eitaa logo
تقدیمی‌ها
47 دنبال‌کننده
500 عکس
1 ویدیو
18 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما توی خونه می‌مونی و درهارو قفل می‌کنی پرده هارو می‌کشی و صدای خونه رو به حداقل ممکن میرسونی تا زامبی ها متوجه حضورت توی خونه نشن، تو هیچ سلاحی نداری اما چاقوی آشپزخونه و یه تبر توی آلونک و چیزایی داری که بتونی با یه زامبی برخورد کنی. بلافاصله بطری های آب رو پر می‌کنی و تمام وسایل الکترونیکی خودتو شارژ می‌کنی چون ممکنه آب و برق زیاد دووم نیارن. وقتی غذای خونه‌ات تموم شد به خونه‌ی همسایه هات در صورتی که زامبی شدن و مکانشون قبلا مورد حمله قرار گرفته میری و آذوقه جمع میکنی و با نقل مکان از خونه به خونه یا حومه به حومه بقیه روزاتو تا پاک شدن شهر سپری میکنی. ׄ ׅ ๋ ᜆ@Danceintheautumnwind ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
اولا... یک در تریلیون شانس وجود نداشت که تو گربه‌های خونگیت رو تنها بذاری و بری. تا حدودی احساس خوش‌شانسی می‌کردی که مردم افتادن به جون هم اما به هرحال مهم نبود، تو طرح فاجعه– آم بله تو طرح شگفت انگیز خودتو داشتی. میدونستی زامبیا بلد نیستن از سنگر رد بشن پس دور تا دور خونه‌ات رو به این شکل تردمیل چیدی و نشستی به نوشتن کتابت ادامه دادی ... ׄ ׅ ๋ ᜆ@cannibalism7 ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو روی تله‌های امنیتی لیزری سرمایه‌گذاری می‌کنی طوری که اگه یه زامبی از آستانه عبور کنه توی همون محل بهش شلیک می‌شه، بعد یه حلقه عمیق توی زمین به عمق ۱۲ فوت و۵۰ فوت ضخامت حفر می‌کنی‌ و لبه اونو با آب پر می‌کنی و یه پل متحرک درست می‌کنی پل متحرک با یه درب باز کن گاراژ که مثل جاکلیدی قلاب شده کار می‌کنه و برای اینکه اشیا یا موجودات زنده توی اون آب عمیق گم نشن حصاری بلند می‌کشی اگه هم لازم باشه به خارج از قلمرو بری یه تفنگ دستی با خودت حمل میکنی. ׄ ׅ ๋ ᜆ@the_library ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو مطمئنی که نیروی دریایی تنها سنگر شکست ناپذیر در برابر زامبیا هست. پس یه مسیر فرار به سمت یه ساحل خلوت تو ساحل غربی پیدا میکنی و با یه قایق بادبانی که به طور ایمن تو اسکله‌ی خشک پنهان شده از اون منطقه فرار میکنی. با دستگاه آب‌ساز اسمز معکوس نمک‌زداییِ آب دریا جون خودتو نجات میدی و تا پاک شدن شهر تو جزیره خودتو قرنطینه میکنی. ׄ ׅ ๋ ᜆ@shizuzuka ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
خب شما یکم متفاوت عمل میکنی، یه زامبی رو برمیداری میاری خونه و به صندلی میبندی چون میخوای یه ازمایش انجام بدی و باور داری که تستت جواب میده و قصد داری که زامبی 6 جای مختلف بدنتو گاز بگیره ( دو طرفه گونه‌ها، بازوها، پاها) اجازه میدی زامبی پوستت رو گاز بگیره اما نه در حد پاره کردن بعد شب بخیر میگی و چشماتو میبندی، بعد از هفت ساعت چشماتو به عنوان یه زامبی باز میکنی، تو مُردی! اما مغز انسانو داری. دیگه زامبیا باهات کاری ندارن و چون مغز انسانیتو حفظ کردی میتونی با انسان هاهم ارتباط بگیری. ׄ ׅ ๋ ᜆ@Deadstars ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما و دوستات تصمیم می‌گیرید گروهی از شهر خارج بشید این بهتر بود چون وسایل، بار و سلاح هاتون رو به اشتراک می‌ذاشتید. تو یه کوله پشتی بزرگ برداشتی داخلشو با کنسرو و بطری آب و غذای بدون تاریخ انقضا پر کردی چون قرار بود مدت زیادی از دست اون مرده‌ متحرکا فرار کنی اولش قرار بود با ماشین برید اما چون قرار بود از مسیر جنگل رد بشید دوچرخه تاشو انتخاب بهتری بود. سلاح گرم و عالی از نظر تو گلاک و صدا خفه‌کن بود چون میدونستی زامبیا مجذوب صدا میشن، اولی خوب بود اما دومی یکم سنگین بود پس اولی رو با یه تک تیرانداز برداشتی و اینا برای چیدن و پر پر کردن زامبیا عالی بود. ׄ ׅ ๋ ᜆ@yooohahaha ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو منتظر نموندی که به زامبی تبدیل بشی یا دولت بیاد نجاتت بده، اول بررسی کردی که چندتا زامبی اطراف محلتون هست مرحله بعد از شر همشون خلاص شدی بعد رفتی 6 تا گوپنیک جمع کردی و از جیپ بچه های محلتون استفاده کردی تا در اسرع وقت از شهر دور بشی بعد دنبال پادگان گشتی تا مقداری سلاح و مهمات برداری و قصد داشتی به سمت فضای باز که تراکم جمعیت کمتره و منبع آب تو اون نزدیکیا هست بری. ׄ ׅ ๋ ᜆ@Strange_lonely_duck2 ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
خب شما حوصله زامبی مامبی و فرار کردن نداشتی، پس یه مکان امن و مطمئن پیدا کردی با غذای فراوون و آب. هر روز به بالای پشت بوم می‌رفتی و به سر 20 زامبی شلیک می‌کردی و دنبال راهی بودی تا اسلحه رو بین همسایه هات تقسیم کنی و اونام همین کارو انجام بدن عقیدت این بود که برخلاف مفهوم بی اساس احمقانه زامبیا هیچوقت شروع به کشتن همدیگه نمی‌کنن پس تنها اولویت کشتن روزانه‌‌ی تعداد معینی از زامبی ها بود تا زمانی که سیاره بازپس گرفته بشه. ׄ ׅ ๋ ᜆ@tv_girll ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو تصمیم گرفتی توی خونه درختیت بمونی چون با ستون های بلندی از سطح زمین فاصله داره و برای رسیدن به درهای بیرونی نرده چوبی لازمه که هروقت نیاز داشته باشی بازش میکنی و هیچ راه ورودی از پنجره هم وجود نداره و چیزهایی مثل غذا، آب، مشعل، رادیو، باتری، ابزار رو در اختیار داشتی. لطفا شبا تو خیابون پرسه نزن چون اون موقع زنده ها خطرناک تر از زامبیا هستن. ׄ ׅ ๋ ᜆ@WeNormal ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شهر رو هرج و مرج پوشونده سگ ها و حیوونا در حال جویدن بدن های سیاه شده و پوشیده از مگس روی زمین هستن سربازا با تجهیزات با مسلسل و شعله انداز تلاش میکنن خیابونارو پاکسازی کنن. حتی آدماهم به هم رحم نمی‌کردن. آتیش سوزی جاهای مختلف شعله ور هست اما هیچ آتش نشانی‌ای حاضر نشده وییژژژژ— در خونه رو می‌بندی با خودت میگی من باید یه آلامور تو زیرزمین خونم بسازم جایی که بتونم خودمو دور از زامبی ها با آب و غذا حبس کنم. چقدر قوی هستن؟ نمیدونم– ابزارایی مثل چاقو، تبر و چکش برای ساخت و ساز کافی نیست، تپانچه و تفنگت رو برداشتی از دودکش آجری پایین اومدی سوار ماشین شدی و استارتو زدی نمیدونستی داری کجا میری. کارخونه؟ متروکه؟ پناهگاه؟ مهم نیست فقط باید دور می‌شدی ׄ ׅ ๋ ᜆ@Shhh_Dear ۪ ׄ 𖫵