هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما تو آخرالزمان زامبی به هرج و مرج اهمیتی نمیدی اول وان و هر ظرفی که به دستت رسید رو پر آب میکنی بعد مطمئن میشی که خشاب همه اسلحه های گرمت پره، تمام کپسول های گازو پر میکنی. بعد به خواربار فروشی رفتی و کلی کالای خشک، کنسرو و مخلوط سس، گتورید، داروهای بدون نسخه تهیه کردی همرو ریختی تو خونه و سریع به فروشگاه سخت افزار رفتی و بعد از خرید تمام لوازم لیست اونارو تو گاراژ گذاشتی و مطمئن شدی همه چیز در امن و امنیته بعدهم درو قفل کردی و رفتی خوابیدی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@agrgandiks ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
فاز 1 ــ شیوع ــ 1 تا 2 روز
هدف اولت زنده موندن تو این دو روز بود
پس این ابزار هارو خیلی سریع جور کردی . به طبقه بالا رفتی و سینک و وان و تمام سطل هارو پر آب کردی بعدش رفتی جنگلای اطراف و چون مجوز داشتن اسلحه نداشتی یه گودال حفر کردی و اونارو به طور مجزا دفن کردی برگشتی و تمام پنجره هارو با پتوی ضخیم پوشوندی تا گاز کمتری به محیط داخل خونه برسه. هر نوری که توی خونه از بیرون قابل مشاهده باشه رو مهار کردی وظیفت این بود که دو روز بدون سر و صدا زنده بمونی، کاملا ساکت و آروم نشستی برای فاز دو برنامه ریزی کردی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@Epobangpo2 ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو دیگه نگران چیزی نبودی، دیگه نگران نبودی چه اتفاقی قراره از این لحظه به بعد بیوفته، پس چمدون هاتو جمع کردی و به کوههای اورال فرار کردی.
اونجا جنگل های زیاد، ماهیها و شکار های فراوونی وجود داره و مردم خیلی کمی هم اونجا هستن پس شانس زنده موندنت خیلی بالاست.
ׄ ׅ ๋ ᜆCareless Whisper ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
باید سلاح پیدا میکردی، کل خونه رو زیر و رو کردی تا اسلحه هایی که قبلا استفاده نکردی رو پیدا کنی باید شروع به یادگیری تیراندازی میکردی. مهارت شمشیر بازی میتونست مفید باشه اما سلاح گرم بهتر بود . بعد از جمع اوری یه زرادخونه تبدیل به یه استاد زامبی کش شدی و اماده سلاخی زامبی بودی
ׄ ׅ ๋ ᜆ@physics_01 ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما یه خاکریز به عمق سه متر اطراف ملک خودت میسازی و اسلحهی ماوزر خودتو برای شلیک به سر زامبیا در فاصله ۵۰ تا ۹۰ قرار میدی ،تا زمانی که دموکرات زامبی هارو در معرض انقراض قرار بده همونجا میمونی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@Liya_Vinson ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو و دوستات یه تیم تشکیل دادین تا برید و ساختمون هارو پاکسازی کنید. کلی مواد منفجره و نارنجکهای دستساز درست میکنید و آخرشم توی یکی از همین پاکسازیا دوستات رو از دست میدی ولی برای همیشه توی قلب ادمای اونجا میمونید.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@ArkaWorld ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو فقط درحال کمک کردنی. وسیلههای سنگین رو میاری جلوی درهای ورودی اصلی. راهروها رو تمیز میکنی. به کسایی که نگهبانی میدن سرمیزنی. همین باعث میشه بعضیا دوست داشته باشن و بعضیا فکر کنن میخوای توی کارشون دخالت کنی یا بدتر اونا رو بکشی. اما یه روز جون یه بچه رو نجات میدی چون مامانش زامبی شده بود و خودت بخاطر اون میمیری. حالا همه میگفتن چه آدم خوبی بود اما چون زامبی شدی دیگه اجازه ورود به شهر بازماندگان رو بهت نمیدن.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@shouldbe ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو کسی هستی که تکتک جزئیات اونجا رو نوشته. لیست آدما، رفتارهاشون، حدسیاتشون. همهچیز رو. بخاطر همین با نوشتههای تو اون ادما تونستن کسایی که میرفتن از قصد در واحدها رو میشکوندن تا زامبیا بهشون حمله کنن و تعداد بیاد پایین و غذا بیشتر مصرف نشه رو پیدا کردن.
ׄ ׅ ๋ ᜆدر میان قفسههای کتابخانه ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو فکر میکنی با زامبیا میشه دوست شد. پس تمام خطرات رو به جون میخری و از خونت میزنی بیرون. میری با یه بلندگو وایمیسی روی یه ماشین و داد میزنی و میگی "هی ما دوست شماییم. بیاید با هم صحبت کنیم و اگر گشنتونه پیتزا بخوریم" اما انگاری اونا دوستت نیستن و به قصد خوردنت دارن بهت حمله میکنن.
ׄ ׅ ๋ ᜆهیراد بوسوکسون ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
میدونی باید چیکار کرد اما اصلا حرفی نمیزنی. خبر داری کی به گروه خیانت کرده. اون یکی هم بچش خیلی جیغ میزد. اون خانومه هم معلوم نبود پا داره یا سم که بالا سرت اون همه سر و صدا میکرد. پس یواشکی خوراکی میدزدیدی تا بتونی از ساختمونت و بعد هم از اون شهر فرار کنی. اما وسطش پشیمون شدی و تصمیم گرفتی دیگه اصلا از واحدت بیرون نیای چون زامبیای توی ساختمونت داشتن زیاد میشدن. و با خودت میگفتی وقتی از پس اینا برنیای چجوری میتونی بری بیرون؟ آخرشم گاز آلوده تمام ساختمون رو پر کرد و همونجا کنار گلهات که اونا هم خشک شدن مردی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@YOU_and_MEE ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما میری پشت بوم تا حواست باشه و هر زامبیای که اطراف خونه میپلکه رو بکشی اما بیشتر برای این رفتی که بتونی هرموقع خواستی سیگار بکشی. خیلی وقت پیش واکینگ دد دیدی. پس تنها کاری که کردی این بود که دستات رو باند پیچی کردی که یه وقتی گازت نگیرن همین.
آخرشم وقتی همه فرار کردن شهرو اتیش زدی و از الودگی پاک کردی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@shabnam_sobhghahi ۪ ׄ 𖫵