هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
فقط 24 ساعت دیگه مونده بود تا ویروس زامبی به شهر شما برسه پس تا جای ممکن پول برداشتی و با رفیقت کارارو تقسیم کردی، رفیقت کالاهای کنسرو شده، دونه های گیاهی، سیستم تصفیه آب، دارو و لوازم رایج رو میخره و تو یک ژنراتور، سوخت، پنل خورشیدی تعداد زیادی باتری، مصالح ساختمانی برای تقویت استحکام خونه خریدی. فلسفهی سلاح خیلی مهم بود و در نهایت سلاحایی رو برداشتی که غوغا به پا میکرد. شمشیر و نیزه و تبر برای خرد و خاکشیر کردن سر زامبیا انتخاب عالیای بود.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@Birch_daily ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
اگه قرار باشه از ایالات متحده آمریکا شروع بشه تو اذیت نمیشی چون حدود 6 ماه طول میکشه تا به منطقه شما برسه، اما اگه اینطور نبود، تو یه منطقه دور از شهر یه کلیسای فرسوده و یه کلبهی قدیمی پیدا میکنی و هر بطریای که پیدا میکنی رو با آب پر میکنی و به اون مکان میبری بعد از جمع کردن انواع مواد غذایی وقتی هرج و مرج شروع شد خانوادهات رو برمیداری و سریع از اونجا خارج میشی و به مکان امنت میری.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@asemoonandangel ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما زامبی مامبی رو کلا ایگنور کردی. الان بهترین فرصته تا بشینی یه جا فیلمایی که دانلود کردی رو ببینی و اصلا توجهی به این نداشته باشی که هر لحظه ممکنه برقها قطع بشه یا از بیغذایی بمیری. از همون چندتا گونی برنجی که تو انباری هست استفاده میکنی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@heeustfaa ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما میری به افراد سالمند اونجا کمک میکنی. سعی میکنی آرومشون کنی و باهاشون حرف بزنی. همه اونجا خیلی دوستت دارن. اما زیادی فداکاری. یه روز که میری به خانومای پیر سر بزنی یهویی میبینی یکیشون جای زخم داره و قبل اینکه بتونی ریاکشن نشون بدی اون تبدیل میشه و میافته دنبالت. بعدشم که زامبی میشی و میری به همهی اون خانوم و آقاهای پیر حمله میکنی.
ׄ ׅ ๋ ᜆglori ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
از دستگاهای جوشکاری برای ساختن کلتروپهای خونگی استفاده میکنی و اطراف قسمت بیرونی یه مخفیگاه درست میکنی بعد شروع میکنی دنبال بازماندگان میگردی و بهشون نحوه استفاده از سلاح رو اموزش میدی و بعد باهم تیم تشکیل میدین و به شکار زامبی میرید.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@ahzendegi ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما خیلی مهربونی و از اونایی که معتقدی زامبیا هم حق زندگی دارن. پس میری همسایه واحد رو به رویی که زامبی شده رو با هزار بدبختی گیر میندازی تا به عنوان زامبیخونگی نگهش داری اما خب اون حرف گوش کن نبود و گازت میگیره و تو هم زامبی میشی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@amandachanel ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما گفتی احتمالا این همهگیری زامبی به خاطر هالووینه و زیاد جدی نگرفتی. میدونستی کاری از دست دولت یا ارتش برنمیاد با خودت گفتی یا انگشتامو رو هم میذارم و به زندگی ادامه میدم و اقدامات احتیاطی رو انجام میدم یا اگه آذوقم تموم شد فرار میکنم و برمیگردم پیش خانوادم.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@tedybearrr ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو تصمیم میگیری دور تا دور خونه رو تله گذاری کنی. برای همین یه پناهگاه توی خونت درست کردی و هر وسیلهای که بنظرت به کارت میاومد و میتونستی ازش به عنوان سلاح استفاده کنی رو دور خودت چیدی. با بقیه همسایهها هم اصلا کاری نداری و فقط از همسایه بالایی که یکی دو بار دیدیش سهم روزانه غذات رو میگیری.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@its_Adra ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو به همه میگی "آرامش خودتونو حفظ کنید دوستان این یه شرایط مقطعیه و به زودی درست میشه. فقط هرجا احساس کردید قتل لازمه صدام کنید" درحالیکه خودتم ترسیدی. به کسی نگفتی ولی اون تفنگی که گم شده دست توعه. به هیچکس تقریبا اعتماد نداری و هرکسی که ذره ای به آلوده بودن مشکوک باشه رو میکشی.
ׄ ׅ ๋ ᜆ@aafkarrr ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
فاز 2- 1 تا 3 ماه به جایی امن برو.
فاز 2 درمورد ترک خونه بود شما توی فاز اول از دست زامبیا زنده موندی و برنامه ریزی کردی که باید کجا بری حالا وقتش بود. وسایلتو اماده کردی همه جای بدنت رو پوشوندی(دستکش، کلاه ایمنی، عینک به همون اندازه چرم ایده آل بودن) برای مقصد دنبال سه چیز بودی : مناطق خالی یا کم جمعیت، حومه ها، خطوط ساحلی جزایر. جاهای قابل دفاع قلعه ها و صومعه ها بودن اما ترجیح دادی جایی رو انتخاب کنی که زمینی برای رشد غذا داشته باشه. توی مسیر به پلن هات فکر میکردی و یه پلن C هم داشتی (آتیش زدن شهر)
ׄ ׅ ๋ ᜆ@Mywordsll ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو از اون دسته ادما نبودی که بشینی دعا بخونی و بعدم خداحافظی کنی ویروس زامبی یه فاجعه جهانی بود اما تقریبا قابل زنده موندن بود پس تصمیم گرفتی از طرح بقای خودت عقب نمونی.
گالنهای آب رو داخل ون بزرگت ذخیره کردی، بسته های MRE خریدی اینا بهترین جیرهی غذایی بودن، داخل کانتینر لوازم اضطراری مهمات، انواع مواد منفجره، تفنگ ساچمهای، چاقو، سوخت اضافه و غیره بارگذاری کردی. یه مکانی داشتی که 600 مایل دور تر بود حتی با وجود آسیب های عمدهی زیرساختی تعمیرش کردی یه زیرزمین داشت که مثل پناهگاه بود، آب شیرین، انواع غذاهم مهیا بود به طور کلی تو بیشتر نگران اراذل و اوباش بودی تا زامبیا.
ׄ ׅ ๋ ᜆMy nature ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما میای وسط غوغای آخرالزمان زامبی دنبال دلیل میگردی و شیمی در موجودات بیولوژیکی رو تو آزمایشگاه از نو بررسی میکنی.
وقتی یه چیزی میمیره شروع به پوسیدگی میکنه وقتی این اتفاق میوفته پروتئین شروع به مایع شدن میکنه به عبارتی اونا قایق میشن و پاروها تبدیل به آب میشن پس.. تو میای ثابت میکنی مولکول آدنوزینتریفسفات که مثل یه باتری برای سلوله اگه آب توش دوباره پر بشه دیگه زامبیای وجود نداره✓
ׄ ׅ ๋ ᜆ@Alienshouse ۪ ׄ 𖫵