هدایت شده از کلیسای هیولا †
ദ്ദി^.‸.^₎ بیاید یه بازی
“من تو جیبم چندتا مهره دارم، توی هرکدوم از این مهره ها یه معما هست“
بیا پیش من @Ley_dia و از 1 تا 7 یه عدد انتخاب کن من مهره رو برات باز میکنم و معمای داخلشو بهت میگم. اگه نتونستی حل کنی که هیچ —
اما اگه تونستی میریم معمای بعد و اگه تمام هفت تا معمارو حل کردی بهت یه تحفهای ناقابل پیشکش میکنم3:
› اگه فور کردی هم که ماچ به طرفین گونههات در روبوسی*
هدایت شده از کلیسای هیولا †
𓄳 𔓎
در تاریکی رشد میکنم و در نور میدرخشم. هر چه رنگ پریده تر باشم، بیشتر دوستم خواهند داشت. سازنده من هرگز حقوق نمیگیرد، اما هرگز اعتصاب و اعتراض هم نمیکند.
من چی هستم؟ مروارید
هدایت شده از کلیسای هیولا †
𓄳 𔓎
من نمی توانم به شما صدمه بزنم، اما می توانم شما را با به یادگار گذاشتن یک زخم ترک کنم. هیچ کس مرا نمی خواهد، اما همه مرا دارند. اما تو کسی هستی که میتوانی مرا ببینی.
من چی هستم؟ کابوس
هدایت شده از کلیسای هیولا †
𓄳 𔓎
پادشاه جنگل، نادر مانند طلا، سیاه مانند شب. در آب می رود، روی درختان می رود، در غارها می رود، روی زمین می رود. چنگال هایی مانند چاقو، دندان های شمشیری، غرش مرگ اما بی صدا چون موش.
او چیست؟
پلنگ سیاه (جگوار سیاه)
هدایت شده از کلیسای هیولا †
𓄳 𔓎
من هیچ هستم، من همه چیز هستم. من کاملا تاریک هستم، من درخشان ترین نور هستم. من گرسنه ام، سیر شده ام. من هیچ جا نیستم، همه جا هستم. من دیده نمی شوم، میلیون ها نفر مرا تماشا می کنند. من چی هستم؟
جهان هستی
هدایت شده از کلیسای هیولا †
𓄳 𔓎
سیاه تر از سیاه، سردتر از سرد، برخی چیزهای اینجا بیشتر از طلا ارزش دارند. چیست؟ فضا
هدایت شده از کلیسای هیولا †
𓄳 𔓎
همیشه در تو، گاهی بر تو. اگر من تو را محاصره کنم، می توانم تو را بکشم. من چی هستم؟ آب
هدایت شده از کلیسای هیولا †
𓄳 𔓎
من گاهی سفید هستم، اگرچه گاهی سیاه هستم. من تو را به آنجا می برم اما هرگز تو را برنمیگردانم. من چی هستم؟
ماشین نعش کش
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
به جای خارج شدن از شهر، موندن تو خونه رو ترجیح دادی. تو اسلحه، مهمات، ابزار، غذا ذخیره کردی. خونهات رو محکم کردی، پیشی های محلتون رو به گاراژ آوردی. یه ژنراتور پروپان داشتی و میتونستی یخچال/فریزر هاتو یه مدتی روشن کنی اونو نصب کردی چون سر و صدای کمتری داشت زامبیا متوجه چیزی نمیشدن. شروع کردی به پختن غذاهای فاسد شدنی و جیره بندی اونا بعدم کنسروشون کردی. یه دستگاه آبگیری هم داشتی که باهاش تنقلات تند و میوه ای درست کردی و توی شیشه و قوطی بسته بندیشون کردی. تو با همسایههای نزدیکت رابطه خوبی داری پس بهشون زنگ زدی و نظرسنجی کردید و برنامه ای برای غلبه بر موج وحشت اولیه پیدا کردید و بعد تصمیم گرفتید باهم تو خونه یا محل تجمع دیگهای در ارتباط باشید.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@ananasmi ۪ ׄ 𖫵