»
#جمال_ثریا✍
#سردارشهید_مهدی_زینالدین ❤️
#سردارشهید_مجید_زینالدین ❤️
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
از دور تو را دوست دارم از دور؛ بی آنکه عطر تو را حس کنم بی آنکه در کنارت باشم بی آنکه دستانت را لمس
#نحوه_شهادت_و_معرفی_قاتل_و_عاقبت_قاتل
سردار شهید «مهدی زین الدین» فرمانده لشکر ۱۷ امام علی بن ابی طالب (ع) در دوران دفاع مقدس، روز ۲۷ آبان سال ۱۳۶۳ در حالی که به همراه برادرش مجید، مسئول اطلاعات و عملیات تیپ دو لشکر ۱۷ ، برای شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت در حرکت بودند، در سه راه بوالحسن بر اثر کمین ضد انقلاب به شهادت می رسند.
تیم ضد انقلاب که باعث شهادت این دو برادر فرمانده شده بود، از گروه تروریستی خبات بود . گروهک خبات بر عکس دیگر گروه های مسلح در اون زمان ؛ تفکرات تند مذهبی داشت که اگر بخواهیم مقایسه کنیم ساختاری شبیه داعش رو پیاده کرده بود.
قاتل این دو برادر شهید این طور روایت میکنه که ؛ دقیقا زمانی که میخاستیم از سه راه بوالحسن رد بشویم ، یک خودروی سپاه رو دیدیم که در مقابل ما ظاهر شد و ما به سمت اون شلیک کردیم. مجید در لحظه ی اول به شهادت می رسد ولی مهدی از خودرو پیاده میشود تا تیراندازی کند که با توجه به حجم آتیش این عزیز هم در کنار برادر شهیدش، آسمانی میشود.
سر تیم ترور کننده این دو برادر شخصی بود به نام عبدالله اهل شهرستان بانه که بعد از اینکه متوجه می شود که فرمانده لشگر ایرانی رو شهید کرده به داخل عراق برمیگردد.
نحوه دستگیری عبدالله هم جالب و عجیب هست ؛ یک تیم ویژه از قرارگاه رمضان سپاه پاسداران در عراق بعد از اتمام ماموریت شون در هنگام برگشت در داخل خاک عراق و نزدیک مرز ایران، یک دسته مردم رو میبینن که در بین ش یک پیشمرگ حضور داره ( اون زمان هر گروهک کردی ، لباس خاص با رنگ خاص رو به عنوان لباس سازمانی استفاده می کردند)
عزیزان در تیم ویژه قرارگاه رمضان، اول فکر می کنند که این شخص در بین مردم از نیروهای مزدور عراقی در لباس کردی گروهک خبات هست و از ریسک دستگیری و گیر افتادن دو دل می شوند برای دستگیری این شخص ، در این حین یکی از بچه های تیم ویژه استخاره می کند و استخاره برای دستگیری این شخص خوب می آید و اون شخص کسی نبوده جز عبدالله قاتل سرداران شهیدان مهدی و مجید زین الدین.
البته بهانه دستگیری بدین صورت بوده که این تیم ویژه که بیش از حد مسلط به زبان کردی و عربی بودند ؛ در بین جمعیت ادعا می کنند که از سازمان اطلاعات عراق هستند و این شخص ( عبدالله ) مزدور نیروهای ایرانی در لباس کردی هست و باید برای توضیحات بیشتر به استخبارات عراق برده شود.
عبدالله که فکر میکرده در دست نیروهای عراقی هست ، برای اینکه از رشادت هایش برای نیروهای استخبارات عراق در به شهادت رساندن پاسداران بگوید با حالتی طلبکارانه میگوید که چطور من مزدور ایرانی هستم و ۳ روز قبل فرمانده لشگر سپاه ایران رو کشته ام و الان هم برای اینکه دستگیر نشوم به عراق برگشته ام.
بچه های تیم ویژه که متوجه میشوند منظور ایشان فرمانده لشگر ایرانی مهدی زین_الدین هست عبدالله را با دقت و سرعت به ایران می آورند.
عبدالله در ایران تحویل حفاظت سپاه ایران میشود و این ملعون به سزای اعمالش میرسد.
#نحوه_شهادت
#سرداران_شهید_مهدی_و_مجید_زینالدین ❤️
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
📸 تصویر «موسوی مجد» جاسوس محکوم به اعدام منتشر شد 💢 تصویری از محمود موسوی مجد، جاسوس محکوم به اعدام
🔹فتنه شاید از تبار آل طه بوده باشد...
سید بودن ملاک نیست
سید ابوالحسن بنی صدر...
سید صادق شیرازی...
سید میرحسین موسوی...
سید محمد خاتمی...
سید محمود موسوی مجد...
فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد
آه این ابلیس شاید روزی انسان بوده باشد
فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیز دندان
در لباسی تازه شاید فتنه چوپان بوده باشد
فتنه شاید در صف صِفین میجنگیده روزی
وا مصیبت فتنه شاید از رفیقان بوده باشد
@Beyzai_ChanneL
سید محمود موسوی مجد منو یاد غلام شمر ملعون میندازه
یقینا اگه ردشو بگیرن به افراد منافق و نفوذی اصلی میرسن...
@Beyzai_ChanneL
بنظرم نسل سوخته نه دهه شصتی ها هستن و نه هفتادیا. دهه هشتادیایی نسل سوخته اند که همه داریم جزغاله شدنشون رو میبینیم ولی نه کاری میکنیم و نه میدونیم باید چکار کنیم.
مصرف گل، فساد اینستاگرام، شبهات فضای مجازی و ...
@Beyzai_ChanneL
شهید محمودرضا بیضائی
✍️ #تنها_میان_داعش #قسمت_سی_و_یکم 💠 تمام تن و بدنم در هم شکست، وحشتزده چرخیدم و از آنچه دیدم سقف ا
✍️ #تنها_میان_داعش
#قسمت_سی_و_دوم
💠 چشمانم را بستم و با همین چشم بسته، #سر بریده حیدر را میدیدم که دستم روی ضامن لرزید و فریاد عدنان پلکم را پاره کرد. خودش را روی زمین میکشید و با چشمانی که از عصبانیت آتش گرفته بود، داد و بیداد میکرد :«برو اون پشت! زود باش!»
دوباره اسلحه را به سمتم گرفته بود، فرصت انفجار #نارنجک از دستم رفته و نمیفهمیدم چه شده که اینهمه وحشت کرده است. از شدت خونریزی جانش تمام شده و حتی نمیتوانست چند قدم مانده خودش را به سمتم بکشد که با تهدیدِ اسلحه سرم فریاد زد :«برو پشت اون بشکهها! نمیخوام تو رو با این بیپدرها تقسیم کنم!»
💠 قدمهایم قوت نداشت، دیوارهای سیمانی خانه هر لحظه از موج انفجار میلرزید، همهمهای را از بیرون خانه میشنیدم و از حرف تقسیم غنائم میفهمیدم #داعشیها به خانه نزدیک میشوند و عدنان این دختر زیبای #شیعه را تنها برای خود میخواهد.
نارنجک را با هر دو دستم پنهان کرده بودم و عدنان امانم نمیداد که گلنگدن را کشید و نعره زد :«میری یا بزنم؟» و دیوار کنار سرم را با گلولهای کوبید که از ترس خودم را روی زمین انداختم و او همچنان وحشیانه #تهدیدم میکرد تا پنهان شوم.
💠 کنج اتاق چند بشکه خالی آب بود و باید فرار میکردم که بدن لرزانم را روی زمین میکشیدم تا پشت بشکهها رسیدم و هنوز کامل مخفی نشده، صدای باز شدن در را شنیدم.
ساکم هنوز کنار دیوار مانده و میترسیدم از همان ساک به حضورم پی ببرند و اگر چنین میشد، فقط این نارنجک میتوانست نجاتم دهد.
💠 با یک دست نارنجک و با دست دیگر دهانم را محکم گرفته بودم تا صدای نفسهای #وحشتزدهام را نشنوند و شنیدم عدنان ناله زد :«از دیشب که زخمی شدم خودم رو کشوندم اینجا تا شماها بیاید کمکم!» و صدایی غریبه میآمد که با زبانی مضطرب خبر داد :«دارن میرسن، باید عقب بکشیم!»
انگار از حمله نیروهای مردمی وحشت کرده بودند که از میان بشکهها نگاه کردم و دیدم دو نفر بالای سر عدنان ایستاده و یکی #خنجری دستش بود. عدنان اسلحهاش را زمین گذاشته، به شلوار رفیقش چنگ انداخته و التماسش میکرد تا او را هم با خود ببرند.
💠 یعنی ارتش و نیروهای مردمی بهقدری نزدیک بودند که دیگر عدنان از خیال من گذشته و فقط میخواست جان #جهنمیاش را نجات دهد؟ هنوز هول بریدن سر حیدر به حنجرم مانده و دیگر از این زندگی بریده بودم که تنها به بهای #نجابتم از خدا میخواستم نجاتم دهد.
در دلم دامن #حضرت_زهرا (سلاماللهعلیها) را گرفته و با رؤیای رسیدن نیروهای مردمی همچنان از ترس میلرزیدم که دیدم یکی عدنان را با صورت به زمین کوبید و دیگری روی کمرش چمباته زد.
💠 عدنان مثل حیوانی زوزه میکشید، #ذلیلانه دست و پا میزد و من از ترس در حال جان کندن بودم که دیدم در یک لحظه سر عدنان را با خنجرش برید و از حجم خونی که پاشید، حالم زیر و رو شد. تمام تنم از ترس میتپید و بدنم طوری یخ کرده بود که انگار دیگر خونی در رگهایم نبود.
موی عدنان در چنگ همپیالهاش مانده و نعش نحسش نقش زمین بود و #داعشیها دیگر کاری در این خانه نداشتند که رفتند و سر عدنان را هم با خودشان بردند.
💠 حالا در این اتاق سیمانی من با جنازه بیسر عدنان تنها بودم که چشمانم از وحشت خشکشان زده و حس میکردم بشکهها از تکانهای بدنم به لرزه افتادهاند.
رگبار گلوله همچنان در گوشم بود و چشمم به عدنانی که دیگر به #دوزخ رفته و هنوز بوی تعفنش مشامم را میزد. جرأت نمیکردم از پشت این بشکهها بیرون بیایم و دیگر وحشت عدنان به دلم نبود که از تصور بریدن سر حیدرم آتش گرفتم و ضجهام سقف این سیاهچال را شکافت.
💠 دلم در آتش دلتنگی حیدر پَرپَر میزد و پس از هشتاد روز #فراق دیگر از چشمانم به جای اشک، خون میبارید. میدانستم این آتشِ نیروهای خودی بر سنگرهای داعش است و نمیترسیدم این خانه را هم به نام داعش بکوبند و جانم را بگیرند که با داغ اینهمه عزیز دیگر #زندگی برایم ارزش نداشت.
موبایل خاموش شده، حساب ساعت و زمان از دستم رفته و تنها از گرمای هوا میفهمیدم نزدیک ظهر شده و میترسیدم از جایم تکان بخورم مبادا دوباره اسیر #شیطانی داعشی شوم.
💠 پشت بشکهها سرم را روی زانو گذاشته، خاطرات حیدر از خیالم رد میشد و عطش #عشقش با اشکم فروکش نمیکرد که هر لحظه تشنهتر میشدم.
شیشه آب و نان خشک در ساکم بود و اینها باید قسمت حیدرم میشد که در این تنگنای تشنگی و گرسنگی چیزی از گلویم پایین نمیرفت و فقط از درد دلتنگی زار میزدم...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
@Beyzai_ChanneL
🎥پخش قسمت سوم ملازمان حرم فصل سوم(همسران) شهید مدافع حرم شهید نوید صفری
❤️روايتي از عاشقانه هاي ناتمام
با اجراي فضه سادات حسيني 📽
مجري طرح:شبكه اينترنتي نصر تي وي
پنج شنبه 17:30 و 21:30-
جمعه 12:30 و 17
و شنبه 7:30 شبكه افق سيما
@Beyzai_ChanneL
24.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴🎥 #جهان_مدیا|دوئل انقلابیهای مجلس با تاجگردون در مراحل پایانی
📽گزارش ویدئویی جهان// دست رد شورای نگهبان به مطالبات انقلابیون!/ اصرار اکثریت مجلس بر عمل به وصیت امام راحل/ احتمال اخراج تاجگردون از مجلس قوت گرفت
@Beyzai_ChanneL
🔴ماجرای رشوه آمریکاییها به ناخداهای نفتکشهای ایرانی
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام:
🔹ما در داستان ارسال بنزین به ونزوئلا، برادری را با اقتصاد ترکیب کردیم. اینگونه نبود که فقط بنزین بدهیم و پولی هم نگرفته باشیم. ما قبل از رسیدن کشتی های مان به ونزوئلا ما به ازای آن را گرفته بودیم.
🔹آمریکاییها آمدند به ناخداهای کشتیهای ما پیشنهاد و وعده پول دادند تا مسیرشان را عوض کنند اما این پیشنهادها بی شرمانه از سوی عزیزان ما مورد پذیرش قرار نگرفته و کشتیها به ونزوئلا رسید.
🔹کشتیهای ما در وسط مسیر بودند که برخی در داخل کشور گفتند باید کشتیها را برگردانیم زیرا احتمال جنگ وجود داشت اما مدیریت تحول خواه بچههای سپاه را بالا سر ناوهای آمریکاییها فرستاد تا بدانند دست ما بسته نیست.
@Beyzai_ChanneL
قالیباف: میتوان در یک برنامه ۵ ساله مشکلات را سر و سامان داد
رئیس مجلس در جلسه شورای نگهبان:
🔹نباید از این نکته غافل بود که مردم از عملکرد بعضی مسئولان ناراضی هستند.
🔹وظیفه مجلس، اجرایی نیست، اما اگر در بعد نظارت و تقنین درست عمل کند اتفاقات مبارکی میافتد.
🔹ما در خیلی از حوزهها نیاز به قانون جدید نداریم بلکه باید قانون به درستی اجرا شود.
🔹مجلس در حوزه تقنین دارای ایراداتی است و باید تحول را از درون خود مجلس شروع کنیم.
🔹فرایند قانونگذاری اشکال جدی دارد که باید اصلاح شود.
🔹با همه تجربیاتی که دارم معتقدم مشکلات را میتوان در یک برنامه ۵ ساله البته با اصلاح مدیریت سروسامان داد.
@Beyzai_ChanneL