eitaa logo
تقدیمی‌ها
47 دنبال‌کننده
500 عکس
1 ویدیو
18 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو و دوستات یه تیم تشکیل دادین تا برید و ساختمون هارو پاکسازی کنید. کلی مواد منفجره و نارنجک‌های دست‌ساز درست میکنید و آخرشم توی یکی از همین پاکسازیا دوستات رو از دست میدی ولی برای همیشه توی قلب ادمای اونجا می‌مونید. ׄ ׅ ๋ ᜆ@ArkaWorld ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو فقط درحال کمک کردنی‌. وسیله‌های سنگین رو میاری جلوی در‌های ورودی اصلی. راهرو‌ها رو تمیز می‌کنی. به کسایی که نگهبانی میدن سرمی‌زنی. همین باعث میشه بعضیا دوست داشته باشن و بعضیا فکر کنن میخوای توی کارشون دخالت کنی یا بدتر اونا رو بکشی. اما یه روز جون یه بچه رو نجات میدی چون مامانش زامبی شده بود و خودت بخاطر اون میمیری. حالا همه میگفتن چه آدم خوبی بود اما چون زامبی شدی دیگه اجازه ورود به شهر بازماندگان رو بهت نمیدن. ׄ ׅ ๋ ᜆ@shouldbe ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو کسی هستی که تک‌تک جزئیات اونجا رو نوشته. لیست آدما، رفتارهاشون، حدسیاتشون. همه‌چیز رو. بخاطر همین با نوشته‌های تو اون ادما تونستن کسایی که می‌رفتن از قصد در واحدها رو می‌شکوندن تا زامبیا بهشون حمله کنن و تعداد بیاد پایین و غذا بیشتر مصرف نشه رو پیدا کردن. ׄ ׅ ๋ ᜆدر میان قفسه‌های کتابخانه ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو فکر می‌کنی با زامبیا میشه دوست شد. پس تمام خطرات رو به جون می‌خری و از خونت می‌زنی بیرون. میری با یه بلندگو وایمیسی روی یه ماشین و داد می‌زنی و میگی "هی ما دوست شماییم. بیاید با هم صحبت کنیم و اگر گشنتونه پیتزا بخوریم" اما انگاری اونا دوستت نیستن و به قصد خوردنت دارن بهت حمله میکنن. ׄ ׅ ๋ ᜆهیراد بوسوکسون ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما جنوب غربی لوئیزیانا زندگی میکنی و اگه آخرالزمان زامبی اتفاق می‌افتاد به سادگی درو قفل میکردی و نتفلیکس تماشا می‌کردی جنوب غربی لوئیزیانا هواش گرم و مرطوبه، دمای روزانه 30 درجه سانتیگراد تا 33 درجه سانتیگراد متغیره و رطوبت به 90 درصد میرسه و اون منطقه سهم کافی از حشرات و پشه ها رو داره به طور خلاصه جنوب غربی لوئیزیانا یه اکوسیستم ضعیف برای زامبی هست. حدود یه هفته مشکل زامبی های شما خود به خود حل میشه در واقع خود زامبیا مشکلی ندارن، مشکل پاک کردن آشفتگی نفرت انگیزیه که اونا پشت سر گذاشتن. ׄ ׅ ๋ ᜆ@lm_jast_me ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
میدونی باید چیکار کرد اما اصلا حرفی نمی‌زنی. خبر داری کی به گروه خیانت کرده. اون یکی هم بچش خیلی جیغ می‌زد. اون خانومه هم معلوم نبود پا داره یا سم‌ که بالا سرت اون همه سر و صدا می‌کرد. پس یواشکی خوراکی می‌دزدیدی تا بتونی از ساختمونت و بعد هم از اون شهر فرار کنی. اما وسطش پشیمون شدی و تصمیم گرفتی دیگه اصلا از واحدت بیرون نیای چون زامبیای توی ساختمونت داشتن زیاد می‌شدن. و با خودت می‌گفتی وقتی از پس اینا برنیای چجوری میتونی بری بیرون؟ آخرشم گاز آلوده تمام ساختمون رو پر کرد و همونجا کنار گل‌هات که اونا هم خشک شدن مردی. ׄ ׅ ๋ ᜆ@YOU_and_MEE ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
شما میری پشت بوم تا حواست باشه و هر زامبی‌ای که اطراف خونه می‌پلکه رو بکشی اما بیشتر برای این رفتی که بتونی هرموقع خواستی سیگار بکشی. خیلی وقت پیش واکینگ دد دیدی. پس تنها کاری که کردی این بود که دستات رو باند پیچی کردی که یه وقتی گازت نگیرن همین. آخرشم وقتی همه فرار کردن شهرو اتیش زدی و از الودگی پاک کردی. ׄ ׅ ๋ ᜆ@shabnam_sobhghahi ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
به خاطر شیوع ویروس زامبی و گاز سمی تمام محصولات زمین‌ها آلوده شده و قابل استفاده نیست و بخش کمی از غذاها سالم هستن، شما کسی هستی که مواظب خوراکیا و جیره بندی غذاهاست. حواست هست کی چقدر آب و غذا برمی‌داره و به همه به اندازه کافی برسه. سر همین جدی بودنت هیچکس نمیتونه غذای اضافی برداره. ׄ ׅ ๋ ᜆ@dainasors ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
اولویت تو وسیله نقلیه هست، تو یه تیم تشکیل دادی در واقع تو میخوای از شهر خارج بشی و یه Ford Focus داری که قرار بود یه روز تعمیرش کنی در حالت ایده‌آل مطمئن شدی که زاپاس و باک پر سوخت داره رفیقت هم دوج پاور واگن 1947 داشت که کارو راه مینداخت. مقداری آب شیرین برداشتی و از داروخونه قرص یُد، آنتی هیستامین، الکل و لوازم بانداژ و داروهای تجویزی‌ای که هرکسی یه تعداد از اونارو نیاز داره گرفتی. نوبت سلاح بود. شمشیر به مثابه‌ی سلاح به دردت نمی‌خورد چوب بیسبال و توپ‌های آلومینیومی عالی بودن چون بین استخون‌ها گیر نمی‌کردن ولی چه بخوای چه نخوای سلاح گرم برتر بود چون اجازه می‌داد از راه دور با زامبیا بجنگی. به نظرت از نزدیک درگیر شدن بد بود اصلا چرا یکی باید با کمال میل به اونا نزدیک بشه؟ ׄ ׅ ๋ ᜆ@Nowfwr ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو از درون شادی میکنی اما بروز نمیدی که هیجان داری کلی مواد آتش‌زا و هم تیمی پیدا میکنی و روی بعضی ایده های دیوانه کننده‌ی توی ذهنتون کار می‌کنید (مثلا کمان پولادی خودکار) و با هم‌تیمی‌هات از پناهگاه میزنید بیرون تا حین انجام وظیفه اونارو روی زامبیا آزمایش کنید ( شما سعی می‌کنید مفید باشید تا اینکه مثل موش قایم بشید) ׄ ׅ ๋ ᜆ@vivaciouss ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
به همه دستور داده شد که به خونه هاشون برن و منع رفت و آمد تنظیم شد. شبکه های اجتماعی اطلاعات اولیه رو به مردم داد: زامبی ها فقط ساقه مغز آنها پس از مرگ دوباره فعال می‌شود (پس هوش بالایی ندارن) خراش آنها کشنده است. آنهارا فقط می‌توان با لِه یا فرو کردن یک جسم در مغز از بین برد. اوکی تو همه چیزو خوب تنظیم کرده بودی به جای اسلحه چاقوهای شکاری و چاقوهای بلند آشپزخونه‌ برای کشتن زامبی داشتی. لوازم اولیه مثل غذا و آب‌انبار تا مدتی که آب تموم بشه تو رو نگه می‌داشت. شانس آوردی قبلا تو حیاط پشتی خونت یه باربیکیوی فرو رفته داخل زمین ساخته بودی و یه شومینه‌ی چوب‌سوز داشتی. به تمام این اتفاقات به عنوان یه سفر کمپینگ طولانی فکر می‌کردی. و کاملا آروم بودی.. ׄ ׅ ๋ ᜆFOX ۪ ׄ 𖫵
هدایت شده از 🐇 اِسلاویکْ لیدیـا
تو اول هرچی لوازم و مایحتاج داری جمع میکنی، اسلحه، غذا، لباس، ماشین و غیره. و در صورت امن بودن فوراً منطقه رو ترک میکنی از اونجایی که نسبتاً نزدیک ساحل زندگی میکنی قصد داری به یه جزیره بری چون جزایر میتونن یه دفاع طبیعی در برابر زامبیا باشن به خصوص اگه جمعیت کمی داشته باشن اگه بتونی جزیره رو که نزدیک سرزمین اصلیه بدست بیاری یه منطقه حائل امن بین خودت و گروه انبوهی خواهی داشت (با فرض اینکه بتونی زامبی هارو بدون آلوده شدن از جزیره پاک کنی) ׄ ׅ ๋ ᜆ@Slaughterhouse ۪ ׄ 𖫵